خودداری وراث از اجرای تقسیم نامه عادی
پس از فوت پدر خانواده، اعصای خانواده با حصور یک مهندس ناظر اقدام به تقسیم زمنی های پدری کردند
اما این مورد در جایی ثبت نشدا و صرفا بین وراث روی یک کاغذ نوشته و امضا شده است.
یک قطعه زمین که خانه پدری در آن واقع شده به یکی از پسران به ارث رسیده منوط به این شرط که تا زمان حیات مادر، این بخش به پسر واگذار نشود.
حال مادر فوت کرده و سایر ورثه از دادن سند زمین که به اسم پدر است خودداری میکننو و همچنان در خانه مذکور رفت و آمد دارند... این موضوع چگونه از طرف پسر قابل پیگیری است؟
علاوه بر این نسخه اصلی قراداد نوشته شده بین وراث، در دست یکی دیگر از پسران قرار دارد و از دادن آن به همراه سند خودداری میکنند. فقط یه قرارداد کپی شده که بین وراث نوشته شده است در دست پسر وجود دارد.
پاسخ حقوقی ایران لگال:
با سلام؛
اگر پسر فقط به کپی آن نوشته اکتفا کند و بقیه وراث هم اصل قرارداد را نگه دارند، این خطر وجود دارد که در دادگاه امضاها یا حتی مفاد توافق را انکار کنند و کار اثبات سختتر شود. اما اگر واقعاً همه وراث بعد از فوت پدر با حضور مهندس زمینها را تقسیم کرده، همان تقسیم را روی کاغذ نوشته و امضا کردهاند، صرف رسمی نبودن نوشته باعث بیاعتباری آن نمیشود و میتوان برای اجرای آن از دادگاه اقدام کرد. قراردادهای خصوصی در صورت مخالفت نداشتن با قانون نافذند و قرارداد صحیح نیز برای امضاکنندگان و قائممقام آنان لازمالاتباع است.
از توضیح شما برداشت میشود این قطعه در تقسیم خانوادگی به همان پسر اختصاص یافته، اما توافق شده تا زمانی که مادر زنده است انتقال یا تصرف کامل آن انجام نشود. اگر متن قرارداد همین معنا را داشته باشد، با فوت مادر شرط زمانی تمام شده و سایر وراث اصولاً نمیتوانند صرفاً به دلیل اینکه سند هنوز به نام پدر است از توافقی که خودشان امضا کردهاند برگردند. مقررات ثبتی هم تصریح کرده اگر وراث ترکه را بین خود تقسیم کرده باشند، ملک میتواند مطابق همان تقسیم ثبت شود و در صورت اختلاف، موضوع باید ابتدا در دادگاه تعیین تکلیف شود.
اگر وراث همکاری نکنند، مسیر معمول این است که پسر علیه تمام وراثی که حقوقشان در ملک دخیل است دادخواست بدهد و حسب متن سند، خواستههایی مانند «اثبات و تنفیذ تقسیمنامه عادی»، «الزام به اجرای مفاد تقسیمنامه» و «الزام به تنظیم سند رسمی قطعه اختصاصیافته» را مطرح کند. اگر برای این قسمت از زمین هنوز پلاک مستقل یا تفکیک ثبتی انجام نشده باشد، ممکن است ابتدا اقداماتی مانند تفکیک یا افراز و اخذ مدارک ثبتی لازم هم مطرح شود.
اینکه اصل قرارداد دست یکی از برادرهاست به معنی بنبست نیست. در دادخواست باید صریحاً اعلام شود اصل تقسیمنامه نزد همان شخص است و درخواست شود دادگاه او را ملزم به ارائه آن کند. طبق ماده ۲۰۹ آیین دادرسی مدنی، اگر سند معینی که مدرک دعواست نزد طرف مقابل باشد، دادگاه میتواند به درخواست شما ارائه آن را مطالبه کند؛ اگر شخص وجود سند نزد خودش را بپذیرد ولی از ارائه آن خودداری کند، همین امتناع نیز میتواند به عنوان قرینه علیه او مورد توجه قرار گیرد.
کپی موجود را هم حتماً نگه دارید. علاوه بر آن، حضور مهندسی که تقسیم را انجام داده میتواند بسیار مهم باشد؛ نقشه یا کروکی تقسیم، شهادت مهندس، سایر وراثی که امضای خود را قبول دارند، پیامها و حتی تصرفاتی که سالها مطابق همان تقسیم انجام شدهاند، همگی میتوانند برای اثبات توافق کمک کنند.
فقط دو نکته ممکن است نتیجه را تغییر دهد. اول اینکه باید دید هنگام امضای تقسیمنامه همه وراث بالغ و دارای اهلیت بودهاند یا خیر؛ اگر بین وراث صغیر یا محجور وجود داشته، تقسیم خصوصی میتواند با ایراد جدی مواجه شود و مقررات خاص تقسیم ترکه محجور مطرح خواهد شد. دوم اینکه عبارت دقیق مربوط به مادر بسیار مهم است؛ اینکه نوشته باشند «مالکیت این قطعه متعلق به پسر است ولی مادر تا پایان عمر حق استفاده دارد» با این عبارت که «پس از فوت مادر این ملک به پسر منتقل شود» دقیقاً یک اثر حقوقی ندارد.
بنابراین در شرایطی که گفتید، بهتر است پسر منتظر رضایت بقیه نماند و قبل از هر نقلوانتقال احتمالی، اصل توافق و وضعیت ثبتی ملک را قضایی تثبیت کند. اگر احتمال میدهد وراث بخواهند ملک را بفروشند یا به دیگری منتقل کنند، همراه دعوا میشود امکان درخواست دستور موقت یا تأمین مناسب را هم بررسی کرد.
اگر متن همان بند قرارداد درباره این قطعه و مادر را عیناً بنویسید یا عکس کپی تقسیمنامه را با پوشاندن مشخصات شخصی بفرستید، دقیقتر میگویم دادخواست باید با عنوان «تنفیذ تقسیمنامه»، «الزام به تنظیم سند» یا ترکیبی از چند خواسته ثبت شود؛ چون انتخاب عنوان درست در این پرونده خیلی به همان یک بند بستگی دارد.
