مطالبه خسارت تأخیر پیش فروش توسط خریدار دوم از سازنده
سلام.وقت بخیر.
در خصوص پیش فروش یک واحد آپارتمان میان شخص سازنده و شخص الف قراردادی منعقد شده که تاریخ تنظیم سند 1403/12/1 میباشد با مبلغ تاخیر روزانه یک میلیون تومان.
قبل از موعد تحویل آپارتمان، شخص الف طی یک مبایعه نامه عادی واحدی که پیش خریده نموده بوده را به شخص ب میفروشد با همان موعد انتقال سند تاریخ 1403/12/1 و با تصور اینکه تاخیر روزانه میان شخص الف و سازنده (روزانه یک میلیون تومان) در مورد شخص ب نسبت به سازنده نیز قابل تصور است، در قرارداد میان شخص الف و ب تاخیر روزانه ذکر نگردیده و تنها با یک خط تیره پر شده است.
در این مساله آیا شخص ب میتواند مستقیم نسبت به سازنده طرح دعوا نماید؟
و آیا میتواند بابت تاخیر روزانه مبلغ یک میلیون تومان را مطالبه کند؟
پاسخ حقوقی ایران لگال:
سلام وقت شما هم بخیر؛
تصور نکنید که چون در قرارداد اول سازنده و شخص «الف» روزانه یک میلیون تومان خسارت تعیین شده، این شرط خود به خود به قرارداد شخص «ب» هم منتقل شده است. اما درباره اصل انتقال واحد و الزام سازنده به تنظیم سند، وضعیت متفاوت است و خریدار دوم میتواند در شرایطی مستقیماً وارد دعوا شود.
اگر مبایعه نامه بین این دو فرد نشان دهد همان واحد پیش خرید شده به نفر دوم منتقل شده، در رویه قضایی پذیرفته شده که حقوق مربوط به تحویل و الزام به تنظیم سند نیز همراه ملک به خریدار بعدی منتقل میشود؛ حتی در یک نشست قضایی، هیأت عالی تصریح کرده بعد از انتقال ملک، خریدار دوم ذینفع در دعوای الزام به تنظیم سند و تحویل است و خریدار اول دیگر نسبت به این خواستهها ذینفع نیست. بنابراین «ب» میتواند برای الزام به تکمیل تعهدات و انتقال سند اقدام کند؛ البته از نظر عملی بهتر است در چنین پروندهای هم شخص «الف» و هم سازنده طرف دعوا قرار بگیرند تا زنجیره قراردادها برای دادگاه روشن باشد.
یک نکته هم درباره پیشفروش وجود دارد: مقررات پیشفروش، واگذاری حقوق و تعهدات پیشخریدار را تابع شرایط خاصی از جمله رضایت پیشفروشنده دانستهاند. با این حال، اداره حقوقی قوه قضاییه قراردادهای عادی پیشفروش را در حد قواعد عمومی قانون مدنی معتبر و لازمالاجرا دانسته است، هرچند امتیازات خاص قانون پیشفروش درباره آنها اعمال نمیشود. بنابراین متن دقیق هر دو قرارداد و اینکه سازنده انتقال به شخص «ب» را پذیرفته یا از آن مطلع بوده، در دعوای مستقیم اهمیت زیادی دارد.
اما درباره روزانه یک میلیون تومان، پاسخ محتاطانهتر این است، خریدار دوم صرفاً به دلیل اینکه در قرارداد اول چنین وجه التزامی وجود داشته نمیتواند خودکار آن را مطالبه کند. وجه التزام یک شرط قراردادی است و ماده ۲۳۰ قانون مدنی آن را تابع همان توافق طرفین میداند. در قرارداد «الف» و «ب» هم ظاهراً جای خسارت با خط تیره خالی گذاشته شده؛ این موضوع حتی میتواند نشان دهد خود این دو نفر مبلغ مشخصی بابت تأخیر توافق نکردهاند.
فقط اگر در قرارداد دوم صراحتاً نوشته شده باشد «کلیه حقوق، مطالبات و امتیازات ناشی از قرارداد پیشفروش اول» به خریدار دوم منتقل میشود، یا بتوان از اسناد دیگر انتقال حق مطالبه خسارت قرارداد اول را ثابت کرد، امکان مطالبه همان یک میلیون تومان از سازنده جدیتر میشود. صرف درج همان تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱ برای تنظیم سند، بهتنهایی شرط خسارت قرارداد اول را وارد قرارداد دوم نمیکند.
پس در وضعیت فعلی، شخص دوم برای الزام سازنده به انتقال سند و اجرای اصل تعهدات، استدلال قابل طرح دارد؛ ولی برای مطالبه روزانه یک میلیون تومان باید انتقال خودِ حق مطالبه وجه التزام نیز اثبات شود. اگر چنین انتقالی در قراردادها نیست، میتواند خسارت واقعی ناشی از تأخیر را حسب شرایط قانونی مطالبه کند، اما نه لزوماً همان روزانه یک میلیون تومان.
اگر بتوان در قرارداد میان شخص الف و ب این متن را که (کلیه حقوق ناشی از قرارداد میان سازنده و الف، در این قرارداد نیز لازم الاجرا است) را گنجاند،آیا باز هم رضایت و امضای خود شخص سازنده نیاز است؟
پاسخ تکمیلی ایران لگال:
بله، اضافهکردن این عبارت وضعیت شخص دوم را خیلی بهتر میکند، اما بهتر است متن دقیقتر نوشته شود. عبارت کلی «کلیه حقوق ناشی از قرارداد...» ممکن است دوباره درباره اینکه وجه التزام روزانه هم منتقل شده یا نه محل اختلاف شود. بهتر است صراحتاً نوشته شود که «کلیه حقوق، مطالبات و امتیازات ناشی از قرارداد پیشفروش میان سازنده و الف، از جمله حق مطالبه وجه التزام تأخیر روزانه یک میلیون تومان، حق مطالبه تحویل و الزام به تنظیم سند، به شخص ب منتقل شد.»
در مورد رضایت سازنده، ماده ۱۸ قانون پیشفروش ساختمان نکته مهمی دارد، انتقال حقوق و تعهدات پیشخریدار بدون رضایت پیشفروشنده را باطل اعلام نکرده؛ بلکه مقرر کرده در این حالت، پیشخریدار اول یعنی «الف» همچنان مسئول پرداخت بها یا عوض قرارداد در برابر سازنده خواهد بود. بنابراین صرف نبودن امضای سازنده لزوماً انتقال حقوق از «الف» به «ب» را بیاثر نمیکند.
اما آییننامه اجرایی همین قانون مقرر کرده رضایت پیشفروشنده برای انتقال حقوق و تعهدات باید کتبی و با گواهی دفتر اسناد رسمی باشد. بنابراین اگر هدف این است که «ب» کاملاً جای «الف» بنشیند و بعداً سازنده نتواند درباره سمت ب، انتقال قرارداد یا وجه التزام ایراد بگیرد، بهترین و کمریسکترین کار این است که خود سازنده نیز انتقال را کتباً تأیید کند.
یک تفاوت مهم هم وجود دارد، قرارداد بین این دو نفر بهتنهایی نمیتواند تعهد جدیدی برای سازنده ایجاد کند؛ چون طبق ماده ۲۳۱ قانون مدنی قرارداد اصولاً نسبت به طرفین خودش اثر دارد. یعنی شما نمیتوانید در قرارداد دوم وجه التزام جدیدی علیه سازنده بسازید، ولی میتوانید حقی را که واقعاً در قرارداد اول وجود داشته، صریحاً از «الف» به «ب» منتقل کنید.
بنابراین اگر امکان گرفتن امضای سازنده وجود دارد، متن مطمئنتر این است که انتقال حقوق و مطالبات، مخصوصاً همان روزانه یک میلیون تومان، صریحاً نوشته شود و سازنده هم ذیل آن بنویسد «انتقال کلیه حقوق و تعهدات قرارداد مورخ ... از آقای الف به آقای ب مورد قبول و تأیید اینجانب است». این کار بخش بزرگی از اختلاف احتمالی آینده را از بین میبرد.
اگر متنی که نشان دهنده انتقال حقوق خصوصا خسارت تاخیر روزانه یک میلیون تومان و الزام به تحویل آپارتمان و تحویل سند، از قرارداد میان سازنده و الف به قرارداد میان الف و ب میباشد را اضافه کنیم و دادگاه نیز این انتقال را بپذیرد اما شخص الف در موعد 1403/12/01 گواهی عدم حضور سازنده را نگرفته باشد یا ب نسبت به الف گواهی عدم حضور نگرفته باشد و یا هردو نسبت به ماقبل خود گواهی عدم حضور نگرفته باشند، خسارت روزانه یک میلیون تومان از چه زمانی قابل مطالبه است؟
و آیا نیاز هست که این گواهی عدم حضور را هر کدام از خریداران نسبت به ماقبل خود اخذ کرده باشند؟
پاسخ تکمیلی ایران لگال:
اگر دادگاه اصل انتقال حقوق قرارداد اول از نفر اول به دوم را بپذیرد، نگرفتن گواهی عدم حضور در تاریخ ۱۴۰۳/۱۲/۱ لزوماً باعث از بین رفتن وجه التزام روزانه یک میلیون تومان نمیشود. نکته تعیینکننده متن همان قرارداد سازنده و «الف» است یعنی اگر برای تنظیم سند تاریخ معین شده و خسارت برای «تأخیر از موعد مقرر» تعیین شده باشد، ماده ۲۲۶ قانون مدنی اصولاً انقضای همان موعد را برای امکان مطالبه خسارت کافی میداند. در این فرض، در صورت اثبات سایر شرایط، خسارت میتواند از روز بعد از موعد، یعنی ۱۴۰۳/۱۲/۲، محاسبه شود.
گواهی عدم حضور اصولاً «ایجادکننده حق» نیست؛ بیشتر یک دلیل بسیار قوی برای اثبات این است که خریدار در موعد مقرر آماده انجام تعهد بوده ولی فروشنده یا سازنده حاضر نشده است. حتی درباره دعوای الزام به تنظیم سند نیز نبود این گواهی بهخودیخود مانع رسیدگی نیست. اما در مطالبه وجه التزام اهمیت آن بیشتر میشود، چون سازنده ممکن است دفاع کند که در ۱۴۰۳/۱۲/۱ خود خریدار هم برای پرداخت باقیمانده ثمن یا انجام تعهداتش آماده نبوده است.
یک استثنا خیلی مهم وجود دارد اگر در خود قرارداد نوشته شده باشد که مثلاً «در صورت عدم حضور هر یک از طرفین و اخذ گواهی عدم حضور از دفترخانه، متخلف روزانه یک میلیون تومان خسارت میپردازد»، آن وقت گواهی عدم حضور دیگر صرفاً دلیل نیست و میتواند جزئی از شرط استحقاق خسارت محسوب شود. در یک رأی دادگاه تجدیدنظر نیز دقیقاً به همین دلیل، چون قرارداد تحقق وجه التزام را به صدور گواهی عدم حضور گره زده بود، نبود گواهی علیه مطالبهکننده خسارت اثر گذاشت.
در زنجیرهای که شما مطرح کردهاید نیز باید دو رابطه را از هم جدا کرد. برای مطالبه وجه التزام یک میلیون تومانی از «سازنده»، آنچه اهمیت دارد تخلف سازنده در قرارداد اول و وضعیت شخص اول در موعد ۱۴۰۳/۱۲/۱ است. بنابراین اگر حق مطالبه این خسارت به شخص دوم منتقل شده باشد، اصولاً لازم نیست شخص دوم حتماً علیه شخص اول گواهی عدم حضور گرفته باشد تا بتواند حق منتقلشده علیه سازنده را مطالبه کند. ب در این قسمت دارد حقی را مطالبه میکند که از قرارداد سازنده و الف به او منتقل شده است، نه خسارتی که در قرارداد خودش با الف ایجاد شده است.
ولی اگر نفر دوم بخواهد جداگانه از خود نفر اول بابت تأخیر در تنظیم سند مطالبه خسارت کند، باید تخلف الف از قرارداد دوم را هم مستقلاً ثابت کند. چون همانطور که در سؤال اولیه فرموده اید، در قرارداد الف و ب مبلغ خسارت مشخصی درج نشده، انتقال وجه التزام قرارداد اول به ب باید کاملاً صریح تنظیم شده باشد تا این دو رابطه با یکدیگر اشتباه نشوند. خود صفحه مورد اشاره شما نیز مسئله را بر همین تفکیک بنا کرده است.
اگر هیچکدام در ۱۴۰۳/۱۲/۱ گواهی عدم حضور نگرفته باشند، پرونده از بین نمیرود، ولی اثبات استحقاق وجه التزام دشوارتر میشود. باید با مدارک دیگری نشان داده شود که سازنده در موعد مقرر قادر یا حاضر به انتقال سند نبوده و در مقابل، تعهداتی که بر عهده الف بوده انجام شده یا آمادگی انجام آنها وجود داشته است. مثلاً اگر سازنده در آن تاریخ هنوز پایانکار، صورتمجلس تفکیکی یا امکان قانونی انتقال سند نداشته، یا بعداً در پیامها و مکاتبات تأخیر خودش را پذیرفته باشد، اینها میتواند در اثبات تخلف مؤثر باشد. در رویه نیز در تعهدات متقابل، صرف تعیین وجه التزام کافی دانسته نشده و وضعیت انجام تعهدات هر دو طرف بررسی میشود.
درباره «تحویل آپارتمان» حتی موضوع روشنتر است؛ گواهی عدم حضور دفترخانه اصولاً مربوط به تعهد تنظیم سند است، نه تحویل فیزیکی واحد. اگر قرارداد برای تحویل هم موعد مشخص داشته و واحد تحویل نشده باشد، تأخیر تحویل با سایر مدارک قابل اثبات است و نداشتن گواهی دفترخانه بهتنهایی مانع آن نیست.
پس با فرضی که شما مطرح کردهاید، اگر قرارداد اول اخذ گواهی عدم حضور را صراحتاً شرط دریافت خسارت نکرده باشد، امکان مطالبه روزانه یک میلیون تومان از موعد قراردادی ۱۴۰۳/۱۲/۱، عملاً از روز بعد از آن، همچنان وجود دارد؛ ولی نفر دوم باید تخلف سازنده و در صورت متقابل بودن تعهدات، آمادگی طرف خریدار برای انجام تعهدات خودش را با دلایل دیگری ثابت کند. گواهی عدم حضور نفر دوم علیه نفر اول نیز برای مطالبه حق منتقلشده از سازنده، فینفسه ضروری نیست.
اگر متن دقیق بند «تنظیم سند و وجه التزام روزانه یک میلیون تومان» قرارداد سازنده و الف را بفرستید، میشود دقیقتر گفت در همین پرونده گواهی عدم حضور صرفاً دلیل بوده یا واقعاً شرط استحقاق خسارت.
