توقیف اموال بابت مهریه و درخواست ممنوع الخروج شدن
همسر سابقم بابت پرداخت اقساط مهریه بعد از رای دادگاه که سال ۱۳۹۸ صادر شد محکوم شد ۱۲۴ عدد سکه رو ۳ عدد پیش پرداخت و هر ۶ ماه یک سکه پرداخت نماید ،که بعد از اون چند بار اقدام به درخواست اعصار نموده است که تبدیل به هر ۸ ماه یک سکه بعد هر ۱۲ ماه یک سکه و هر ۱۸ ماه یک سکه و هر ۲۴ ماه یک سکه میباشد.
سال ۱۴۰۳ یک عدد سکه با رأی هر ۱۲ ماه یک سکه پرداخت کرده کرده ست . در حال حاضر رأی پرداخت هر ۱۸ ماه یک سکه را که تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ باید پرداخت میکرد رو ۳ ماهه پرداخت نمیکند و میگوید رأی دادگاه هر ۲۴ ماه یک سکه میباشد. البته قاضی اجرای احکام در مورد این پرونده حکم جلب ایشان را صادر کرده ست و ایشان باید سکه رو پرداخت نماید و قسط بعد مطابق با رأی هر ۲۴ ماه یک سکه تعیین میشود،که با این وجود با گذشت ۳ ماه از عدم پرداخت سکه و داشتن حکم جلب و تماس های اینجانب هنوز اقدامی انجام نداده ست و طی صورت جلسه مأمور انتظامی خانواده ش اظهار کردند که مدت ۵ ماه هست از همسر سابق من اطلاعی ندارند
حال چگونه باید اقدام کنم؟
پاسخ حقوقی ایران لگال:
اگر اجرای احکام اعلام کرده قسط ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ باید طبق رأی قبلی پرداخت شود و حتی حکم جلب هم صادر شده، ادعای همسر سابق شما مبنی بر اینکه «رأی جدید هر ۲۴ ماه یک سکه است» مانع پرداخت این قسط نیست؛ مگر اینکه رأی جدید صراحتاً شامل همان قسط سررسیدشده هم شده باشد. وقتی قاضی اجرا گفته این سکه باید پرداخت شود و قسط بعدی طبق رأی ۲۴ ماهه محاسبه میشود، یعنی این قسط فعلی معوق و قابل اجراست.
الان لازم نیست شکایت جدید مطرح کنید؛ باید همان پرونده اجرای مهریه را جدیتر پیگیری کنید. یک لایحه کوتاه به اجرای احکام بدهید و بنویسید: «محکومعلیه با وجود سررسید قسط، گذشت حدود سه ماه، صدور حکم جلب و ابلاغهای انجامشده از پرداخت خودداری کرده و طبق صورتجلسه مأمور انتظامی، خانواده وی نیز اظهار بیاطلاعی کردهاند. تقاضای اجرای فوری برگ جلب، صدور جلب سیار یا اعطای نیابت به محلهای احتمالی حضور وی، و انجام استعلام و توقیف اموال را دارم.»
همزمان درخواست کنید از اموال او استعلام گرفته شود؛ مثل حسابهای بانکی، خودرو، ملک، سهام، حقوق یا هر مالی که احتمال دارد به نام او باشد. اگر مالی پیدا شود، میتوانید توقیف و فروش آن را برای وصول مهریه بخواهید. قانون اجرای محکومیتهای مالی نیز اصل را بر توقیف و وصول محکومبه از اموال محکومعلیه قرار داده و اگر وصول از اموال ممکن نشود، با درخواست محکومله، بازداشت محکومعلیه تا پرداخت، پذیرش اعسار یا جلب رضایت محکومله قابل بررسی است.
اگر او بعد از سررسید قسط، دادخواست تعدیل یا اعسار جدید داده باشد، باید وضعیت آن پرونده را از اجرای احکام بپرسید. اما صرف ادعا کافی نیست؛ تا وقتی رأی قطعی جدید، قسط سررسیدشده را تغییر نداده باشد، بدهی قبلی باقی است. طبق آییننامه اجرای محکومیتهای مالی، اگر بدهی تقسیط شده باشد و محکومعلیه در موعد مقرر قسط را نپردازد، دادگاه میتواند در صورت احراز شرایط، حبس او را بررسی کند.
اگر نشانی دقیقی از او ندارید، هر نشانی احتمالی، محل کار، محل رفتوآمد، شماره تماس، پلاک خودرو یا آدرس بستگان نزدیک را به اجرای احکام اعلام کنید. اینکه خانوادهاش گفتهاند پنج ماه از او خبر ندارند، باعث از بین رفتن حکم جلب یا بدهی نمیشود؛ فقط باید اجرای حکم از طریق نشانیها و استعلامها پیگیری شود.
در عمل، پیگیری تلفنی کافی نیست. حضوری به اجرای احکام مراجعه کنید، لایحه ثبت کنید، شماره ثبت بگیرید و بخواهید آخرین وضعیت برگ جلب و مکاتبه با کلانتری را در پرونده به شما نشان دهند. اگر اجرای احکام اقدام مؤثری نمیکند، از قاضی اجرای احکام یا سرپرست واحد اجرای احکام درخواست پیگیری کتبی کنید.
آیا میشود در خواست ممنوع الخروج شخص را ارائه داد؟
پاسخ تکمیلی ایران لگال:
بله. با توجه به اینکه پرونده مهریه در اجرای احکام فعال است، قسط سررسیدشده پرداخت نشده و حتی حکم جلب هم صادر شده، میتوانید از همان اجرای احکام درخواست ممنوعالخروجی همسر سابقتان را بدهید.
درخواست را جداگانه و کتبی ثبت کنید و بنویسید: «با توجه به عدم پرداخت قسط سررسیدشده مهریه، صدور حکم جلب، مجهولالمکان شدن یا عدم دسترسی به محکومعلیه، تقاضای صدور قرار ممنوعالخروجی محکومعلیه را دارم.» مرجع اجرای رأی، به تقاضای محکومله میتواند قرار ممنوعالخروجی محکومعلیه را صادر کند.
البته اگر او رأی قطعی اعسار یا تعدیل جدید گرفته باشد، تا وقتی اقساط را بهموقع بدهد، معمولاً بحث جلب و فشار اجرایی مطرح نمیشود؛ اما در پرونده شما چون یک قسط سررسیدشده را نداده و اجرای احکام هم گفته باید همان قسط را پرداخت کند، درخواست ممنوعالخروجی قابل طرح است.
پس علاوه بر پیگیری حکم جلب، این سه درخواست را هم در اجرای احکام ثبت کنید: اجرای فوری برگ جلب، استعلام و توقیف اموال، و صدور قرار ممنوعالخروجی تا زمان پرداخت قسط معوق یا تعیین تکلیف اجرای حکم.
اثبات عدم صلاحیت پدر از نظر مالی و از نظر سلامت روان شرایط مناسب برای نگهداری فرزندان بعد از سن بلوغ ( فرزندان به طور واضح مورد سواستفاده خانواده همسرم برای رسیدن به اهداف خودشان قرار گرفته اند)
همسر سابقم دچار طی حادثه تصادف چند ماهی در حالت کما بسر برده است و هم اکنون از نظر سلامت جسمی و روان مشکل دارد و خانواده اش این موضوع را از دادگاه و بهزیستی مخفی نگه داشتند
پاسخ تکمیلی ایران لگال:
برای اثبات عدم صلاحیت پدر، صرف ادعا کافی نیست؛ باید موضوع را با مدارک پزشکی، گزارش مشاوره، گزارش بهزیستی، شهادت شهود و رفتارهای مشخص ثابت کنید. اینکه پدر در گذشته تصادف کرده و مدتی در کما بوده، بهتنهایی باعث سلب صلاحیت نمیشود؛ مهم این است که وضعیت فعلی جسمی و روانی او برای نگهداری از فرزندان مناسب هست یا نه.
اگر واقعاً پدر از نظر روانی، جسمی یا رفتاری مشکل دارد و خانواده پدری این موضوع را از دادگاه یا بهزیستی پنهان کردهاند، در همان پرونده خانواده لایحه بدهید و صریحاً درخواست کنید پدر به پزشکی قانونی، روانپزشک معتمد دادگاه یا مرکز مشاوره خانواده معرفی شود. همچنین میتوانید بخواهید سوابق درمانی، بستری، پرونده تصادف و مدارک پزشکی او از بیمارستان یا مراکز درمانی استعلام شود.
از طرف دیگر، چون فرزندان به سن بلوغ رسیدهاند، نظر خودشان مهم است؛ اما اگر ثابت شود این نظر نتیجه فشار، ترساندن، القائات منفی یا سوءاستفاده خانواده پدری است، دادگاه میتواند موضوع را دوباره بررسی کند. طبق قانون، اگر سلامت جسمی یا تربیت اخلاقی فرزند در اثر عدم مراقبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادر در خطر باشد، دادگاه میتواند هر تصمیمی را که برای حضانت و نگهداری لازم بداند بگیرد. همچنین در قانون حمایت خانواده، مصلحت طفل معیار اصلی تصمیم دادگاه درباره حضانت، نگهداری و ملاقات است.
بنابراین خواسته شما بهتر است فقط «اثبات عدم صلاحیت پدر» نباشد؛ بلکه اینطور مطرح شود: تعیین تکلیف نگهداری و ملاقات فرزندان با توجه به مصلحت آنان، ارجاع پدر به پزشکی قانونی و روانپزشک، بررسی القائات خانواده پدری، الزام به اجرای ملاقات مادر، و در صورت لزوم ملاقات تدریجی یا تحت نظارت مشاور.
در لایحه بنویسید: «خانواده پدری با وجود اطلاع از وضعیت جسمی و روانی پدر، این موضوع را از مرجع رسیدگی و بهزیستی پنهان کردهاند و فرزندان نیز تحت تأثیر القائات آنان از ملاقات با مادر خودداری میکنند. با توجه به گزارشهای مشاوره و بهزیستی، تقاضای ارجاع پدر به پزشکی قانونی، بررسی صلاحیت واقعی وی برای نگهداری فرزندان، ارجاع فرزندان به مشاوره تخصصی و صدور دستور مناسب برای اجرای حق ملاقات مادر را دارم.»
مدارک مهم شما شامل گزارش بهزیستی، گزارش مرکز مشاوره، پیامها، شهادت افراد مطلع، سوابق پزشکی پدر، مدارک تصادف و کما، و هر نشانهای از فشار خانواده پدری بر فرزندان است. هرچه ادعاها دقیقتر و مستندتر باشد، احتمال اثرگذاری آن در دادگاه بیشتر است.
