چطور سهم الارثم را بدون رضایت خواهر و برادرها بگیرم؟
من یه آقا ۵۹ ساله هستم هفت سال هست پدرم به رحمت خدا رفته ودوتاخواهر مجرد ۴۸ و۵۰ ساله بامادرم درخانه پدریم زندگی میکنن الان وضعیت مالی من خوب نیست ماکلا ۷ فرزند هستیم ومن باآرامش بهشون گفتم ارثمو میخوام بتونم باهاش کسب درآمدکنم ولی هیچکدام ازخواهروبرادام بامن یکی نیستن البته همشون ارث ومیخوان ولی بمن میگن توبرو شکایت کن ما هیچی نمیخواهیم بنظرتون چکار کنم خیلی احتیاج به این پول دارم البته غیر از خانه ی پدریم پدرم دوتتا دیگه خونه ساخته بود وبدلیل اینکه گوشش چند سالی بود نمیشنوید به نام خواهر مجردم زد الان به خواهرم گفتم اون خونه ها روهم باید تقسیم کنیم خواهرم میگه ثبت باسند برابره شما سهمی ازاونجا ندارین چکار کنم
پاسخ حقوقی ایران لگال:
درود فراوان؛
بخش سخت پرونده شما همان دو خانهای است که سندشان به نام خواهرتان شده؛ چون اگر پدرتان در زمان حیات با اراده و اختیار خودش آنها را رسماً به نام او منتقل کرده باشد، این دو ملک اصولاً دیگر جزء ارث نیستند. اما درباره خانه پدری وضعیت متفاوت است؛ اگر هنوز جزء ترکه پدرتان باشد، هیچکدام از خواهر و برادرها نمیتوانند شما را مجبور کنند سالها منتظر بمانید و شما بهتنهایی هم حق دارید سهمالارثتان را مطالبه کنید.
اینکه مادرتان و دو خواهرتان در خانه پدری زندگی میکنند، حق ارث شما را از بین نمیبرد. طبق ماده ۵۸۹ قانون مدنی، هر شریک اصولاً هر زمان بخواهد میتواند تقسیم مال مشترک را درخواست کند. بنابراین لازم نیست بقیه خواهر و برادرها همراه شما شکایت کنند؛ حتی اگر بگویند «ما فعلاً سهممان را نمیخواهیم»، شما میتوانید سهم خودتان را پیگیری کنید.
اگر خانه قابل تقسیم و افراز باشد، سهمها جدا میشود. اگر قابل افراز نباشد، پس از طی مراحل قانونی حتی یکی از شرکا میتواند درخواست فروش ملک مشاع را مطرح کند و مبلغ حاصل از فروش به نسبت سهم وراث تقسیم میشود. مادرتان هم چون پدرتان فرزند داشته، از ترکه سهم قانونی خودش را دارد؛ در اموال غیرمنقول سهم زوجه یکهشتم از قیمت است.
اما درباره آن دو خانه، حرف خواهرتان که «سند به نام من است» از نظر اثباتی حرف مهمی است. سند رسمی را نمیشود صرفاً با این استدلال که «پدرمان بوده و باید ارث باشد» کنار زد؛ طبق ماده ۱۲۹۲ قانون مدنی برای بیاعتبار کردن سند رسمی باید مثلاً جعلیت یا یک جهت قانونی برای بیاعتباری معامله ثابت شود.
اینکه پدرتان کمشنوا یا ناشنوا بوده نیز بهتنهایی معامله را باطل نمیکند. اگر معتقدید هنگام انتقال واقعاً متوجه معامله نبوده، اهلیت یا قصد معامله نداشته، امضایش جعل شده، یا انتقال صرفاً ظاهری بوده است، باید برای همان ادعا دلیل داشته باشید؛ مثل پرونده پزشکی مربوط به همان زمان، شاهد، مدارک تنظیم سند یا دلایل دیگر. صرف اینکه ملک را به یکی از فرزندان داده و به بقیه نداده، معمولاً برای ابطال سند کافی نیست.
بنابراین من اول سراغ خانه پدری میرفتم و معطل همراهی بقیه نمیشدم. برای دو ملک دیگر هم قبل از شکایت، یک نسخه از سند رسمی و تاریخ و نوع انتقال را بگیرید؛ مهم است ببینیم پدرتان آنها را با «فروش»، «هبه»، «صلح» یا شکل دیگری به خواهرتان منتقل کرده است. نوع همان سند مشخص میکند اصلاً امکان دعوای مؤثری علیه خواهرتان دارید یا خیر.
