خیانت در امانت طلا فروش
سلام
من ۹۱.۴۳۰گرم طلای آب شده به علاوه نیم سکه طلا در دوره های مختلف به صورت فیزیکی به طلافروشی داده ام
طلافروش به همه سود طلا می داده و طلای آن ها را در دست داشته و من این موضوع در وقتی فهمیدم که ۲۰۰شاکی دارد و سود می داده
طریقه دادن طلای من اینطور بود من برای کارم باید در این شهر(کاشان)حضور داشته باشم ولی اهل گلپایگان هستم
قبل از این قضایا من ۸۴.۴۳۰گرم طلای آب شده پیش طلافروشی گلپایگان داشتم به مدت دو سال و او از طلای من نگهداری می کرد
رفیقم گفت طلافروشی کاشان دارای اعتبار است همه از او خرید می کنند و قیمت گرماژ طلا را کمتر از بقیه می دهد
من با این صحبت دو نیم سکه از او خریدم و بعد از مدتی سه نیم سکه خریدم و تمام این پنج سکه را تحویل گرفتم چون تعداد نیم سکه هایم بالا رفت گفتم نیم سکه ها را بدهم پیش خودش نگهدارد عین طلافروش گلپایگان
بعد از مدتی چون بنده پنج سال مستاجر در کاشانم تصمیم گرفتم طلاهای گلپایگانی را به کاشان پیش همین طلافروشی ببرم بنابراین طلافروشی گلپایگان طلایی به همان مقدار که گفتم با شماره ری گیری و آزمایشگاه طلا را در فاکتور به من داد و من طلا را به طلا فروش کاشان دادم
و در این مدت که هنوز خیانت در امانت نکرده بود هفت گرم دیگر خریدم و جمعا ۹۱.۴۳۰گرم طلا و پنج نیم سکه را خیانت در امانت کرد
در ضمن بگویم اصلا طلافروشی کاشان من را ندیده و طلاها همه به فاکتور دوستم است و نمی دانم ایشان از طلاهای من سود می گرفته یا نه
موقعی که ابلاغیه آمد من همه توضیحات را دادم و دوستم هم به بازپرس گفت طلاها برای من است و طلافروشی کاشان نیز حتما قبول کرده چون مرا در لیست شاکیان که در وقت نوزدهم مهر برایشان وقت دادگاه آمده هستم و علت این دادگاه ثابت شدن خیانت در امانت است
من می خواهم بدانم چطور ثابت کنم خیانت در امانت بوده و چطور طلاهایم که نتیجه یک عمر شش ساله ام هست را دریافت کنم
طلافروش به آنهایی که در زندان به دیدارش می آید مدام می گوید ندارم در صورتی شب قبل فرارش سیصد سکه از فردی گرفته و تمام خانه هایش و زمین هایش را به نام دیگران زده ضمناً برادرش نیز طلافروشی است و کنار مغازه ی طلافروشی او است مغازه برادرش قبل از دستگیری طلافروشی دری رو به مغازه طلافروشی داشته ولی بعد از دستگیری این در را خراب کرده و دیوار درست کرده و برادرش همین الان دارد فعالیت می کند
پاسخ حقوقی ایران لگال:
با سلام؛
شرایط خیلی پیچیده ای مطرح کرده اید. بزرگترین خطر پرونده شما این نیست که طلافروش شما را شخصاً ندیده؛ خطر اصلی این است که فاکتورهای طلافروشی کاشان به نام دوستتان صادر شده و اگر زنجیره مالکیت و تحویل درست اثبات نشود، متهم میتواند ادعا کند طرف حساب او دوست شما بوده یا طلاها برای سرمایهگذاری و گرفتن سود تحویل شده، نه برای نگهداری.
اما توضیحی با که دادهاید می توان موضوع را به نحوی اثبات کرد؛ مخصوصاً اگر دوستتان در بازپرسی صریحاً گفته باشد طلاها متعلق به شما بوده و فقط از طرف شما آنها را تحویل داده است. حتی نظریه مشورتی سال ۱۴۰۴ اداره حقوقی نیز تأکید کرده برای خیانت در امانت لازم نیست مال حتماً شخصاً توسط مالک به متهم تحویل شده باشد؛ وجود رابطه امانی و تعلق حق به شاکی کافی است.
برای اثبات خیانت در امانت باید سه موضوع را روشن کنید: طلاها واقعاً متعلق به شما بوده، به طلافروش تحویل شده و قرار بوده آنها را پس بدهد یا فقط برای منظور مشخصی نگه دارد؛ سپس برخلاف این توافق آنها را تصاحب، مصرف، تلف یا مفقود کرده باشد. همین عناصر در ماده ۶۷۴ قانون مجازات اسلامی آمده است. بنابراین فاکتور ۸۴/۴۳۰ گرم طلای گلپایگان با شماره ریگیری، مدارک خرید ۷ گرم بعدی، مدارک خرید نیمسکهها، گردش حساب و مخصوصاً شهادت دوستتان را کنار هم قرار دهید.
بحث «سود» هم در پرونده مهم است. اینکه متهم به اشخاص دیگر سود میداده، بهتنهایی ثابت نمیکند طلای شما هم سرمایهگذاری بوده است. اما اگر دوستتان از طرف شما طلا را تحویل داده و خودش از بابت همین طلا سود دریافت کرده باشد، باید در دادگاه دقیقاً توضیح داده شود شما از این موضوع اطلاع یا اجازه داشتهاید یا خیر. اگر قصد شما فقط نگهداری طلا بوده، همین موضوع باید بدون تناقض بیان شود؛ چون اگر دادگاه به این نتیجه برسد طلا با اجازه برای تجارت و سوددهی در اختیار او قرار گرفته و فقط معادل آن بدهکار شده، اثبات «امانت» دشوارتر میشود.
برای جلسه ۱۹ مهر یک شرح زمانی یکصفحهای آماده کنید: ابتدا ۸۴/۴۳۰ گرم در گلپایگان، سپس انتقال به کاشان، خرید ۷ گرم دیگر و خرید و تحویل نیمسکهها، و در پایان مطالبه و عدم استرداد. از دادگاه هم بخواهید اظهارات دوستتان در بازپرسی مورد توجه قرار گیرد یا در صورت نیاز خودش بهعنوان مطلع یا شاهد حاضر شود. اینکه نام شما در فهرست شاکیان آمده خبر خوبی است، ولی بهتنهایی به معنی اقرار طلافروش به مالکیت شما نیست.
برای پس گرفتن مال هم فقط منتظر محکومیت کیفری نمانید. اگر عین طلاها یا سکهها کشف شده باشد، رد همان مال اصولاً نیاز به دادخواست جداگانه ندارد؛ اما اگر عین مال از بین رفته باشد، مطالبه مثل یا قیمت و خسارات معمولاً باید از طریق دادخواست ضرر و زیان مطرح شود و این دادخواست را میتوان تا قبل از اعلام ختم دادرسی به دادگاه کیفری داد. درباره مال مثلی نیز نظریه حقوقی اصل را ابتدا بر رد عین و سپس مثل مال دانسته است و در صورت تعذر، بحث قیمت مطرح میشود.
با توجه به ادعای شما درباره انتقال خانهها و زمینها، موضوع مهم دیگر «تأمین خواسته» است. قانون اجازه داده شاکی برای جلوگیری از از بین رفتن امکان وصول، توقیف اموال متهم را درخواست کند و اگر خود مال قابل توقیف نباشد، به میزان ضرر از سایر داراییهای او توقیف شود. بنابراین اگر تا الان قرار تأمین خواسته نگرفتهاید، این موضوع را فوراً در پرونده مطرح کنید و هر اطلاعاتی از املاک، خودرو، حسابها یا نقلوانتقالهای او دارید ارائه دهید. صرف انتقال ملک به بستگان فعلاً ثابت نمیکند «فرار از دین» واقع شده؛ برای عنوان کیفری انتقال مال به قصد فرار از دین نیز رأی وحدت رویه شرایط خاصی از جمله محکومیت قطعی مالی را مطرح کرده است.
یک نکته کوچک ولی مهم: ابتدای توضیحتان نوشتهاید «۹۱/۴۳۰ گرم به علاوه نیمسکه»، اما بعد گفتهاید پنج نیمسکه تحویل دادهاید. در لایحه و جلسه دادگاه حتماً عدد را یکسان و دقیق بنویسید؛ اگر مقدار درست ۹۱/۴۳۰ گرم طلای آبشده و پنج نیمسکه است، همین عبارت در تمام مدارک و درخواستها تکرار شود تا تناقضی علیه شما ایجاد نشود.
