نحوه تنظیم صحیح دادخواست استرداد طلا
دادخواست استرداد طلا جات را بررسی کنید.
بهای خواسته: [ارزش روز ۱۱ گرم طلا به ریال را اینجا بنویسید] ریال
دلایل و منضمات:
۱. اظهارنامه رسمی شماره *****
۲. مدارک مثبته مالکیت و تصویر فاکتور خرید طلاجات
۳. هرگونه مستندات دیگر (مانند پیامکها یا شهادت شهود)
شرح ماوقع (گردش کار):
با سلام و احترام، به استحضار میرساند:
اینجانب تعداد ۱۱ گرم طلا (شامل النگو) را به عنوان امانت و به صورت موقت در اختیار خوانده محترم قرار دادم. مقرر گردیده بود که خوانده حداکثر ظرف مدت یک ماه از تاریخ دریافت، عین طلاجات امانی را به اینجانب مسترد نماید.
پس از گذشت مدت زمان توافق شده، اینجانب بارها به صورت حضوری و تلفنی از خوانده درخواست استرداد امانت را نمودم، اما نامبرده از بازگرداندن طلاجات خودداری کرده و متأسفانه تاکنون نیز از انجام این تعهد سر باز زده است. در نهایت جهت اتمام حجت، اظهارنامه رسمی برای وی ارسال شد که متأسفانه خوانده به آن نیز ترتیب اثر نداده است.
با توجه به اینکه ید خوانده بر این طلاجات، ید امانی بوده و ایشان مکلف به استرداد عین مال به مالک (خواهان) میباشد، و با عنایت به اینکه عدم استرداد امانت موجب ورود خسارت به اینجانب شده است، لذا تقاضای رسیدگی و صدور حکم شایسته را دارم.
جهات قانونی:
مواد ۱۰، ۳۰، ۳۱ و ۶۱۴ قانون مدنی (راجع به مالکیت و عقد ودیعه) و ماده ۱۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی.
خواسته:
۱. صدور حکم بر محکومیت خوانده به استرداد عین ۱۱ گرم طلا (شامل النگو) به اینجانب (خواهان).
۲. محکومیت خوانده به پرداخت کلیه خسارات دادرسی و هزینههای قانونی.
با تجدید احترام
پاسخ حقوقی ایران لگال:
سلام وقت بخیر،
متن فوق به نظر با هوش مصنوعی نوشته شده و ایرادات بسیاری دارد. بهتر است آن را ثبت نکنید. در ادامه مشکلاتی که دارد را خدمتتان عرض می کنم. مهمترین ایرادش این است که بدون توضیح و دلیل کافی، تحویل طلا به خوانده را «امانت» فرض کرده است. اگر خوانده اصل دریافت طلا یا امانی بودن آن را انکار کند، صرف فاکتور خرید ثابت نمیکند که ۱۱ گرم طلا به او سپرده شده و موظف به پس دادن آن بوده است. باید مشخص شود طلا دقیقاً چه زمانی، به چه علت و با چه توافقی به او تحویل شده و برای این موضوع چه پیام، شاهد، اقرار یا مدرکی وجود دارد.
مشخصات طلا هم باید دقیقتر باشد. عبارت «۱۱ گرم طلا شامل النگو» کافی نیست؛ تعداد قطعات، وزن تقریبی، عیار و مشخصات قابل شناسایی آنها تا حد امکان باید نوشته شود. همچنین باید برای حالتی که عین طلا دیگر موجود نیست فکری شود؛ دادخواست نباید فقط استرداد عین را بخواهد و بعد در مرحله اجرا مشخص شود طلا فروخته یا از بین رفته و خواسته شما پاسخگوی این وضعیت نیست.
بهای خواسته نیز باید هنگام ثبت به مبلغ مشخص تقویم شود و بر اساس همان مبلغ، مرجع صالح تعیین شود. بنابراین از ابتدا نوشتن «دادگاه عمومی حقوقی» بدون توجه به ارزش خواسته درست نیست.
اظهارنامهای که قبلاً ارسال شده مدرک خوبی است، بهخصوص اگر در آن دقیقاً همین طلاها مطالبه شده و به خوانده هم ابلاغ شده باشد. اگر خوانده در پاسخ اظهارنامه یا در پیامها اصل دریافت طلا را پذیرفته باشد، این قسمت بسیار مهم است و حتماً باید در دادخواست مورد استناد قرار بگیرد.
قسمت مواد قانونی متن هم ضرورتی ندارد به این شکل طولانی نوشته شود. در چنین پروندهای، شرح دقیق نحوه تحویل طلا و دلایل اثبات آن از ردیف کردن شماره مواد قانونی مهمتر است. عباراتی مثل «جهت اتمام حجت»، «خوانده محترم» و «صدور حکم شایسته» هم متن را قالبی کرده و بهتر است حذف شود.
بنابراین قبل از ثبت باید دادخواست بر اساس فاکتور، اظهارنامه، دلیل تحویل طلا و مشخصات دقیق طلا بازنویسی شود و خواسته هم طوری تنظیم شود که وضعیت عدم وجود عین طلا را پوشش دهد. اگر مایل باشید متن کامل دادخواست استرداد طلاجات متناسب با همین مدارک برایتان تنظیم شود، اعلام فرمایید.
