جلوگیری از جلب با ثبت اعسار
سلام و ارادت.
سال 1401 یه شکایت از من شد که فردی یک رسید دست نویس تو یه برگه خط دار دفتری ارائه داده بود که به دست خطی که خیلی شبیح دست خط من بود نوشته بود که من مبلغ یک میلیارد و بانصد میلیون تومن از ایشان گرفتم بو طور دستی که ششم فروردین سال 1396 تاریخ رسید بود و زده بود این مبلغ را بیستم فروردین 96 باید برگردونم. و زیرش فقط دو تا امضا که باز خیلی شبیح امضا من بود زده شده بود...
منتها سال 1401 همچین برگه ای را رو کرده و روش شکایت کرده بود من چون اطمینان داشتم که همچین برگه ای به کسی ندادم و کلا من 35 سالم و تو کل عمرم بالاترین مبلغ که به حسابم اومده بود 200میلیون بوده و کلا هیچ سندی هم به نامم نخورده گفتم حتما دادگاه شکایتش را رد میکنه.... چون فرد شاکی از چندین سال قبل با من خصومت داشت گفتم حتما قسط آزار داره و دادگاه رد میکنه.... منتها تو جلسه دادگاه قاضی سوال کرد برگه رسید را قبول داری با اطمینان رد کردم و گفتم برینت حساب فیش واریزی چیزی هیچی نیست گفت این رسید اگه مال شما باشه نیاز به اونا نیست. متاسفانه
جواب کارشناسی اول زد دسط خط و امضا شبیح است... من تو شوک بودم اعتراض زدم رو کارشناسی بعد چند روز ابلغ اومد که برا کارشناس سه نفره دو تومن واریز کنید منتها ابلاغ سه بار اومد من فکر کردم تکرار ابلاغ برای یادآوری منتها زمانش که گذشت یهو دیدم رای صادر کرده که چون مبلغ کارشناسی را در زمان مقرر واریز نکردم و نظر به نظر کارشناسی اول منو محکوم کرد رفتم تو دفتر قاضی نشونش دادم که یه دو تومن واریز کردم و من فکر نمیکردم که سه تا ابلاغ دو تومن را باید برداخت کنم و چرا اصلا یه ابلاغ نیمد که شیش میلیون برداخت کن برا کارشناسی سه نفره...! یجورایی قبول دار شد دفتر دار خواست الکی دعوا زرگری بعدشم گفت حکم دادم کاریش نمیشه کرد... من اعتراض زدم هزینه دادرسی 75 میلیونی با هزار بدبختی برداخت کردم دادگاه تجدید نظر فرستاد کارشناسی سه نفره و تمام تلاشم کردم که بشون بفهمونم دست خطم جعل باز میگفتن شبیح... تا جوابشون بدن چند بار رفتم شعبه اظهار نظر که دلایلم بیارم که آقا چرا یه انگشت بای مهر نیست؟ چرا شاکی حتی یک میلیون برینت بانکی به حساب من نداره هیچ مدرکی نیست کلا من بالاترین مبلغ به حسابم 200 تومن چجوری یک میلیارد نیم منتها راهم ندادند من احساسم اینه که جانب داری شد تو این برنده...
(سوال) برج یک 1405 با توجه به رای کارشناسی سه نفره حکم بر علیه من صادر کرد. الان که برج شیش 1405 است برام دوباره ابلاغ اومد که مال دادگاه شاهرودی اصفهان جایی که حکم اولیه داد. تو این ابلاغ که مال همین دادگاه شاهرودی یعنی مال اجرای احکام نیست.. 1.ظرف ده روز مفاد آن را بموقع اجرا گذارد.
ترتیبی برای برداخت به محکوم به بدهد.
3.مالی معرفی کند که اجرا حکم و استیفا محکوم به از آن میسر باشد. و چناچه خود را قادر به اجرای مفاد اجرایه نداند باید ظرف سی روز کلیه اموال خود را معرفی و اعسار به ضمیمه دادخواست اعسار کند.
خوب حالا سوال ام اینه که من چون هیچگونه مال اموالی ندارم اگر تا قبل مهلت ده روزه اعسار را رد کنم آیا جلوی صادر شدن حکم جلب را میکند یا خیر.
و دوم من چون اطمینان دارم از اینکه همچین رسیدی ندادم و همچین مبلغی را ندیدم میتوانم این حکم دادگاه تجدید نظر را واخواهی کنم تا کیس من دوباره و بررسی شود و این سری با یک وکیل جلو بروم که بی گناهی من را محقق کند یا خیر؟ ممنون و عذر خواهی بابت طولانی بودن... فقط ایکه اگر اعسار را قبل از ده روز رد کنم جلوی صادر شدن حکم جلب را میگیرد یا نه را هم بم بگویید فروان ممنون میشم
پاسخ حقوقی ایران لگال:
درود.
احتمالاً الان خطر اصلی برای شما این است که تمام تمرکزتان را روی بیاعتباری آن رسید بگذارید و مهلت اجراییه را از دست بدهید؛ چون رأی تجدیدنظر فعلاً قطعی و قابل اجراست و تا زمانی که از یکی از راههای قانونی نقض نشود، اجرای احکام آن را معتبر میداند. اما اگر همین الان اعسار را درست و در مهلت ثبت کنید، میتوانید خطر بازداشت بابت محکومیت مالی را تا زمان تعیین تکلیف اعسار تا حد زیادی کنترل کنید و همزمان مسیر اعتراض فوقالعاده به اصل رأی را جداگانه پیگیری کنید.
در مورد سؤال اولتان، بله؛ اگر منظورتان از «رد کنم» این است که دادخواست اعسار را ثبت کنید، حتی لازم نیست منتظر روز دهم بمانید. قانون یک مهلت ۱۰ روزه برای اجرای داوطلبانه حکم، معرفی مال یا اعلام وضعیت دارایی تعیین کرده، ولی برای جلوگیری از حبس بابت محکومیت مالی، مهلت مهم ۳۰ روز از تاریخ ابلاغ اجراییه است. اگر ظرف این ۳۰ روز دادخواست اعسار را همراه با صورت کامل اموال ثبت کنید، طبق ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی تا زمانی که اعسار شما مسترد نشده یا با حکم قطعی رد نشده باشد، نباید به استناد همین ماده حبس شوید. پس ثبت آن قبل از پایان ۱۰ روز، از این جهت اقدام بهموقعی است.
فقط دادخواست اعسار را ناقص ثبت نکنید. باید حسابهای بانکی، اموال منقول و غیرمنقول، مطالبات از دیگران و نقلوانتقالات یک سال گذشته را اعلام کنید و اگر برای اثبات اعسار به شاهد استناد میکنید، شرایط شهادتنامه شاهدها هم رعایت شود. دادخواست هم اصولاً در دادگاه نخستینی که به دعوای اصلی رسیدگی کرده یا دادگاه صادرکننده اجراییه مطرح میشود. با توجه به اینکه شما همچنان اصل بدهی را قبول ندارید، بهتر است در اعسار هم طوری نوشته نشود که از آن «اقرار به دریافت یک میلیارد و پانصد میلیون تومان» برداشت شود؛ میشود با حفظ اعتراض به اصل محکومیت، صرفاً ناتوانی از پرداخت محکومبه موضوع دادنامه را مطرح کرد.
اما درباره اصل پرونده، «واخواهی» دیگر راه شما نیست. شما در پرونده حاضر بودهاید، دفاع کردهاید، به رأی بدوی تجدیدنظرخواهی کردهاید و دادگاه تجدیدنظر نیز کارشناسی سهنفره انجام داده و رأی داده است؛ واخواهی مربوط به حکم غیابی است، نه چنین پروندهای.
راهی که در وضعیت شما باید جدی بررسی شود «اعاده دادرسی» است، ولی صرف اینکه شما مطمئن باشید رسید جعلی است یا حتی بگویید کارشناسی اشتباه کرده، برای اعاده دادرسی کافی نیست. یکی از جهات قانونی اعاده دادرسی این است که حکم مستند به سندی باشد که بعد از صدور حکم، جعلی بودن آن ثابت شود. اگر بتوانید جعلی بودن همین رسید را از مسیر قانونی ثابت کنید، آن وقت این موضوع میتواند مبنای اعاده دادرسی قرار بگیرد. قانون حتی در این حالت شروع مهلت اعاده دادرسی را از تاریخ ابلاغ حکم نهایی مربوط به اثبات جعل حساب میکند.
این نکته هم مهم است: نبود اثر انگشت روی رسید یا نبود فیش بانکی، به تنهایی باعث بیاعتباری رسید نمیشود. اگر دادگاه انتساب دستخط و امضا را بر اساس کارشناسی پذیرفته باشد، ممکن است همان رسید را برای اثبات دین کافی بداند. بنابراین در مرحله بعدی باید به جای تکیه صرف بر این استدلال که «هیچ واریزی وجود ندارد»، خودِ اصالت سند هدف قرار بگیرد؛ مثلاً اصل سند، نحوه تهیه آن، نمونههای مسلمالصدور دستخط و امضای شما در همان بازه زمانی و ایرادهای فنی نظریه کارشناسی بررسی شود.
درباره اشتباه پرداخت هزینه کارشناسی مرحله بدوی هم، چون دادگاه تجدیدنظر بعداً پرونده را واقعاً به هیأت سهنفره کارشناسی فرستاده و بر اساس همان نظریه تصمیم گرفته، احتمالاً آن ایراد اولیه به تنهایی برای باز کردن مجدد پرونده کافی نیست؛ چون فرصت کارشناسی سهنفره در مرحله تجدیدنظر برای شما فراهم شده است. نقطهای که الان ارزش بررسی بیشتری دارد، خود نظریه هیأت سهنفره و نحوه استدلال رأی تجدیدنظر درباره اصالت رسید است.
در نتیجه این دو مسیر را از هم جدا کنید: اعسار را فوراً و قبل از تمام شدن ۳۰ روز از ابلاغ اجراییه ثبت کنید، و برای اصل محکومیت یک وکیل پرونده را با هدف بررسی امکان اثبات جعل و اعاده دادرسی مطالعه کند. یکی جای دیگری را نمیگیرد.
اگر متن «نتیجه رأی تجدیدنظر»، قسمت مربوط به نظریه کارشناسان سهنفره و متن همین اجراییه جدید را اینجا بنویسید و تاریخ دقیق ابلاغ اجراییه را هم بگویید، میتوانم دقیقتر بگویم تا چه تاریخی برای اعسار فرصت دارید و آیا در رأی تجدیدنظر نکتهای برای باز کردن دوباره پرونده دیده میشود.
