دعوای خلع ید و مطالبه اجرت المثل ملک مشاعی (بین وراث)
سلام وخداقوت بابت تمام پاسخهای جامع وکامل شما
مشکل من درخصوص حق انتفاع ازملکی هست که طی یک سندعادی اداری،دربنیادشهید،به نام مادرم تنظیم شده:منتهی تمام هزینه وثمن این مصالحه توسط همسر من تامین شده وقراربود بعداتمام روال اداری این مصالحه وپرداخت اخرین قسط ثمن معامله،طبق توافق شفاهی بین مادر وهمسرم،با وکالت جامعی که من ازمادرم داشتم،سند مصالحه به نام همسرم منتقل شود.منتهی بروز بیماری صعب العلاج همسر مومتعاقب آنم درگیریهای درمان این بیماری،موجب شد این انتقال فرلموش گردد و متاسفانه همسرم به رحمت خدا رفته ویکسال بعد هم مادرم فوت شد ومن ماندم ویک وکالت نامه باطل شده ویک سندعادی دست نویس که قبل فوت مادرم(باتوجه به اختیاراتی که دروکالت نامه داشتم)،چون بیمار بودند،تنظیم کردم وبه امضای 3شاهد رساندم.
الان خواهر وبرادرانم مدعی شدند این حق انتفاع ماترک مادرمان هست ومنوتهدید به دعوای خلع ید ومطالبه اجرت المثل کردند.کلید واحد دست من هست اما عملا استفاده ای ندارم وتبدیل به یک انباری ملزومات اداری همسرم وکمی ازاثاثیه مادرم شده است.مادرم کلید واحد روداشت:اماالان خواهر وبرادرانم منکر این قضیه شده اند ومنو متصرف این واحد میدونند!!!
البته منهم داخواست الزام به تنظیم سند ثبت کرده ام وبه دادگاه فرستادم که همین دیروز بعلت ایراد شکلی،قرارعدم استماع دعوا صادر کرده اند.ایراد شکلی که ماحصل مشورت من با 4وکیل!!!! بود که موجب شد در فهرست خواندگان اسامی سایر وراث راحذف کنم!!!وفقطبنیاد شهید راطرف دعوا قرارداده بودم.
حالا لطف میکنید بهم بگید آیا خواهر وبرادرانم میتوانند در دادگاه علیه من دعوای خلع ید داده ومطالبه اجرت المثل ایام تصرف کنند؟
البته ناگفته نماند من درخواست خودم رو مجددثبت خواهم کرد وبعد اصلاح دادخواست جریان دادخواهی خودم را دنبال خواهم کرد.هرچند که مدارکم ضعیف هست(یک سند عادی دست نویس وچکهای واریزی همسرم)
باسپاس فراوان وتجدید احترام- لیلا زاهدی فرد
پاسخ حقوقی ایران لگال:
با سلام و تشکر از محبتتان
چون سند رسمی به نام مادرتان تنظیم شده و بعد از فوت ایشان، شما فعلاً در ظاهر با ملکی روبهرو هستید که جزو ماترک ایشان محسوب میشود. اگر وراث دیگر بتوانند ثابت کنند که شما بدون اجازه سایر وراث ملک را در اختیار گرفتهاید، میتوانند دعوای خلع ید یا مطالبه اجرتالمثل مطرح کنند. اما این موضوع به این سادگی هم نیست؛ چون شما ادعا میکنید تصرفتان بر مبنای توافق با مادرتان بوده و برای آن سند عادی، وکالتنامه قبلی و مدارک پرداخت ثمن توسط همسرتان وجود دارد.
نکته کلیدی در پرونده شما این است که باید بین «مالکیت رسمی» و «حق شما نسبت به انتقال ملک» تفکیک شود. تا زمانی که سند به نام مادرتان بوده، در ظاهر وراث ایشان نسبت به ترکه حق دارند؛ اما اگر بتوانید ثابت کنید قبل از فوت مادرتان توافقی برای انتقال این حق به همسرتان وجود داشته و مادرتان هم آن را پذیرفته، موضوع از حالت یک تصرف بدون مجوز خارج میشود و تبدیل به یک اختلاف درباره اعتبار و اجرای همان توافق خواهد شد.
مدارکی که گفتید هر کدام ارزش خاص خودشان را دارند. چکهای پرداختی همسرتان برای ثمن معامله، اگر ارتباطشان با همین ملک قابل اثبات باشد، میتواند قرینه مهمی باشد که پول توسط شخص دیگری تأمین شده و معامله صرفاً به نام مادرتان انجام شده است. سند عادی دستنویس هم بسته به متن آن بسیار مهم است؛ اینکه آیا مادرتان صراحتاً حق را به همسر شما واگذار کرده یا فقط درباره یک وعده آینده صحبت شده، در نتیجه پرونده اثر زیادی دارد. وجود سه شاهد نیز میتواند در اثبات شرایط تنظیم سند و قصد واقعی طرفین مؤثر باشد.
اما درباره خلع ید و اجرتالمثل، خواهر و برادران شما برای گرفتن خلع ید باید ابتدا ثابت کنند که شما بدون مجوز قانونی ملک را در تصرف دارید. اگر شما بتوانید در برابر آن دعوا، وجود توافق با مادرتان و حق خود را مطرح کنید، موضوع دیگر صرفاً یک تصرف غاصبانه ساده نیست. درباره اجرتالمثل هم اگر ثابت شود تصرف شما بر اساس اجازه یا توافق با مالک قبلی بوده، مطالبه آن از زمان اجازه محل اختلاف خواهد بود؛ یعنی صرف اینکه کلید دست شماست یا وسایل داخل ملک دارید، خودکار به معنی بدهکار بودن اجرتالمثل نیست.
یک نکته مهم در دادخواست قبلی شما همین است که اگر هدف الزام به تنظیم سند یا انتقال حق بوده، طرف دعوا باید درست انتخاب شود. چون مادرتان فوت کرده، وراث ایشان در حدود حقوقی که در ترکه دارند باید در دعوا حضور داشته باشند و بنیاد شهید هم اگر هنوز مالک یا طرف سند باشد، باید حسب وضعیت پرونده بررسی شود. اینکه فقط بنیاد شهید را طرف قرار دادهاید احتمالاً همان ایراد شکلی ایجاد کرده که باعث قرار عدم استماع شده است.
فعلاً اگر خواهر و برادرها هنوز دعوایی مطرح نکردهاند، بهتر است تمرکز اصلی شما روی تقویت دعوای خودتان باشد: اصلاح دادخواست، آوردن تمام وراث لازم، ضمیمه کردن سند عادی، چکها، مدارک پرداخت اقساط و در صورت امکان شهادت شهود. همچنین بهتر است در صورت وجود، مدارکی که نشان دهد مادرتان در زمان حیاتش این واحد را در اختیار شما و همسرتان میدانسته (مثل پرداخت قبوض، استفاده، نگهداری کلید یا اظهارات اطرافیان) جمعآوری شود.
برای اینکه دقیقتر بتوان گفت احتمال موفقیت دعوای شما چقدر است، دو موضوع خیلی مهم است، متن دقیق همان سند عادی که مادرتان امضا کرده چه نوشته؟ آیا نوشته «انتقال دادم»، «صلح کردم»، «متعهد میشوم منتقل کنم» یا فقط یک توافق کلی است؟ و دوم اینکه سند بنیاد شهید دقیقاً به نام مادرتان چه نوع حقی داده؛ مالکیت، حق انتفاع یا صرفاً امتیاز واگذاری؟ این دو مورد مسیر پرونده را کاملاً تغییر میدهد.
