کد سؤال: ۱۸۹۸۳

ایرادات قابل طرح در تجدیدنظر نسبت به فروش ملک ارثی

مرحوم ****
فرزندان: آقای ایوب و آقای حشمت و آقای مصطفی
در سال ۱۳۷۵ آقای حشمت فروش زمین و خانه که میکند .
در یک فروش نامه عادی فروشنده حشمت به دو خریدار میفروشد و ایوب و مصطفی نیز در این فروشنامه بعنوان شاهد و همچنین همسر مرحوم که نیز اکنون فوت شده امضا می‌کنند
بعد از گذشت ۳۰ سال ایوب بدون داشتن هیچ مدرکی دست به شکایت برای خریداران و حتی حشمت میزند
و در دادخواست اعلام میدارد که من و مصطفی که اکنون فوت شده و فرزندانش به ایوب خط و امضا دادند تا زمین تصرف شده توسط خریدارن پس بگیرد، که آقای قاضی من امضا نکردم و فروش نامه های عادی که خریداران به دادگاه ارائه دادند بعد از رویت ایوب از فروش نامه ها گفت بله من اینها را امضا کردم ولی این فروشنامه این است که حشمت فقط سهم خود را از ارث بفروشد نه کل زمین های موجود ولی قاضی رای داد که چون ایوب اول گفته امضا نکرده و بعد گفته بله امضا کردم رای را به نفع خریداران و حشمت صادر کرده و کپی فروشنامه های خریداران را به ایوب داد تا از فرصت تجدیدنظر استفاده کنید، قاضی گفت ۳۰ سال گذشته چرا تا الان اقدام نکردی
در ضمن
۱. در فروش نامه ها ارائه شده توسط خریداران در دادگاه فروشنده حشمت و خریداران و ایوب و مصطفی بعنوان شاهدین
۲. در فروش نامه حدود و متراژ اشاره نشده فقط خانه و طویله دامداری و تأسیسات که در روی زمین همان زمان تحت تصرف حشمت بوده فقط اشاره شده
۳.خریداران قبل در زمان تامین دلیل کارشناس دادگستری هیچ فروشنامه یی نشان ندادند و کارشناس در گذارش خود قید کرده بود
۴. دو فروش نامه به دادگاه ارائه داده شده اولی در 1375/11/12 و دومی 1375/11/15 در هیچکدام مساحت اشاره نشده
۵. در فروش نامه اولی تو متنش نوشته کپی دارای اعتبار می باشد و دوباره نوشته از تاریخ 1375/11/12هرگونه فروشنامه یی بعد از این تاریخ از درجه اعتبار ساقط است،پس چرا دوباره در تاریخ 1375/11/15 فروش نامه تنظیم کردن؟
۶.چرا قاضی به متن فروش نامه ها دقت نکرده و گفته آقای ایوب اینجا امضا کردید؟

پاسخ حقوقی ایران لگال:

وقت بخیر؛

با توضیحاتی که ارائه کرده‌اید، مهم‌ترین موضوع در این پرونده این نیست که ایوب امضا را قبول کرده یا ابتدا انکار کرده است؛ بلکه باید بررسی شود این امضا دقیقاً به چه عنوانی در فروشنامه درج شده و چه اثری دارد. اگر ایوب و مصطفی در فروشنامه صرفاً به عنوان شاهد امضا کرده باشند، امضای آنها به معنای فروش سهم خود یا اجازه فروش تمام ملک نیست.

همچنین باید بررسی شود که حشمت در زمان تنظیم فروشنامه چه میزان مالکیت داشته است. اگر ملک متعلق به ورثه بوده و حشمت فقط سهم‌الارث خودش را داشته، اصولاً بدون اجازه سایر وراث نمی‌توانسته کل ملک را منتقل کند. بنابراین در تجدیدنظر باید روی این موضوع تمرکز شود که آیا فروشنده اختیار انتقال تمام ملک را داشته یا فقط سهم خودش را.

از طرف دیگر، اینکه در فروشنامه‌ها فقط به خانه، طویله و تأسیسات اشاره شده و مساحت، حدود اربعه و مشخصات دقیق زمین ذکر نشده، می‌تواند محل بررسی باشد؛ زیرا باید مشخص شود موضوع معامله دقیقاً چه مالی بوده و آیا قابل تطبیق با ملک مورد اختلاف هست یا خیر.

در مورد وجود دو فروشنامه در تاریخ‌های ۱۲ و ۱۵ بهمن ۱۳۷۵ نیز این موضوع قابل طرح است که چرا با وجود عبارتی در فروشنامه اول مبنی بر بی‌اعتباری فروشنامه‌های بعدی، مجدداً سند دیگری تنظیم شده است. این تعارض باید بررسی شود که فروشنامه دوم اصلاحیه بوده یا معامله جدید و چه اثری بر اعتبار اسناد دارد.

همچنین اینکه خریداران در زمان تأمین دلیل فروشنامه‌ای ارائه نکرده‌اند و بعداً در دادگاه ارائه کرده‌اند، به تنهایی باعث بی‌اعتباری سند نمی‌شود، اما می‌تواند به عنوان یک موضوع قابل بررسی در خصوص نحوه ارائه مدارک و اعتبار آنها مطرح شود.

دادگاه ظاهراً بیشتر به این دلیل رأی داده که ایوب ابتدا امضا را انکار کرده و بعد آن را پذیرفته است، اما در تجدیدنظر می‌توان مطرح کرد که پذیرش امضا به معنای پذیرش انتقال مالکیت یا فروش کل ملک نیست و باید به متن قرارداد، سمت امضاکنندگان، حدود اختیار فروشنده و وضعیت مالکیت ملک توجه شود.

در لایحه تجدیدنظر بهتر است تمرکز اصلی روی این باشد که حشمت چه مقدار از ملک را مالک بوده، آیا اجازه فروش سهم سایر وراث وجود داشته یا خیر، و امضای ایوب و مصطفی چه جایگاهی داشته است؛ زیرا صرف وجود امضای آنها دلیل انتقال مالکیت سهم آنان نیست.

ادامه سؤال کاربر:

در فروش نامه اولی که 1375/11/12 هستش، ایوب و مصطفی چنین متنی را زیرش امضا کردن: ما وراث صاحب نسق مالکیت زمین معامله شده رضایت کامل خود را در این معامله با حضور گواهان این معامله اعلام میداریم و هیچگونه ادعایی نداریم و فروشنده از طرف ما مجاز به این معامله می باشد

پاسخ تکمیلی ایران لگال:

با متنی که اکنون از فروشنامه سال ۱۳۷۵ نقل کرده‌اید، وضعیت پرونده برای آقای ایوب سخت‌تر از چیزی است که در پاسخ قبلی تصور می‌شد؛ زیرا ایوب و مصطفی فقط پایین قرارداد به عنوان «شاهد» امضا نکرده‌اند،بلکه مفاد همان نوشته نشان می‌دهد که ایوب و مصطفی اصل معامله را تأیید کرده‌اند، نسبت به آن رضایت کامل داشته‌اند، اعلام کرده‌اند ادعایی ندارند و به حشمت نیز اختیار انجام همان معامله را داده‌اند. این عبارت می‌تواند از نظر دادگاه به معنای رضایت صریح وراث و اعطای اختیار به حشمت برای انجام همان معامله تلقی شود.

طبق قانون مدنی، اگر شخصی نسبت به مال دیگری معامله کند، تأیید و اجازه مالک می‌تواند معامله را نسبت به سهم او نافذ کند و این اجازه حتی می‌تواند با لفظ یا عملی که صریحاً بر تأیید معامله دلالت دارد محقق شود. بنابراین عبارت «رضایت کامل داریم» و به‌خصوص «فروشنده از طرف ما مجاز به این معامله می‌باشد» از یک امضای ساده شاهد بسیار قوی‌تر است.

به همین دلیل، دفاع فعلی ایوب مبنی بر اینکه «من فقط شاهد فروش سهم حشمت بودم» با مانع جدی روبه‌روست؛ چون متن امضاشده ظاهراً خلاف این ادعا را نشان می‌دهد. همچنین اینکه ایوب ابتدا امضای خود را انکار کرده و بعد از مشاهده فروشنامه آن را پذیرفته، طبیعتاً می‌تواند اعتماد دادگاه به دفاع بعدی او را کمتر کند.

با این حال، هنوز یک مسیر قابل بررسی وجود دارد و آن حدود همان رضایت و موضوع معامله است. باید دقیقاً مشخص شود عبارت «زمین معامله‌شده» به چه زمین و چه محدوده‌ای اشاره داشته است. اگر فروشنامه فاقد مساحت، حدود اربعه و مشخصات دقیق باشد و خریداران اکنون زمین‌هایی بیش از آنچه در سال ۱۳۷۵ در تصرف حشمت و موضوع معامله بوده مطالبه یا تصرف کرده باشند، ایوب می‌تواند استدلال کند رضایت او صرفاً مربوط به همان مال مشخص موضوع فروشنامه بوده، نه تمام اراضی و سهم‌الارث او در هر محدوده‌ای.

بنابراین در تجدیدنظر، تمرکز اصلی نباید دیگر بر این باشد که «ایوب فقط شاهد بوده»؛ چون این متن چنین دفاعی را ضعیف می‌کند. محور مناسب‌تر این است که دادگاه مشخص کند موضوع دقیق معامله چه بوده، چه مقدار زمین انتقال یافته و عبارت رضایت وراث دقیقاً نسبت به کدام ملک و محدوده صادر شده است. در صورت اختلاف، درخواست کارشناسی ثبتی و محلی و تطبیق فروشنامه با وضعیت زمین در سال ۱۳۷۵ می‌تواند اهمیت داشته باشد.

در مورد فروشنامه دوم مورخ ۱۳۷۵/۱۱/۱۵ نیز صرف وجود آن الزاماً فروشنامه اول را بی‌اعتبار نمی‌کند. باید هر دو سند کنار هم دیده شوند تا مشخص شود سند دوم معامله مستقلی بوده، تکمیل‌کننده قرارداد نخست بوده یا درباره همان ملک تعارض ایجاد کرده است. عبارت فروشنامه اول مبنی بر بی‌اعتباری فروشنامه‌های بعدی نکته قابل طرح در تجدیدنظر است، اما به تنهایی برای بی‌اعتبار کردن حقوق خریداران کافی نیست.

در مجموع، با این عبارت جدید، امکان موفقیت ایوب صرفاً با استناد به «شاهد بودن» بسیار کمتر شده است. اگر قرار است تجدیدنظر مؤثری مطرح شود، باید روی ابهام در حدود و مساحت مال فروخته‌شده، تطبیق ملک فعلی با موضوع واقعی فروشنامه و احتمال تصرف بیش از محدوده مورد رضایت تمرکز شود، نه انکار رضایتی که صریحاً زیر آن امضا شده است.

تاریخ آخرین پاسخ: ۲۸ شهریور ۱۴۰۵

سوالات اخیر

کد سؤال: ۲۰۴۶۱

اعتراض به رد استخدام کمیته امداد به دلیل شرط بومی بودن

من پارسال در آزمون شرکت شمسامای کمیته امداد شرکت کردم و تمامی مراحل شامل آزمون و مصاحبه تخصصی و پزشکی رو قبول شدم الان بخاطر مسئله بومی رد شده ام این در حالی هس سال ۹۶ در شهرستان مورد نظر زمین خریدم و ساخت و ساز کردیم و...

۵۰ دقیقه پیش مشاهده پاسخ
کد سؤال: ۲۰۴۶۰

محاسبه مبلغ دیه جراحت دامیه سر در سال ۱۴۰۵

من هشتم تیرماه امسال براثر اثابت میلگرد به سرم باعث خونریزی وبا آمبولانس روانه بیمارستان شدم به اتاق عمل رفتم سرم بخیه خوردش، نظر پزشکی قانونی دیه صادر شده نوع دیه دامیه هست؟ازخدمت جنابعالی مس خواستم بپرسم چقدر می شه دیه...

۵۲ دقیقه پیش مشاهده پاسخ
کد سؤال: ۲۰۴۵۹

اعتراض در دیوان به پذیرش قرارداد کار بدون امضا توسط هیأت حل اختلاف

کارفرما من را اخراج غیر قانونی کرد و بعد شکایت کیفری کرد و یکی از موضوع های مطرح شده در آن شکایت نبستن قرارداد و عدم ارائه قرار داد قبلی بود منع تعقیب رو بعد از یکسال گرفتم نوبت به ادامه کار شد یه دفعه یک کپی برابر اصل ق...

۲ ساعت پیش مشاهده پاسخ
کد سؤال: ۲۰۴۵۵

آیا میتوانم بابت مهریه ای که ۱۳ ساله پیش نگرفتم اقدامی کنم؟

۱۳ سال پیش طلاق گرفتم بابت مهریه سفته دارم با امضای خود طرف در دادگاه ولی تا امروز مراجعه نکردم این اقا هر از گاهی ۳ میلیون برام واریز میکرد در حالی که مهریه ی من هر ۲ ماه یه سکه بوده الانم دو ساله هیچ پرداختی نداشته

۴ ساعت پیش مشاهده پاسخ
کد سؤال: ۲۰۴۵۴

الزام به تنظیم سند زمین با وکالت‌ نامه مالک فوت‌ شده

زمین خریدم از عمویم، عموم از پدرم خریده و پدرم از کسی دگ خریده و پدرم فقط وکالت داره از اون شخص قولنامه نداره شخص قبل پدرم هم فوت کرده و نفر بعدی ک پدرم فروخته بهشون کرد عمویم هست اونم فوت کرده الان برا تنظیم سند چیکار ک...

۴ ساعت پیش مشاهده پاسخ
پیمایش به بالا
مشاوره حقوقی فوری با وکیل (رایگان تا پایان آبان)