آیا مدیرعامل تعاونی با داشتن سهام بیشتر مالک زمین و کارگاه میشود؟
درخواست راهنمایی تخصصی درباره حقوق شرکتهای تعاونی
موضوع: بررسی وضعیت مالکیت زمین واگذارشده به شرکت تعاونی، انتقال سهام وراث عضو متوفی، شرایط قانونی پذیرش عضو جدید و آثار حقوقی مصوبات و تغییرات ثبتی شرکت.
شرکت تعاونی موردنظر، زمینی را از بنیاد مسکن برای احداث کارگاه تحویل گرفته است. مدیرعامل با استناد به تعداد سهام خود، مدعی مالکیت کارگاه است.
لطفاً درباره تفاوت مالکیت سهام و مالکیت اموال تعاونی، آثار قرارداد خصوصی وراث، شرایط انتقال سهام و پذیرش عضو، و مسیر قانونی بررسی و پیگیری سند زمین راهنمایی فرمایید.
پاسخ حقوقی ایران لگال:
وقت بخیر؛
اولین نکته مهم این است که «مالکیت سهام تعاونی» با «مالکیت زمین و کارگاه تعاونی» یکی نیست. شرکت تعاونی شخصیت حقوقی مستقل دارد و اگر زمین از بنیاد مسکن به نام یا در اختیار خود تعاونی واگذار شده باشد، اصل بر این است که زمین و اعیانی احداثشده متعلق به تعاونی است، نه مدیرعامل یا عضوی که سهام بیشتری دارد. تعداد بیشتر سهام ممکن است در حقوق مالی عضو اثر داشته باشد، اما به تنهایی باعث نمیشود مدیرعامل مالک همان کارگاه یا بخشی از زمین شود. برای اثبات مالکیت شخصی او باید سند، قرارداد واگذاری مستقل یا مصوبه معتبر و قانونی دیگری وجود داشته باشد.
درباره عضو متوفی نیز موضوع فقط ارث بردن یک برگه سهم نیست. اگر وراث واجد شرایط عضویت تعاونی باشند و مقررات اساسنامه را بپذیرند، قانون امکان ادامه عضویت آنان را پیشبینی کرده است. اگر چند وارث وجود داشته باشد، موضوع تعداد اعضا و میزان سهم باید طبق قانون و اساسنامه تعیین تکلیف شود. اگر وراث نخواهند عضو شوند یا شرایط عضویت را نداشته باشند، اصل بر این است که ارزش سهم و سایر حقوق عضو متوفی محاسبه و به طلب وراث از تعاونی تبدیل شود. بنابراین یک قرارداد خصوصی بین وراث، مثلاً اینکه «تمام سهم پدر به فلان وارث داده شد»، لزوماً به تنهایی آن شخص را عضو رسمی تعاونی یا مالک زمین تعاونی نمیکند.
اگر سهام عضو متوفی به شخص دیگری منتقل شده باشد نیز باید بررسی شود آن شخص در زمان انتقال واجد شرایط عضویت بوده یا خیر، درخواست عضویت داده یا نه، هیأتمدیره انتقال سهم و عضویت را پذیرفته یا نه و آیا این انتقال در دفتر اعضا و سوابق رسمی تعاونی ثبت شده است. انتقال سهم به شخص جدید واجد شرایط در اصل امکانپذیر است، ولی صرف یک قرارداد عادی خارج از تعاونی بدون طی تشریفات عضویت، همیشه برای ایجاد حقوق کامل عضویت کافی نیست.
در مورد زمین بنیاد مسکن، تعیینکنندهترین مدرک همان قرارداد واگذاری است. باید روشن شود بنیاد «مالکیت» را منتقل کرده، زمین را اجاره داده، اجاره به شرط تملیک بوده، صرفاً حق بهرهبرداری داده یا واگذاری مشروط به احداث کارگاه و استمرار فعالیت تعاونی بوده است. ممکن است حتی خود تعاونی هنوز مالک رسمی زمین نشده باشد و فقط یک حق قراردادی داشته باشد؛ در این حالت ادعای مالکیت شخصی مدیرعامل ضعیفتر هم میشود.
برای بررسی جدی پرونده باید قرارداد واگذاری بنیاد مسکن، صورتجلسه تحویل زمین، وضعیت ثبتی پلاک، اساسنامه و آخرین تغییرات شرکت، دفتر اعضا و سهام، صورتجلسات مجامع و هیأتمدیره، مدارک عضو متوفی، انحصار وراثت، قرارداد خصوصی وراث و هر مصوبهای که مدیرعامل بر اساس آن ادعای مالکیت میکند کنار هم قرار گیرد. اگر مصوبه یا تغییر ثبتی برخلاف قانون یا اساسنامه انجام شده باشد، صرف ثبت آن در اداره ثبت شرکتها لزوماً آن را صحیح و غیرقابل اعتراض نمیکند.
اگر شما یا مورثتان عضو تعاونی بودهاید، ابتدا بهصورت کتبی از هیأتمدیره و بازرس تعاونی وضعیت سهام، عضویت، قرارداد زمین و مصوبات مرتبط را مطالبه کنید و همزمان پرونده واگذاری را از بنیاد مسکن پیگیری کنید. اگر مدیرعامل کارگاه یا زمین را به نام خود معرفی کرده، مهمترین سؤال این است که سند یا قرارداد مالکیت او دقیقاً چیست؛ «من سهام بیشتری دارم» به تنهایی پاسخ حقوقی کافی نیست.
اگر مشخص کنید زمین اکنون سند رسمی به نام چه شخص یا نهادی دارد و عضو متوفی چه تعداد سهم داشته، میشود دقیقتر گفت حقوق وراث نسبت به خود سهام است، نسبت به ارزش آن است یا امکان ادعا نسبت به بخشی از عین ملک هم وجود دارد.
