مطالبه مهریه و حقوق مالی زوجه
موکل بنده در سال 92 ازدواج کرده ازآنجایی که زوج کر و لال بوده و زوج خبر نداشت و بیماری روانی هست تاکنون یک در بیمارستان راضی بستری شده و دارو مصرف میکند و زوجه موکل بنده است و دادخواست مهریه دادیم با توجه به سند ازدواج که عکس آنرا ارسال کردم فقط برای 5 میلیون اقدام به دادخواست مهریه کردیم 15 میلیون رو جلسه اول داگاه میخواهم افزایش خواسته بنویسم چون ریال از مهریه نداده اند در حالی که نوشتند 15 میلیون از مهریه رو طلا خریدیم و تحویل زوجه گردید و ضمنا طلاهای زوجه رو بعد ازدواج مادر شوهرش ازش گرفته است و به گفته او از پول طلاها برا خودش خونه خریده الان من قصد دارم کل مهریه را به نرخ روز از زوج و قیمش که مادرش هست ازش بگیرم
پاسخ حقوقی ایران لگال:
وقت بخیر؛
مشکل اصلی همان عبارتی است که در سند نکاحیه درباره ۱۵ میلیون تومان طلا و تحویل آن به زوجه نوشته شده؛ چون اگر دادگاه این عبارت را اقرار زوجه به وصول بخشی از مهریه بداند، صرف اینکه در جلسه بگویید هیچ مبلغی پرداخت نشده برای گرفتن آن ۱۵ میلیون کافی نیست. اما اگر بتوانید ثابت کنید این عبارت مطابق واقع نبوده، یا اساساً طلا به عنوان پرداخت مهریه تحویل نشده، مطالبه آن بخش هم قابل پیگیری است.
از جهت شکلی، اگر دادخواست را فعلاً روی ۵ میلیون تومان تقویم کردهاید، افزایش خواسته تا پایان اولین جلسه دادرسی امکانپذیر است؛ چون همان مطالبه مهریه و با همان منشأ است. ماده ۹۸ آیین دادرسی مدنی این امکان را تا پایان جلسه اول داده است. بنابراین اصل اینکه در جلسه اول ۱۵ میلیون باقیمانده را به خواسته اضافه کنید، از این جهت قابل انجام است.
مسئله اصلی اما دفاع ماهوی زوج است. اگر در سند ازدواج تصریح شده باشد که «۱۵ میلیون تومان از مهریه به صورت طلا خریداری و تحویل زوجه شد» و زوجه هم آن سند را امضا کرده باشد، دادگاه ممکن است آن را اقرار به دریافت تلقی کند. رسمی بودن سند هم باعث میشود انکار ساده مندرجات آن کافی نباشد. البته قانون راه را کاملاً نبسته؛ ماده ۱۲۷۷ اجازه میدهد شخص مدعی شود اقرار قبلی مبتنی بر اشتباه، غلط یا امر خلاف واقع بوده، ولی اثبات این موضوع بر عهده خود اوست.
اینجا باید دقیقاً روشن کنید کدام یک از دو حالت واقع شده است. اگر اصلاً طلا بابت آن ۱۵ میلیون تحویل زوجه نشده، باید همان «عدم تحقق پرداخت» را اثبات کنید و آن ۱۵ میلیون را نیز جزء مهریه پرداختنشده مطالبه کنید. اگر مهریه وجه رایج سال ۱۳۹۲ بوده، بخش پرداختنشده اصولاً طبق شاخص قانونی تا زمان پرداخت محاسبه میشود.
اما اگر طلا واقعاً به زوجه تحویل شده و بعداً مادرشوهر طلاهای متعلق به زوجه را گرفته، آن ۱۵ میلیون دیگر از حیث مهریه وضعیت متفاوتی پیدا میکند. در این فرض، تعهد زوج نسبت به آن قسمت ممکن است با تحویل طلا انجام شده باشد و دعوای اصلی شما نسبت به مادرشوهر، «استرداد طلاهای زوجه» یا حسب وضعیت، مثل یا قیمت آنهاست؛ قانون نیز کسی را که مال دیگری را در اختیار گرفته ملزم به رد عین و در صورت تلف به رد مثل یا قیمت میداند. در این حالت مطالبه همان مبلغ یک بار به عنوان مهریه از زوج و بار دیگر به عنوان طلا از مادرش، قابل جمع نیست.
در مورد «قیم» هم یک تفکیک مهم دارید. بیماری روانی یا حتی بستری شدن زوج بهتنهایی مادر او را قیم قانونی نمیکند. باید حکم حجر و حکم رسمی نصب قیم وجود داشته باشد. اگر مادر واقعاً قیم منصوب دادگاه است، در دعوای مهریه فقط نماینده قانونی زوج محجور محسوب میشود؛ دین مهریه از اموال خود زوج پرداخت میشود، نه از اموال شخصی مادر. ماده ۱۲۳۵ قانون مدنی نیز قیم را نماینده قانونی محجور در امور مالی معرفی کرده است.
بنابراین من این پرونده را دو قسمت میکردم: مطالبه مهریه پرداختنشده از خود زوج، با نمایندگی قیم در صورت وجود حکم حجر؛ و اگر ثابت است مادرشوهر طلاهای زوجه را بعد از تحویل گرفته، مطالبه طلاها از مادرشوهر شخصاً. اینکه مادر گفته با پول طلاها برای خودش خانه خریده، اگر بتوانید با پیام، اقرار، شاهد، رسید فروش طلا یا قرائن دیگر اثباتش کنید، در دعوای دوم بسیار مهم است.
برای اینکه دقیق بگویم در جلسه اول افزایش خواسته را به چه عبارتی مطرح کنید، فقط متن دقیق همان بند سند ازدواج را که درباره «۱۵ میلیون و طلا» نوشته شده، کلمه به کلمه بفرستید؛ زیرا امکان ارسال عکس وجود ندارد و همچنین بگویید آیا حکم رسمی حجر زوج و قیمومت مادرش صادر شده یا فقط خانواده او را قیم میدانند. با همین دو مورد مشخص میشود بهتر است ۱۵ میلیون را داخل همین مهریه افزایش بدهید یا بابت طلا دعوای مستقلی علیه مادر مطرح کنید.
