در نظام حقوقی ایران، احکام صادره از سوی دادگاهها لزوماً پایان مسیر دادرسی نیستند. در مواردی که یکی از طرفین دعوا به رأی صادره اعتراض داشته باشد، میتواند از راهی به نام «تجدیدنظرخواهی» وارد مرحلهی جدیدی از رسیدگی شود. در این مسیر، واژههایی همچون تجدیدنظرخواه و تجدید نظر خوانده و تجدید نظر خواسته بهطور مکرر شنیده میشوند، اما ممکن است بسیاری از افراد درک روشنی از نقش و جایگاه این افراد در فرایند حقوقی نداشته باشند.

در این مقاله، با بررسی دقیق مفاهیم تجدیدنظرخواهی، تفاوت تجدیدنظرخواه با تجدیدنظرخوانده، نحوه ثبت دادخواست، آرای قابل تجدیدنظر و نقش حیاتی وکیل در این مرحله، به شما کمک میکنیم تا دیدی کامل و کاربردی نسبت به یکی از مهمترین راههای اعتراض به رأی دادگاه به دست آورید.
تجدیدنظرخواسته کیست؟
تجدیدنظرخواسته شخص نیست. این اصطلاح به رأیی گفته میشود که نسبت به آن درخواست تجدیدنظر ثبت شده است. بنابراین دادنامه تجدیدنظرخواسته یعنی دادنامه مورد اعتراض؛ رأی تجدیدنظرخواسته یعنی رأی مورد بررسی در دادگاه تجدیدنظر و قرار تجدیدنظرخواسته یعنی قراری که یکی از طرفین نسبت به آن اعتراض کرده است.
برای مثال، اگر دادگاه بدوی شخصی را به پرداخت ۵۰۰ میلیون تومان محکوم کند و او به این تصمیم اعتراض نماید، همان دادنامه محکومیت «دادنامه تجدیدنظرخواسته» محسوب میشود.
در دادخواست تجدیدنظر باید حکم یا قرار مورد اعتراض، دادگاه صادرکننده، تاریخ ابلاغ و دلایل تجدیدنظرخواهی مشخص شود. ذکر مشخصات تجدیدنظرخواه و تجدیدنظرخوانده نیز از اطلاعات لازم دادخواست است.
تجدید نظر خواه کیست و چه وظایفی دارد؟
تجدیدنظرخواه شخصی است که نسبت به تمام یا بخشی از حکم یا قرار دادگاه بدوی اعتراض کرده و درخواست بررسی آن را در مرجع تجدیدنظر داده است. تجدیدنظرخواه لزوماً خوانده پرونده نیست. هرکدام از طرفین ممکن است این عنوان را پیدا کنند:
- اگر خواهان از رد دعوای خود اعتراض کند، خواهان بدوی تجدیدنظرخواه است؛
- اگر خوانده به محکومیت خود اعتراض کند، خوانده بدوی تجدیدنظرخواه است؛
- اگر هر دو طرف جداگانه اعتراض کنند، هرکدام در دادخواست خود تجدیدنظرخواه محسوب میشوند.
در دعاوی حقوقی، طرفین دعوا و وکلا یا نمایندگان قانونی آنان حق درخواست تجدیدنظر دارند. مهلت معمول تجدیدنظرخواهی نیز برای اشخاص مقیم ایران ۲۰ روز و برای مقیمان خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ رأی یا پایان مهلت واخواهی است.
تجدیدنظرخواه باید مشخص کند به کدام قسمت رأی اعتراض دارد و ایراد او چیست؛ برای مثال، دادگاه به یک مدرک توجه نکرده، مستند رأی اعتبار ندارد یا تصمیم صادرشده با قانون مغایرت دارد.
چه کسانی حق تجدیدنظرخواهی دارند؟
قانون آیین دادرسی مدنی مشخص کرده که فقط برخی افراد حق دارند نسبت به آرای صادره تجدیدنظرخواهی کنند. این افراد عبارتند از:
- شخصی که حکم صادره به ضرر او بوده است.
- نماینده قانونی یا وکیل طرف دعوا، در صورتی که در وکالتنامهاش اجازه تجدیدنظر ذکر شده باشد.
- دادستان در دعاوی کیفری، بهویژه اگر به رأی صادره معترض باشد یا رأی برخلاف قانون باشد.
- شاکی خصوصی در پروندههای کیفری.
لازم به ذکر است، در صورت عدم قید اجازه تجدیدنظرخواهی در وکالتنامه، وکیل اجازه ورود به این مرحله را نخواهد داشت.
چه شرایطی برای تجدیدنظرخواهی لازم است؟
برای اینکه تجدیدنظرخواهی معتبر باشد، باید مجموعهای از شرایط قانونی رعایت شود:
- صدور رأی قابل تجدیدنظر: نه همه آراء، بلکه فقط آراء مشخصشده در قانون، قابل تجدیدنظر هستند.
- ارائه دادخواست در مهلت قانونی: برای افراد مقیم ایران ۲۰ روز، و برای مقیمان خارج کشور ۲ ماه از تاریخ ابلاغ رأی است. در نظر داشته باشید که محاسبه زمان اعتراض به رای دادگاه از روز بعد ابلاغ محاسبه می شود.
- ثبت از مسیر قانونی: در حال حاضر، دادخواست تجدیدنظر باید از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت و ارسال شود.
- ذکر دلایل قانونی: تجدیدنظرخواه باید دلایلی مشخص مثل عدم توجه قاضی به مستندات، بیاعتباری دلایل طرف مقابل یا نقص در روند دادرسی را بیان کند.
در صورتی که این شرایط رعایت نشود، ممکن است درخواست تجدیدنظر رد شود و رأی بدوی قطعیت یابد.
تجدیدنظرخوانده کیست؟
تجدیدنظرخوانده شخصی است که دادخواست تجدیدنظر به طرفیت او ثبت شده است. او برای بهدستآوردن این عنوان لازم نیست خودش اقدامی کرده باشد؛ همین که طرف مقابل نسبت به رأی اعتراض کند و نام او را در دادخواست بهعنوان طرف اعتراض بنویسد، تجدیدنظرخوانده محسوب میشود.
تجدیدنظرخوانده همیشه کسی نیست که تمام رأی بدوی به نفع او صادر شده باشد. ممکن است رأی بخشی به نفع و بخشی به ضرر هر دو طرف باشد و یکی از آنها فقط نسبت به قسمت زیانبار اعتراض کند.
پس از ثبت و تکمیل دادخواست، یک نسخه از دادخواست تجدیدنظر و ضمائم آن برای تجدیدنظرخوانده فرستاده میشود. او از تاریخ ابلاغ ۱۰ روز فرصت دارد پاسخ خود را ارائه کند. پس از پایان این مهلت، چه پاسخ داده باشد و چه پاسخی ثبت نکرده باشد، پرونده به مرجع تجدیدنظر ارسال میشود.
پاسخندادن به دادخواست به معنای قبول اعتراض یا شکست قطعی تجدیدنظرخوانده نیست، اما ممکن است فرصت توضیح درباره ادعاها و مدارک تجدیدنظرخواه از دست برود.
فرق تجدیدنظرخواه و تجدیدنظرخوانده چیست؟
تفاوت اصلی این است که تجدیدنظرخواه اعتراض را مطرح میکند و تجدیدنظرخوانده طرفی است که اعتراض علیه او ثبت شده است. «تجدیدنظرخواسته» نیز برخلاف این دو، شخص نیست و به رأی مورد اعتراض گفته میشود.
| اصطلاح | شخص است یا رأی؟ | معنی |
|---|---|---|
| تجدیدنظرخواه | شخص | کسی که به رأی دادگاه بدوی اعتراض کرده است |
| تجدیدنظرخوانده | شخص | کسی که اعتراض به طرفیت او مطرح شده است |
| تجدیدنظرخواسته | رأی | حکم یا قراری که مورد اعتراض قرار گرفته است |
| دادنامه معترضعنه | رأی | اصطلاح دیگری برای دادنامه مورد اعتراض |
مثال تفاوت تجدیدنظرخواه و تجدیدنظرخوانده
فرض کنید علی علیه رضا دادخواست مطالبه وجه داده و دادگاه، رضا را به پرداخت پول محکوم کرده است.
اگر رضا به رأی اعتراض کند:
- رضا تجدیدنظرخواه است؛
- علی تجدیدنظرخوانده است؛
- دادنامه محکومیت رضا، دادنامه تجدیدنظرخواسته است.
اگر دادگاه فقط بخشی از مبلغ مورد درخواست علی را پذیرفته باشد و هر دو طرف اعتراض کنند، علی در دادخواست خود تجدیدنظرخواه و رضا تجدیدنظرخوانده است؛ در دادخواست جداگانه رضا نیز جای این دو عنوان برعکس خواهد بود.
ابلاغ دادخواست تجدیدنظر به تجدیدنظرخوانده یعنی چه؟
اگر در سامانه ثنا نوشته شده است «نسخه ثانی دادخواست تجدیدنظر و ضمائم به تجدیدنظرخوانده ابلاغ شد»، یعنی طرف مقابل به رأی اعتراض کرده و نسخهای از دادخواست و مدارک او برای پاسخگویی در اختیار شما قرار گرفته است. تجدیدنظرخوانده بهتر است در پاسخ خود به هر دلیل تجدیدنظرخواه جداگانه پاسخ دهد؛ مدارکی را که در تأیید رأی بدوی دارد، پیوست کند؛ اشتباهات حقوقی لایحه طرف مقابل را مشخص کند و در پایان، رد تجدیدنظرخواهی و تأیید دادنامه بدوی را بخواهد.
مهلت پاسخ در امور حقوقی ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ است. پس از پایان مهلت، پرونده برای رسیدگی به دادگاه تجدیدنظر ارسال میشود؛ اما این به معنای صدور فوری رأی نیست و ممکن است دادگاه تکمیل پرونده، بررسی مدارک یا اقدام دیگری را لازم بداند
جهات و دلایل قانونی برای تجدیدنظرخواهی
مطابق ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی، تجدیدنظرخواهی باید مبتنی بر یکی از دلایل قانونی باشد که به شرح زیر است:
- ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه
- ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود
- ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ارائهشده
- ادعای عدم صلاحیت دادگاه یا قاضی صادرکننده رأی
- ادعای مغایرت رأی با شرع یا قانون
نکته جالب توجه این است که حتی اگر تجدیدنظرخواه فقط یکی از این جهات را ذکر کند، دادگاه تجدیدنظر موظف است سایر جهات موجود را نیز بررسی کند.
تجدیدنظرخواهی چگونه انجام میشود؟
فرآیند تجدیدنظرخواهی یکی از مهمترین ابزارهای اعتراضی در نظام دادرسی ایران است که به طرف زیاندیده از رأی بدوی این امکان را میدهد تا نسبت به آن اعتراض نماید. این فرآیند باید با رعایت دقیق مراحل و مقررات قانونی انجام شود تا قابل پذیرش در دادگاه تجدیدنظر باشد.
مراحل ثبت دادخواست تجدیدنظر
-
تکمیل دادخواست تجدیدنظر: شخص معترض یا وکیل قانونی او باید فرم دادخواست تجدیدنظر را با درج مشخصات طرفین، دادگاه صادرکننده رأی، شماره دادنامه و دلایل اعتراض، تکمیل نماید.
-
ثبت در دفاتر خدمات الکترونیک قضایی: برخلاف گذشته که مستقیماً به دادگاه مراجعه میشد، امروزه ثبت دادخواست تجدیدنظر باید صرفاً از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی انجام شود.
-
تحویل نسخهای از دادخواست به طرف مقابل: پس از ثبت، نسخهای از دادخواست و ضمائم به تجدیدنظرخوانده ابلاغ میشود تا در صورت تمایل، پاسخ خود را ارائه دهد.
-
ارسال پرونده به دادگاه تجدیدنظر: پس از بررسی اولیه و رفع نقایص احتمالی، پرونده توسط دادگاه بدوی به مرجع تجدیدنظر ارسال میشود.
اهمیت رعایت مهلت قانونی برای تجدیدنظرخواهی
در نظر داشته باشید مهلت قانونی برای اشخاص مقیم ایران 20 روز و برای افراد خارج از کشور 2 ماه است، برای محاسبه باید روز اقدام و ابلاغ در نظر گرفته نشود و قوانینی نیز برای محاسبه کردن روزهای تعطیل رسمی وجود دارد. اگر برای محاسبه دچار چالش شده اید می توانید به قسمت ابزارهای محاسبات حقوقی ایران لگال مراجعه فرموده و در بخش محاسبه مهلت ها و مواعد قانونی، تاریخ را وارد کرده و مهلت قانونی را مشاهده فرمایید.
چنانچه فرد در مهلت قانونی دادخواست خود را ثبت نکند، رأی دادگاه بدوی قطعی تلقی میشود و دیگر قابلیت اعتراض نخواهد داشت.
معاذیر قانونی برای تأخیر در تجدیدنظرخواهی
طبق ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی، تجدیدنظرخواهی در خارج از مهلت قانونی با عذر موجه پذیرفته خواهد شد که شرایط خاص خود را دارد. موارد زیر میتوانند عذر موجه محسوب شوند:
- بیماری یا ناتوانی جسمی مانع از حرکت
- فوت یکی از بستگان نزدیک (والدین، همسر، فرزندان)
- حوادث قهری مثل سیل یا زلزله
- بازداشت یا حبس شخص تجدیدنظرخواه
در صورت وجود چنین معاذیری، دادگاه ابتدا به بررسی صحت و موجه بودن عذر میپردازد و در صورت تأیید، تجدیدنظرخواهی را با تأخیر نیز میپذیرد.
نقش دفاتر خدمات الکترونیک قضایی
دفاتر خدمات قضایی وظیفه ثبت دادخواست و ارسال آن به مراجع قضایی مربوطه را برعهده دارند. این دفاتر پس از دریافت دادخواست، آن را ثبت، رسید صادر کرده و پرونده را به مرجع ذیصلاح ارسال میکنند. بنابراین، مبدأ زمانی تجدیدنظر، تاریخ ثبت در این دفاتر محسوب میشود.
تأیید یا نقض رأی دادگاه بدوی چه مفهومی دارد؟
یکی از مهمترین نتایج بررسی پرونده در دادگاه تجدیدنظر، صدور رأی نهایی درباره رأی دادگاه بدوی است. این رأی نهایی یا بهصورت تأیید رأی بدوی صادر میشود یا نقض و اصلاح یا ابطال آن را در پی دارد. هر یک از این حالتها، آثار حقوقی مهمی برای طرفین پرونده به همراه دارد.
دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید مینماید یعنی چه؟
این عبارت یعنی دادگاه تجدیدنظر دلایل شخص معترض را برای نقض یا تغییر رأی کافی ندانسته و رأی دادگاه بدوی را تأیید کرده است. ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی مقرر میکند اگر ادعای تجدیدنظرخواه موجه باشد، دادگاه رأی بدوی را نقض و رأی مقتضی صادر میکند؛ در غیر این صورت، درخواست تجدیدنظر را رد و رأی بدوی را تأیید خواهد کرد.
برای مثال، عبارت «ضمن رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظرخواسته تأیید و استوار میگردد» یعنی اعتراض تجدیدنظرخواه پذیرفته نشده است؛ نتیجه رأی دادگاه بدوی باقی میماند و پرونده برای ادامه اقدامات، از جمله اجرا، به مرجع مربوط بازگردانده میشود.
نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته یعنی چه؟
اگر دادگاه تجدیدنظر اعتراض را موجه بداند، رأی دادگاه بدوی را نقض میکند. در این حالت نتیجه پرونده به نوع رأی بستگی دارد.
اگر رأی بدوی حکم باشد، دادگاه تجدیدنظر اصولاً پس از نقض، رأی مناسب را صادر میکند. اگر رأی مورد اعتراض قرار باشد و دادگاه تجدیدنظر آن را نادرست بداند، ممکن است قرار را نقض و پرونده را برای رسیدگی ماهوی به دادگاه بدوی بازگرداند.
بنابراین نقض دادنامه همیشه به معنای پیروزی نهایی تجدیدنظرخواه یا پایان پرونده نیست. باید قسمت پایانی رأی تجدیدنظر خوانده شود تا معلوم شود دادگاه چه تصمیمی گرفته است.
آثار نقض یا تأیید رأی در روند دادرسی
- در صورت تأیید رأی: پرونده بسته شده و فقط در موارد نادر (مثل فرجامخواهی در دیوان عالی) امکان پیگیری مجدد وجود دارد.
- در صورت نقض رأی: مسیر جدیدی در دادرسی باز میشود که ممکن است شامل صدور رأی جدید یا ارجاع مجدد به دادگاه بدوی باشد.
بنابراین نتیجه رسیدگی در تجدیدنظر، ممکن است وضعیت پرونده را کاملاً تغییر داده یا آن را تأیید و تثبیت کند.
آرای قابل تجدیدنظر و شرایط آنها
برخلاف تصور برخی افراد، همه آراء دادگاهها قابل تجدیدنظر نیستند. قانونگذار با هدف کاهش اطاله دادرسی و افزایش قطعیت آراء، فقط برخی از احکام و قرارهای دادگاهها را قابل تجدیدنظر اعلام کرده است. در این بخش، با جزئیات بررسی میکنیم که چه آرایی قابلیت تجدیدنظر دارند و در چه شرایطی این امکان وجود دارد.
چه احکام و قرارهایی قابل تجدیدنظر هستند؟
طبق ماده ۳۳۱ قانون آیین دادرسی مدنی، آرای زیر قابلیت اعتراض تجدیدنظرخواهی دارند:
احکام مالی:
- دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن بیش از ۳ میلیون ریال (۳۰۰ هزار تومان) باشد، مانند مطالبه وجه یا قرض.
- دعاوی مالی غیر نقدی مثل الزام به تنظیم سند رسمی یا خلع ید اگر ارزش آنها از مبلغ مذکور بیشتر باشد.
احکام غیرمالی:
-
تمامی احکام صادره در دعاوی غیرمالی مانند اثبات نسب، الزام به تمکین، طلاق و… قابل تجدیدنظر هستند.
احکام راجع به متفرعات دعوا:
-
مثلاً حکم راجع به خسارت تأخیر تأدیه یا اعسار در صورتی قابل تجدیدنظر است که حکم اصلی چنین قابلیتی داشته باشد.
آرای غیرقابل تجدیدنظر کداماند؟
برخی آرا بهطور مطلق قابل اعتراض نیستند، از جمله احکامی که مستند به اقرار در دادگاه باشند. احکامی که مستند به نظر کتبی کارشناس باشند و طرفین صراحتاً رأی کارشناس را فصلالخطاب قرار داده باشند و آرایی که طرفین دعوا به صورت کتبی از حق تجدیدنظر صرفنظر کرده باشند.
قرارهای قابل تجدیدنظر
برخی از قرارهای صادر شده نیز، با رعایت شرایط خاص، قابلیت تجدیدنظر دارند؛ مانند:
- قرار ابطال یا اعتراض به رد دادخواست
- قرار عدم استماع دعوا یا رد دعوا
- قرار سقوط دعوا
- قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا
نکته مهم این است که قابلیت تجدیدنظر قرارها وابسته به قابلیت تجدیدنظر حکم اصلی است. یعنی اگر رأی اصلی قابل تجدیدنظر نباشد، قرارهای مربوط به آن نیز قابل اعتراض نیستند.
سوالات متداول
در این قسمت از مقاله سوالات متداول پیرامون تجدیدنظرخواهی را مشاهده می فرمایید که توسط پرسشگران از مجموعه ایران لگال در قالب مشاوره حقوقی مطرح شده است:
❓تجدیدنظرخواسته کیست؟
تجدیدنظرخواسته شخص نیست. این اصطلاح به حکم یا قراری گفته میشود که نسبت به آن اعتراض شده و برای بررسی به دادگاه تجدیدنظر فرستاده شده است.
❓تجدیدنظرخواه کیست؟
تجدیدنظرخواه شخصی است که نسبت به رأی دادگاه بدوی درخواست تجدیدنظر ثبت کرده است. او ممکن است خواهان یا خوانده مرحله بدوی باشد.
❓تجدیدنظرخوانده کیست؟
تجدیدنظرخوانده کسی است که دادخواست تجدیدنظر به طرفیت او مطرح شده است. نسخهای از دادخواست و مدارک تجدیدنظرخواه برای پاسخگویی به او ابلاغ میشود.
فرق تجدیدنظرخواه و تجدیدنظرخوانده چیست؟
تجدیدنظرخواه اعتراض را ثبت میکند و تجدیدنظرخوانده طرف اعتراض است. تجدیدنظرخواسته نیز رأی مورد اعتراض است، نه یکی از طرفین پرونده.
❓ تبادل لوایح در تجدیدنظر به چه معناست و خواهان چه وظیفهای دارد؟
تبادل لوایح در مرحله تجدیدنظر به معنای ارائه پاسخ یا نظرات مربوط به لایحهای است که توسط طرف تجدیدنظرخواهی تنظیم شده است. خواهان باید پاسخ خود را در مهلت تعیینشده (معمولاً ده روز پس از ابلاغ) به دفتر دادگاه ارائه دهد.
❓ آیا خوانده میتواند نسبت به حکم دادگاه تجدید نظر، مجدداً درخواست تجدیدنظر دهد؟
خیر، رأی دادگاه تجدیدنظر قطعی است و امکان تجدیدنظر مجدد نسبت به آن وجود ندارد، مگر در موارد خاصی که قانون اجازه فرجامخواهی در دیوان عالی کشور را داده باشد.
❓ دستور قضایی برای ارسال نسخ ثانی دادخواست تجدید نظر و ضمائم آن به تجدید نظرخوانده در تاریخ ۱۴۰۱/۰۹/۰۵ صادر شده است. این به چه معناست و بعد از اعتراض در مرحله تجدید نظر چه اتفاقی میافتد؟
این دستور به معنای آن است که نسخهای از دادخواست تجدیدنظر به تجدیدنظرخوانده ارسال شده تا وی ظرف ۱۰ روز پاسخ خود را برای دادگاه تجدیدنظر ارائه دهد. پس از این مرحله، دادگاه وارد فرآیند تصمیمگیری و صدور رأی نهایی میشود.
