اگر فروشنده عیب مهم کالا، ملک یا خودرو را نگوید، یا یکی از طرفین ازدواج درباره بیماری، سابقه ازدواج، وضعیت جسمی یا موضوع مهم دیگری سکوت کند، همیشه این سؤال پیش میآید: آیا همین نگفتن، تدلیس و فریب محسوب میشود؟
پاسخ کوتاه این است که سکوت بهتنهایی همیشه تدلیس نیست. در حقوق ایران، تدلیس معمولاً به «عملیات فریبنده» نیاز دارد؛ یعنی رفتار، گفتار، صحنهسازی، پنهانکاری فعال یا وضعیتی که طرف مقابل را به اشتباه بیندازد. اما در بعضی پروندهها، سکوت آگاهانه هم ممکن است اثر فریبنده پیدا کند؛ مخصوصاً وقتی شخص وظیفه عرفی یا قراردادی برای گفتن واقعیت داشته، به سؤال صریح پاسخ نداده، یا با سکوت خود ظاهر خلاف واقع ایجاد کرده است.

در این مقاله توضیح میدهیم سکوت در تدلیس چه زمانی مؤثر است، تفاوت آن با خیار عیب چیست، در معامله و نکاح چه اثری دارد، و برای اثبات سکوت فریبنده چه مدارکی لازم است.
تعریف تدلیس و سکوت در نظام حقوقی ایران
سکوت در تدلیس یعنی شخص از وجود عیب، نقص یا واقعیت مهمی آگاه است، اما آن را به طرف مقابل نمیگوید و همین نگفتن، باعث میشود طرف مقابل با تصور اشتباه وارد معامله یا ازدواج شود.
با این حال، هر سکوتی تدلیس نیست. تدلیس زمانی مطرح میشود که سکوت بهنوعی در فریب طرف مقابل نقش داشته باشد. برای مثال، اگر شخص فقط چیزی نگفته باشد، یک وضعیت است؛ اما اگر در کنار سکوت، کالا را سالم نشان دهد، عیب را بپوشاند، به سؤال صریح پاسخ نادرست بدهد، یا از اعتماد طرف مقابل سوءاستفاده کند، وضعیت فرق میکند.
بنابراین معیار اصلی این است که سکوت، صرفاً «نگفتن» بوده یا در عمل به ساختن تصویر خلاف واقع کمک کرده است.
مفهوم تدلیس در ماده ۴۳۸ قانون مدنی
ماده ۴۳۸ بیان میکند تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود. بر اساس این تعریف، تدلیس شامل انجام اعمالی است که طرف دیگر قرارداد را دچار اشتباه کرده و او را به انعقاد قرارداد ترغیب میکند. اما نکته مهم در این ماده، کاربرد واژهی «عملیات» است که ابهامبرانگیز بوده و باعث دو تفسیر متفاوت شده:
-
تفسیر مضیّق: در این دیدگاه، عملیات صرفاً به رفتارهای مثبت فریبنده (مانند رنگزدن کالا، صحنهسازی، اظهار خلاف واقع) اطلاق میشود و سکوت را شامل نمیشود.
-
تفسیر موسّع: برخی نویسندگان، عملیات را به معنای عام گرفتهاند و سکوت عمدی در برابر عیب را هم در زمره عملیات فریبنده میدانند؛ بهویژه اگر طرف مقابل حق دارد از آن عیب مطلع شود و ساکتماندن سبب فریب او شود.
آیا سکوت در بیان عیب، تدلیس محسوب میشود؟
سکوت در بیان عیب، همیشه تدلیس محسوب نمیشود. مطابق ماده ۴۳۸ قانون مدنی، تدلیس «عملیاتی» است که موجب فریب طرف معامله شود؛ بنابراین صرف نگفتن یک موضوع، بدون رفتار فریبنده یا وظیفه روشن برای اطلاعرسانی، معمولاً برای اثبات تدلیس کافی نیست.
اما اگر سکوت همراه با شرایط خاص باشد، ممکن است بهعنوان فریب بررسی شود؛ مثل وقتی که فروشنده عیب مهم را میداند و با رفتار خود مال را سالم نشان میدهد، یا طرف ازدواج از موضوع مهمی آگاه است و با سکوت خود، تصویری خلاف واقع ایجاد میکند. پس باید بین سه حالت تفاوت گذاشت:
| وضعیت | نتیجه احتمالی |
|---|---|
| سکوت ساده بدون سؤال، شرط یا رفتار فریبنده | معمولاً تدلیس نیست |
| سکوت درباره عیب مخفی در معامله | ممکن است خیار عیب ایجاد کند |
| سکوت همراه با وانمودسازی، پاسخ خلاف واقع یا شرط صفت | میتواند به تدلیس نزدیک شود |
| سکوت درباره وصف مهم در نکاح | ممکن است از مسیر ماده ۱۱۲۸ و فسخ نکاح بررسی شود |
اگر طرف مقابل سؤال صریح بپرسد و شخص سکوت کند یا جواب مبهم بدهد چه میشود؟
وقتی درباره یک موضوع مهم سؤال صریح پرسیده میشود، سکوت یا پاسخ مبهم وضعیت متفاوتی پیدا میکند. اگر خریدار درباره تصادف خودرو، وضعیت سند ملک یا خرابی تأسیسات سؤال کند، یا طرف ازدواج درباره بیماری، سابقه ازدواج، تجرد یا موضوع مهم دیگری سؤال کند، طرف مقابل نمیتواند با سکوت هدفمند یا پاسخ دوپهلو، واقعیت مهم را پنهان کند و بعد بگوید «دروغ نگفتهام».
در چنین حالتی، دادگاه مجموع رفتارها را بررسی میکند: سؤال چه بوده، پاسخ چه داده شده، آیا طرف مقابل واقعیت را میدانسته، آیا پاسخ او باعث ایجاد تصور خلاف واقع شده و آیا همان تصور در انعقاد عقد اثر داشته است یا نه. بنابراین، سکوت در برابر سؤال صریح، از سکوت ساده بسیار خطرناکتر است و میتواند در کنار سایر قرائن، به اثبات تدلیس کمک کند.
تفاوت سکوت در تدلیس با خیار عیب
در بسیاری از معاملات، اگر بعد از عقد معلوم شود مورد معامله معیوب بوده، ممکن است خیار عیب مطرح شود، نه لزوماً خیار تدلیس. تفاوت اصلی این است که در خیار عیب، تمرکز بر وجود عیب مخفی و سابق بر معامله است؛ اما در تدلیس، باید فریب یا عملیات فریبنده هم ثابت شود.
برای مثال، اگر خودرویی قبل از معامله ایراد فنی پنهان داشته و خریدار از آن بیخبر بوده، ممکن است خریدار بتواند از خیار عیب استفاده کند. اما برای اثبات تدلیس باید نشان دهد فروشنده فقط ساکت نبوده، بلکه با رفتار، گفتار، پنهانکاری آگاهانه یا ظاهرسازی، او را فریب داده است.
پس در عمل، هر سکوتی که باعث ضرر شود الزاماً تدلیس نیست؛ ممکن است خیار عیب، مطالبه ارش، فسخ قرارداد یا ضمانت اجرای دیگری مطرح باشد. از طرف دیگر، اگر سکوت همراه با صحنهسازی یا معرفی خلاف واقع باشد، میتواند از مرز خیار عیب عبور کند و به تدلیس نزدیک شود.
نکته مهم دیگر این است که خیار تدلیس بعد از آگاهی فوری است؛ یعنی دارنده حق باید پس از اطلاع، بدون تأخیر غیرمتعارف اقدام کند.
سکوت در تدلیس در معامله
در معاملات، سکوت درباره عیب زمانی اهمیت پیدا میکند که عیب، مهم و مؤثر باشد و طرف مقابل اگر از آن اطلاع داشت، معامله را انجام نمیداد یا با آن قیمت معامله نمیکرد.
برای مثال، در فروش ملک، سکوت درباره نشست ساختمان، مشکل جدی سند، رطوبت پنهان، خرابی تأسیسات یا محدودیت مؤثر شهرداری میتواند محل اختلاف باشد. در فروش خودرو، سکوت درباره تصادف سنگین، دستکاری کیلومتر، ایراد موتور یا تعویض اتاق ممکن است برای خریدار مهم باشد.
اما باز هم باید دقت کرد: اگر فقط عیب وجود داشته باشد، مسیر اصلی ممکن است خیار عیب باشد. برای تدلیس، باید عنصر فریب هم اثبات شود؛ مثل اینکه فروشنده عیب را میدانسته، آن را عمداً پوشانده، ظاهر سالم ایجاد کرده، یا به سؤال خریدار پاسخ خلاف واقع داده است.
مدارک مهم در این پروندهها میتواند شامل قرارداد، پیامها، گزارش کارشناسی، تأمین دلیل، شهادت، عکس و فیلم قبل از معامله، گزارش تعمیرگاه، استعلام شهرداری یا ثبت و اقرار فروشنده باشد.
سکوت در تدلیس در نکاح
در نکاح، سکوت درباره موضوعات مهم مانند بیماری، سابقه ازدواج، داشتن فرزند، وضعیت جسمی، ناتوانی جنسی، اعتیاد، بیماری روانی یا وصفی که مبنای ازدواج بوده، ممکن است اختلاف جدی ایجاد کند. اما همانند معامله، سکوت بهتنهایی همیشه برای فسخ نکاح یا اثبات تدلیس کافی نیست.
در حقوق خانواده، ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی اهمیت زیادی دارد. بر اساس این ماده، اگر صفت خاصی در یکی از طرفین شرط شده باشد و بعد از عقد معلوم شود آن شخص فاقد وصف مقصود بوده، طرف مقابل حق فسخ دارد؛ چه آن وصف در عقد تصریح شده باشد و چه عقد بر مبنای آن واقع شده باشد.
بنابراین اگر بیماری، سلامت، تجرد، شغل، تحصیلات یا وضعیت خاصی صریحاً شرط شده یا عقد بر مبنای آن واقع شده باشد، سکوت درباره خلاف آن میتواند از مسیر تدلیس یا فقدان وصف مقصود بررسی شود. اما اگر موضوعی نه شرط شده، نه مبنای عقد بوده و نه در تصمیم به ازدواج اثر اساسی داشته، صرف سکوت معمولاً برای فسخ کافی نیست.
سکوت در تدلیس از دیدگاه فقه امامیه
فقه امامیه یکی از منابع اصلی قانونگذاری در ایران است و در حوزهی معاملات، بررسی آن برای فهم دقیق مفاهیمی مانند تدلیس ضروری است. یکی از مباحث بحثبرانگیز در فقه امامیه، تأثیر سکوت آگاهانه نسبت به عیب در تحقق تدلیس است. آیا در صورتی که فروشنده یا یکی از طرفین عقد، نسبت به وجود عیبی در مورد معامله یا شخص طرف مقابل علم داشته باشد و آن را اظهار نکند، این سکوت نوعی فریب شرعی و مصداق تدلیس خواهد بود یا خیر؟
نسبت میان سکوت، غش و تدلیس در فقه
در بسیاری از متون فقهی، واژهی «تدلیس» با غش همراه یا معادل آن به کار رفته است. «غش» در فقه به معنای نیرنگ و فریب در معامله است که با اعمالی چون مخفیکردن عیب، ترکیب کردن کالا با اجناس نامرغوب، یا صحنهسازیهایی برای جلب اعتماد طرف مقابل محقق میشود.
فقها دربارهی شمول غش نسبت به سکوت دیدگاههای متفاوتی دارند. برخی معتقدند اگر کسی عیبی را پنهان کند و در عین حال ظاهری سالم از کالا یا مورد معامله ارائه دهد، این رفتار حتی بدون بیان دروغ، مصداق غش و تدلیس است. برخی دیگر بر این باورند که سکوت بهتنهایی، بدون انجام فعل مثبت فریبنده، غش محسوب نمیشود، زیرا در این حالت حیلهای انجام نشده است.
بررسی روایات مربوط به غش و حدود شمول آن نسبت به سکوت
در منابع روایی، مواردی از غش و فریب نهی شدهاند؛ مانند:
- آمیختن گندم خوب با گندم بد؛
- جمعآوری شیر در پستان دام پیش از فروش؛
- گذاشتن کلاهگیس برای زنانی که مو ندارند؛
- رنگکردن موی صورت یا تغییر ظاهر کالا برای پنهانکردن عیب.
نکته مهم این است که در همه این روایات، عنصر “فعل مثبت” دیده میشود؛ یعنی فرد کاری کرده که موجب فریب طرف مقابل شده است. بر این اساس، برخی فقها معتقدند که عرف، صرف سکوت را مصداق حیله و فریب نمیداند. از دید عرفی، برای اینکه رفتاری فریبنده باشد، باید نشانهای از نیرنگ، قصد فریب و سوءنیت قابلدرک در آن وجود داشته باشد.
تفاوت دیدگاهها درباره نیت و قصد فریب در سکوت
در فقه امامیه، نیت و سوءقصد نقش مهمی در تحقق تدلیس دارد. مخالفان شمول سکوت بر تدلیس میگویند در سکوت، قصد فریب اثباتشدنی نیست؛ عرف جامعه نیز سکوت را الزاماً به معنای فریب نمیداند؛ مگر در موارد خاصی که طرف مقابل موظف به اطلاعرسانی است (مثل پاسخ ندادن به سؤال صریح).
بنابراین، در فقه امامیه نیز مانند حقوق مدنی، میان فقها اختلاف وجود دارد. برخی سکوت آگاهانه را بهدلیل اثر فریبندهای که دارد، تدلیس میدانند و برخی دیگر معتقدند که این رفتار فقط موجب خیار عیب میشود، نه خیار تدلیس.
دیدگاههای موافق و مخالف تحقق تدلیس با سکوت
هم در میان فقهای امامیه و هم در میان حقوقدانان معاصر، در خصوص اینکه آیا سکوت در بیان عیب میتواند تدلیس محسوب شود یا نه، اختلافنظرهای بنیادین وجود دارد. این اختلاف ناشی از تفاوت در برداشت از مفهوم «فریب» و قلمرو واژه «عملیات» در ماده ۴۳۸ قانون مدنی است.
استدلالهای قائلان به شمول سکوت در تدلیس
موافقان تحقق تدلیس از طریق سکوت، بر این باورند که در برخی شرایط، سکوت خود یک ابزار فریب است. مهمترین دلایل آنها عبارتاند از:
-
مفهوم گسترده واژه «عملیات»
واژه عملیات در ماده ۴۳۸ میتواند شامل سکوت نیز باشد؛ مخصوصاً اگر سکوت آگاهانه و هدفمند باشد و موجب فریب طرف مقابل شود. -
عرف و انتظار مشروع خریدار
در مواردی که خریدار یا طرف مقابل بهطور طبیعی انتظار دارد اطلاعات مهم و مؤثر در تصمیمگیری معامله به او داده شود، سکوت در برابر این انتظار میتواند فریب تلقی شود. -
پنهانسازی غیرمستقیم
گاهی شخص با سکوت خود، ظاهر بیعیب برای کالا یا شخص مورد معامله ایجاد میکند، بدون اینکه مستقیماً دروغ بگوید. این نوع سکوت نیز میتواند اثری مشابه عملیات فریبنده داشته باشد. -
سابقهی فقهی و نظریهی غش
برخی فقیهان امامیه از جمله کسانی که بر مبنای غش، سکوت را تدلیس میدانند، به روایات نهی از فریب و حیله در معامله استناد میکنند و معتقدند اثر سکوت همان اثر فریب است، حتی اگر بدون فعل مثبت انجام شود.
نقد و ارزیابی ادله موافقان تحقق تدلیس با سکوت
تحلیلهای جدیدتر، مانند مقالهی اقبال میرزائی، به نقد این دیدگاه پرداختهاند. مهمترین نقدها به دیدگاه موافقان عبارتاند از:
-
ابهام در اثبات سوءنیت و قصد فریب
در سکوت، برخلاف بیان خلاف واقع، نمیتوان قصد فریب را بهراحتی اثبات کرد. در بسیاری موارد، فرد ساکت صرفاً بیاطلاع یا فاقد انگیزه برای فریب بوده است. -
عدم انطباق کامل با روایات فقهی
بررسی دقیق منابع روایی نشان میدهد که روایات مربوط به غش، ناظر به اعمال نیرنگآمیز آشکار هستند، نه صرف سکوت. از اینرو، توسعه دادن حکم فقهی تدلیس به سکوت، ممکن است فراتر از نص و ظاهر روایات باشد. -
اصل آزادی اراده و مسئولیت اطلاعاتی هر طرف
برخی حقوقدانان معتقدند که طرف مقابل هم وظیفه دارد تحقیق و بررسی کند و نمیتوان همیشه سکوت را بهمعنای فریب تفسیر کرد؛ مگر اینکه سکوت خلاف تعهد باشد یا در پاسخ به سؤال صریح صورت گیرد.
تحلیل دیدگاه منکران تحقق تدلیس با سکوت
مخالفان تحقق تدلیس با سکوت، معتقدند که:
-
سکوت بهتنهایی فعل نیست
چون تدلیس در ماده ۴۳۸ منوط به «عملیات» است، و سکوت فاقد بار ایجابی و اثباتی است، نمیتوان آن را مصداق تدلیس دانست. -
خیار عیب، جایگزین مناسب و منطقیتری است
فقه امامیه و رویه حقوقی ایران، سکوت در برابر عیب را مشمول خیار عیب میدانند، نه تدلیس. در این صورت، فرد متضرر میتواند عقد را فسخ یا ارش مطالبه کند، بدون آنکه قصد فریب اثبات شود. -
پرهیز از توسعه قلمرو مسئولیت مدنی بدون نص صریح
در نظام حقوقی ایران، باید میان مواردی که قانونگذار صراحت دارد (مانند خیار تدلیس) و موارد فاقد نص (مانند سکوت) تفکیک شود. توسعه بیدلیل مفهوم تدلیس، ممکن است موجب ناامنی قراردادی و سلب اعتماد از اصل صحت معاملات شود.
سکوت در تدلیس نکاح و مواد ۱۱۲۳ و ۱۱۲۸ قانون مدنی
بحث تدلیس در نکاح، یکی از مهمترین و حساسترین موضوعات در فقه و حقوق خانواده است. زیرا برخلاف سایر معاملات، ازدواج صرفاً یک قرارداد مالی نیست، بلکه پیوندی انسانی و اجتماعی با آثار عاطفی، روانی و اقتصادی بلندمدت است. به همین دلیل، قانونگذار در مواد خاصی به امکان فسخ عقد نکاح در صورت بروز تدلیس در ازدواج یا وجود عیب پرداخته است.
تدلیس در نکاح و قلمرو عیوب موجب فسخ
مطابق ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی، عیوب خاصی در زن باعث میشود مرد حق فسخ عقد نکاح داشته باشد؛ مانند:
- قرن
- جذام
- برص
- افضاء
- زمینگیری
- نابینایی از دو چشم
همچنین در ماده ۱۱۲۴ نیز عیوبی برای مرد ذکر شده که اگر زن قبل از عقد از آن بیاطلاع باشد، میتواند عقد را فسخ کند. اما نکته مهم اینجاست که این عیوب در قانون بهصورت حصری ذکر شدهاند. یعنی بیماریهایی مانند صرع، افسردگی شدید، نازایی و… بهتنهایی موجب فسخ نیستند، مگر اینکه یکی از دو شرط زیر برقرار باشد:
- وصف سلامت در عقد تصریح شده باشد؛
- یا عقد بر مبنای آن وصف (مثلاً سلامت کامل) منعقد شده باشد.
در این صورت، ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی وارد عمل میشود.
نمونه رای قضایی پیرامون سکوت در تدلیس و بیماری زوجه
رویه قضایی در ایران نیز به تبع اختلافنظرهای فقهی و حقوقی، در خصوص سکوت و تدلیس، دیدگاه واحد و روشنی ندارد. با این حال، یکی از مهمترین آرای دیوان عالی کشور که مستند بسیاری از تحلیلها در این حوزه است، به پروندهای با موضوع فسخ نکاح به دلیل بیماری صرع زوجه مربوط میشود. این پرونده بهخوبی نشان میدهد که قوه قضائیه چگونه میان مفاهیمی مثل سکوت، وصف، عیب و تدلیس تمایز قائل میشود.
موضوع پرونده: زوج مدعی شد که زوجه در زمان عقد، به بیماری صرع مبتلا بوده و این موضوع را از وی پنهان کرده است. زوج با استناد به ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی، خواستار فسخ نکاح به دلیل تدلیس از طریق سکوت شد.
دفاعیه زوجه و ولی او: آنها مدعی بودند که صرع از جمله عیوب ذکرشده در ماده ۱۱۲۳ نیست و حتی اگر وجود داشته، عقد نکاح مبتنی بر سلامت زوجه نبوده و تصریحی هم نشده است. همچنین، اگر بیماری وجود داشته، اکنون بهبود یافته است.
روند پرونده در دادگاه بدوی و تجدیدنظر: دادگاه بدوی با این استدلال که صرع در زمره عیوب احصاشده نیست و زوج پس از اطلاع از بیماری، فوراً اقدام نکرده، حکم به رد دعوا داد و این رأی در دادگاه تجدیدنظر استان تأیید شد.
ورود دیوان عالی کشور (شعبه ۲۶): دیوان در رأی نهایی خود، ضمن استناد به فتوای امام خمینی در تحریرالوسیله، اعلام کرد که سکوت زوجه یا ولی او نسبت به عیبی که در زوجه وجود دارد، در صورتی که آن عیب در زمرهی عیوب موجب فسخ نباشد، تدلیس محسوب نمیشود.
استناد دیوان به اصول دادرسی: رأی دادگاه تجدیدنظر را از حیث دلایل، مستندات قانونی و تطبیق با اصول دادرسی، قابلقبول دانست و رأی را مورد تأیید و ابرام قرار داد.
تحلیل رأی و تأثیر آن در حقوق خانواده
این رأی تأکید میکند که:
- بیماری صرع، بهتنهایی موجب فسخ نکاح نیست، مگر اینکه صراحتاً شرط شده باشد.
- سکوت زوجه یا ولی او در بیان این بیماری، تا زمانی که عرفاً نیرنگآمیز تلقی نشود، تدلیس محسوب نمیشود.
- بین تخلف از وصف (ماده ۱۱۲۸) و وجود عیب (ماده ۱۱۲۳) تفاوت وجود دارد.
نتیجه این است که در این نوع پروندهها، بار اثبات بر عهدهی مدعی فسخ است. یعنی اگر زوج بخواهد به دلیل سکوت و عدم اعلام بیماری، نکاح را فسخ کند، باید اثبات کند که عقد بر مبنای سلامت زوجه واقع شده؛ یا وصف سلامت شرط شده است؛ یا طرف مقابل قصد فریب داشته است.
سوالات متداول
در این قسمت از مقاله سوالات متداول پیرامون سکوت در تدلیس مطرح شده است:
❓اگر کسی ماشین معیوبی را بفروشد و درباره عیب آن چیزی نگوید، ولی هم در ظاهر ماشین سالم بهنظر برسد و هم خریدار سوالی نپرسد، آیا میتوان از او بابت تدلیس شکایت کرد؟
✅ اگر فروشنده عیب را میدانسته و عمداً سکوت کرده، در نگاه برخی حقوقدانان این میتواند نوعی فریب عرفی تلقی شود؛ اما در عمل اثبات قصد فریب و سوءنیت او دشوار است. در اغلب موارد، چنین سکوتی تدلیس محسوب نمیشود ولی خریدار ممکن است بتواند به استناد خیار عیب معامله را فسخ کند یا ارش بگیرد، مشروط بر اینکه عیب مخفی و سابق بر عقد بوده باشد.
❓اگر کسی در جلسه خواستگاری درباره بیماری مهمش سکوت کند، اما طرف مقابل هم سوالی نپرسد، آیا این پنهانکاری مصداق تدلیس است؟
✅ صرف سکوت، در صورتی که سوالی مطرح نشده باشد و عیب هم از موارد احصاشده قانونی نباشد، معمولاً تدلیس محسوب نمیشود. برای اینکه حق فسخ ایجاد شود، باید یا وصف سلامت شرط شده باشد یا عقد بهطور واضح بر اساس آن عیب واقع شده باشد. در غیر این صورت، ادعای تدلیس معمولاً در دادگاه پذیرفته نمیشود.
❓من خانهای خریدم که بعداً متوجه شدم سیستم لولهکشی ساختمان پوسیده بوده، اما فروشنده چیزی نگفت. آیا میتوانم معامله را به خاطر تدلیس فسخ کنم؟
✅ اگر فروشنده از عیب آگاه بوده و عمداً آن را پنهان کرده، ممکن است خیار تدلیس یا خیار عیب برای شما ایجاد شده باشد. با این حال، اثبات قصد فریب در دادگاه آسان نیست. بهطور معمول، چنین سکوتی باعث ثبوت خیار عیب میشود و شما میتوانید تقاضای فسخ یا کاهش ثمن (ارش) داشته باشید.
