نحوه نوشتن شرط تنصیف اموال و حق طلاق با مهریه در عقدنامه
سلام وقت بخیر
من میخوام ازدواج کنم و اقا میگن حق طلاق رو میدن و تنصیف اموال . خودم هم با تنصیف موافقم ولی میخواستم بدونم تنصیف اموال رو چه جوری بنویسیم که اموال بعد عقد رو شامل بشه ؟ اصلن همچین چیزی با توجه به قوانین ایران قابل اجرا هست و احکام صادره به ضرر زن نیست ؟
دوم اینکه حق طلاق با مهریه رو میشه جوری نوشت که اگر بدون دلیل خاصی زن خواست طلاق بگیره اقا دیگه مهریه ندن ؟ و اینکه واقعا چه جوری تو عقدنامه موارد رو بیاریم با توجه به قوانین ایران که منصفانه هم برای مرد هم برای زن باشه ؟
پاسخ حقوقی ایران لگال:
وقت بخیر؛
اینجا اگر شروط را کلی و با عباراتی مثل حق طلاق یا نصف اموال بنویسید، خطر این است که بعداً هر کدام از شما تصور متفاوتی از توافق داشته باشید؛ مثلاً زن تصور کند در هر نوع طلاق دقیقاً نصف اموال به او میرسد، در حالی که شرط چاپی معمول عقدنامه چنین اثری ندارد، یا مرد تصور کند اگر زن درخواست طلاق کرد مهریه خود به خود از بین میرود که این هم صحیح نیست.
در مورد تنصیف، شرط معمول عقدنامه فقط تا نصف دارایی موجودی را در بر میگیرد که مرد در دوران زندگی مشترک به دست آورده و اصولاً اجرای آن نیز مشروط به این است که طلاق به درخواست مرد باشد و ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءرفتار او نباشد. بنابراین لزوماً ۵۰ درصد نیست و در هر طلاقی هم اجرا نمیشود.
اگر شما توافق متفاوت و منصفانهتری دارید، قانون اجازه میدهد شرط اختصاصی ضمن عقد تنظیم کنید. ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی به زوجین اجازه داده شروطی را که خلاف مقتضای عقد نباشد در عقدنامه یا عقد لازم دیگری درج کنند.
برای جلوگیری از اختلاف، در شرط تنصیف بهتر است دقیقاً مشخص شود که فقط اموالی که بعد از تاریخ عقد به دست میآید مشمول است، درصد انتقال دقیقاً چقدر است؛ مثلاً ۵۰ درصد، نه «تا نصف»، اموال قبل از ازدواج، ارث و هدایای شخصی داخل محاسبه هستند یا خیر، منظور دارایی خالص پس از کسر بدهیهاست یا کل اموالو شرط در چه نوع طلاقی اجرا میشود؛ فقط طلاق از طرف مرد یا حتی طلاقی که زن با وکالت در طلاق انجام میدهد.
اگر بخواهید شرط واقعاً متوازن باشد، حتی میتوانید به جای «نصف اموال مرد»، درباره افزایش خالص دارایی هر یک از زوجین در طول زندگی مشترک توافق کنید. چون در حالت عادی، اموال زن و شوهر در حقوق ایران مستقل از یکدیگر است و زن نیز مستقلاً مالک دارایی خودش است.
در مورد حق طلاق و مهریه نیز امکان تنظیم توافقی که مدنظر شماست وجود دارد، ولی بهتر است به شکل «سقوط خودکار مهریه در صورت درخواست طلاق» نوشته نشود.
راه دقیقتر این است که به زن وکالت رسمی در طلاق داده شود، اما در متن وکالت مشخص شود اگر زن بدون اثبات تخلف یا یکی از دلایل مشخصشده از جانب شوهر بخواهد صرفاً بر اساس این وکالت طلاق بگیرد، اعمال وکالت منوط به بذل تمام یا مقدار مشخصی از مهریه باشد. در مقابل، اگر علت طلاق مثلاً ترک انفاق، اعتیاد، خشونت، ترک زندگی یا سایر مواردی باشد که از قبل توافق کردهاید، زن بتواند بدون بذل مهریه از اختیار خود استفاده کند.
اصل وکالت در اجرای طلاق در قانون پذیرفته شده و مقررات دفاتر ازدواج نیز اجازه درج وکالت در طلاق و سایر شروط مورد توافق زوجین را در سند ازدواج داده است.
برای اینکه توافق واقعاً منصفانه باشد، پیشنهاد من این است که «تنصیف»، «وکالت در طلاق» و «وضعیت مهریه هنگام استفاده از وکالت» را سه موضوع جدا بنویسید و هرکدام شرایط روشن خودشان را داشته باشند. مخصوصاً وکالت در طلاق را بهتر است علاوه بر درج در عقدنامه، با متن دقیق در دفتر اسناد رسمی نیز تنظیم کنید تا اختیارات لازم برای مراجعه به دادگاه، انتخاب وکیل، اجرای طلاق و امور مربوط به بذل مهریه مبهم نباشد.
