اموال بدون مالک در قانون مدنی | انواع، احکام و نقش حاکم

در نظام حقوقی ایران، مالکیت اشخاص بر اموال دارای جایگاه بسیار مهمی است، اما همیشه نمی‌توان برای همه اموال در جهان خارج، مالک مشخصی یافت. در این میان، اموالی وجود دارند که یا اصولاً مالک خاصی ندارند یا اگر هم دارند، در عمل شناسایی آن ممکن نیست. قانون مدنی این‌گونه اموال را تحت عنوان‌هایی نظیر «اموال بدون مالک»، «مباحات»، «مشترکات عمومی» و «اموال مجهول‌المالک» بررسی کرده است.

اموال بدون مالک در قانون مدنی
اموال بدون مالک در قانون مدنی

شناخت دقیق این دسته‌بندی‌ها و احکام آن‌ها برای عموم مردم، و حتی برای مأموران دولتی، بسیار حیاتی است؛ زیرا بسیاری از این اموال ممکن است در معرض حیازت، فروش یا تصرف قرار گیرند و اگر بدون رعایت قانون با آن‌ها برخورد شود، مسئولیت‌های حقوقی و کیفری را به دنبال خواهد داشت.

اموال بدون مالک و اموالی که مالک خاص ندارند در قانون مدنی ایران

در حقوق مدنی ایران، مفهوم «مال» پیوند عمیقی با مالکیت دارد. اما قانون‌گذار در کنار اموالی که در تملک اشخاص حقیقی یا حقوقی هستند، به دسته‌ای از اموال نیز پرداخته که اصطلاحاً «اموال بدون مالک» یا «اموالی که مالک خاص ندارند» نامیده می‌شوند.

این اموال ممکن است از ابتدا مالک نداشته باشند، مالک‌شان اعراض کرده باشد، یا اینکه مالک دارند ولی به هر دلیلی قابل شناسایی نباشند. قانون مدنی در مواد ۲۳ تا ۲۸ این موضوع را به‌صورت مشخص بیان کرده و با تفکیک دقیق میان انواع این اموال، تکالیف قانونی افراد و دولت را در قبال آن‌ها روشن نموده است.

📌 نکته: تفاوت مالک نداشتن با مشخص نبودن مالک

در متون حقوقی تفاوت مهمی میان «نداشتن مالک» و «نامشخص بودن مالک» وجود دارد. اموال فاقد مالک، اصولاً قابل تملک توسط اشخاص هستند (مثل مباحات) یا در تملک عمومی اداره می‌شوند (مثل مشترکات عمومی). اما اموال مجهول‌المالک، مالک دارند ولی یافتن او ممکن نیست؛ لذا قانون اجازه تصرف مستقیم در آن‌ها را به کسی نمی‌دهد، مگر با اذن حاکم.

📌 مستند قانونی

ماده ۲۳ قانون مدنی:

«استفاده از اموالی که مالک خاص ندارد، مطابق قوانین مربوطه به آن‌ها خواهد بود.»

📌 مصادیق و اقسام اصلی اموالی که مالک خاص ندارند

مطابق رویه‌ی قانون مدنی و شروح حقوقی، این نوع اموال در سه گروه اصلی جای می‌گیرند:

  1. اموال عمومی یا مشترکات عمومی – که در تملک عموم مردم بوده و استفاده از آن‌ها برای همگان آزاد است، ولی تحت اداره دولت قرار دارد؛ مانند خیابان‌ها، پل‌ها و پارک‌های عمومی.
  2. مباحات – اموالی که مالک خاص ندارند اما قابل تملک خصوصی هستند؛ مثل اراضی موات و آب‌های مباح.
  3. اموال مجهول‌المالک – اموالی که مالک دارند، اما در مقام اثبات مالکیت، شخص مشخصی شناسایی نمی‌شود و برای مصرف آن‌ها نیاز به اذن حاکم است.

📌 تفاوت با مفاهیم مشابه

از نظر حقوقی، باید میان مفاهیم زیر تفاوت قائل شد:

  • اموال بدون مالک (بلامالک): اموالی که به طور کلی و واقعی هیچ‌کس مالک آن نیست (مانند مباحات).
  • اموال مجهول‌المالک: اموالی که مالک دارند ولی قابل شناسایی نیستند.
  • اموال عمومی: اموالی که در تملک هیچ فردی نیستند ولی در کنترل و اداره‌ی دولت قرار دارند.

اموال عمومی؛ مهم‌ترین مصداق اموالی که مالک خاص ندارند

اموال عمومی یا به‌عبارتی «مشترکات عمومی»، از اصلی‌ترین و شناخته‌شده‌ترین اقسام اموالی هستند که مالک خاص ندارند. این اموال از ابتدا برای استفاده عموم مردم در نظر گرفته شده‌اند و در تملک خصوصی هیچ فردی قرار ندارند. در واقع، مالکیت این اموال به معنای رایج کلمه وجود ندارد؛ بلکه اداره و نگهداری آن‌ها بر عهده دولت یا نهادهای عمومی است تا مردم به‌صورت برابر از منافع آن‌ها بهره‌مند شوند.

📌 شرایط و ویژگی‌های اموال عمومی در ماده ۲۴ تا ۲۶ قانون مدنی

قانون مدنی در مواد ۲۴ تا ۲۶، وضعیت و قواعد مربوط به اموال عمومی را چنین تعریف می‌کند:

  • ماده ۲۴: هیچ‌کس نمی‌تواند طرق و شوارع عامه و کوچه‌هایی را که آخر آن‌ها مسدود نیست، تملک نماید. مثال: خیابان‌ها، اتوبان‌ها و معابر عمومی.

  • ماده ۲۵: هیچ‌کس نمی‌تواند اموالی را که مورد استفاده عموم است و مالک خاص ندارد، مانند پل‌ها، کاروانسراها، چاه‌های عمومی، مدارس قدیمی، میدان‌ها، قنوات و آب‌انبارهای عمومی، تملک کند.

  • ماده ۲۶: اموالی که برای مصالح عمومی ساخته شده‌اند – نظیر استحکامات نظامی، ساختمان‌های دولتی، کتابخانه‌های عمومی، آثار تاریخی و … – قابل تملک خصوصی نیستند.

📌 تفاوت کوچه‌های بن‌بست با طرق و شوارع عامه

نکته‌ای مهم در تفسیر ماده ۲۴ کوچه‌هایی که بن‌بست هستند، در زمره‌ی اموال عمومی قرار نمی‌گیرند. این نوع کوچه‌ها معمولاً در مالکیت ساکنان همان کوچه هستند و حقوق تصرف، ساخت و حتی فروش سهم آن، مطابق قوانین خاص، برای ایشان محفوظ است. در مقابل، کوچه‌های باز و شوارع عامه (یعنی راه‌های قابل عبور عمومی) تحت مالکیت هیچ شخص خاصی نیستند و قابل تملک خصوصی هم نمی‌باشند.

⚖️ نکته قانونی: ممنوعیت معامله اموال عمومی

براساس تحلیل دکترین حقوقی، معامله یا فروش اموال عمومی باطل است. در واقع، حتی اگر مقام دولتی بدون مجوز قانونی اقدام به فروش این اموال کند، آن قرارداد اعتباری ندارد و بی‌اثر است.

📌 نقش دولت در اموال عمومی

دولت نه مالک، بلکه متولی این اموال است یعنی حق دخل و تصرف شخصی در این اموال ندارد، بلکه صرفاً وظیفه‌ی نگهداری، نظارت، توسعه و استفاده عادلانه از آن‌ها را بر عهده دارد. واگذاری، تغییر کاربری یا فروش اموال عمومی باید براساس قانون خاص و با تصویب نهادهای ذی‌صلاح باشد.

مباحات؛ اموال بدون مالک قابل تملک توسط اشخاص

مباحات، یکی از اقسام مهم اموالی هستند که در دسته «اموال بدون مالک» قرار می‌گیرند. این دسته از اموال برخلاف اموال عمومی، نه برای استفاده همگانی مستمر طراحی شده‌اند و نه تحت اداره دولت هستند؛ بلکه هر شخصی می‌تواند آن‌ها را مطابق ضوابط قانونی به مالکیت خود درآورد. قانون مدنی در ماده ۲۷، تعریف دقیق و حقوقی از این نوع اموال ارائه داده و آن‌ها را قابل تملک از طریق حیازت دانسته است.

📌 تعریف قانونی مباحات و مستند آن

ماده ۲۷ قانون مدنی:

«اموالی که ملک اشخاص نمی‌باشند و افراد مردم می‌توانند آن‌ها را مطابق مقررات مندرجه در این قانون و قوانین مخصوصه مربوط به هر یک از اقسام مختلفه آن‌ها، تملک کرده یا از آن‌ها استفاده کنند، مباحات نامیده می‌شود.»

🔍 این ماده بر دو نکته مهم تأکید دارد:

  1. مباحات فاقد مالک خصوصی‌اند.
  2. تملک آن‌ها برای عموم مردم مجاز است، مشروط به رعایت مقررات قانونی.

📌 مصادیق بارز اموال مباح

برخی از مصادیق شایع مباحات که در منابع حقوقی و فقهی آمده‌اند، عبارت‌اند از:

  • اراضی موات: زمین‌هایی که هیچ نوع آبادانی، کشت، یا احیایی در آن‌ها صورت نگرفته و معطل مانده‌اند. این اراضی با شرایطی قابل احیاست و به مالکیت شخص احیاکننده درمی‌آید.
  • آب‌های مباح: آب‌هایی که در تملک اشخاص یا دولت نیستند، مانند برخی چشمه‌ها یا آب باران؛ در حد عرف و قوانین می‌توان از آن‌ها استفاده کرد.
  • معادن کشف‌نشده یا متروکه: اگر از اموال دولتی نباشند و در حریم املاک خصوصی هم قرار نگیرند، برخی از آن‌ها ممکن است قابل حیازت باشند.
  • شکار: حیواناتی که مالک خاص ندارند و در طبیعت رها هستند، از جمله مصادیق مباحات محسوب می‌شوند.
  • دفینه (با شرایط خاص): اگر دفینه‌ای یافت شود که مالک آن معلوم نباشد و اثر ملی یا عتیقه محسوب نشود، در برخی موارد مباح و قابل تملک است.

📌 حیازت؛ شرط اصلی تملک مباحات

حیازت یعنی سلطه‌ی فیزیکی و قانونی بر مالی که سابقه‌ی تملک ندارد. تملک مباحات از طریق حیازت، نیازمند تحقق شرایطی است:

  • مورد حیازت باید از قبل تحت تملک شخص دیگری نبوده باشد.
  • تصرف عرفی و مادی صورت گیرد؛ یعنی صرف نیت کافی نیست.
  • موانع قانونی یا ممنوعیت شرعی وجود نداشته باشد (مثلاً شکار در فصل ممنوعه یا اراضی حفاظت‌شده).

⚠️ تفاوت مباحات با سایر اموال فاقد مالک خاص

ویژگی اموال عمومی مباحات مجهول‌المالک
قابل تملک خصوصی ❌ نیست ✅ هست ❌ نیست
تحت مدیریت دولت ✅ بله ❌ نه ✅ بله (با اذن حاکم)
شرط استفاده یا تملک صرفاً عمومی نیاز به حیازت نیاز به اذن حاکم
مثال خیابان، پارک اراضی موات، شکار مال گم‌شده بدون مالک مشخص

اموال مجهول‌المالک؛ مالی که مالک دارد اما مالک آن شناخته نیست

در نگاه نخست ممکن است تصور شود اموالی که مالک آن‌ها مشخص نیست، جزو اموال بدون مالک محسوب می‌شوند. اما قانون مدنی تفکیک دقیقی میان «نبود مالک» و «نامشخص بودن مالک» انجام داده است. اموال مجهول‌المالک در واقع اموالی هستند که به لحاظ حقوقی دارای مالک‌اند، اما به دلیل عدم شناسایی، دسترسی به آن‌ها ممکن نیست. قانون‌گذار برای حفظ حق مالک و جلوگیری از حیف و میل، نحوه برخورد با این نوع اموال را در ماده ۲۸ قانون مدنی مشخص کرده است.

📌 تعریف اموال مجهول‌المالک

ماده ۲۸ قانون مدنی:

«اموال مجهول‌المالک با اذن حاکم یا مأذون از قِبَل او به مصرف فقرا می‌رسد.»

بنابراین ویژگی‌های اموال مجهول‌المالک عبارتند از:

  1. مال در اصل دارای مالک خاص است.
  2. شخص مالک در حال حاضر قابل شناسایی یا دسترسی نیست.
  3. اعراض مالک نیز ثابت نشده است (در غیر این‌صورت، مال مباح محسوب می‌شود).
  4. مصرف این اموال تنها با اذن حاکم یا نماینده او ممکن است.

📌 مصادیق رایج اموال مجهول‌المالک

برخی از نمونه‌های عملی اموال مجهول‌المالک عبارت‌اند از:

  • وجوه نقدی یا طلاهایی که در بازرسی‌ها کشف می‌شود ولی مالک آن معلوم نیست.
  • مالی که در صندوق امانات بانکی باقی مانده و صاحب آن فوت شده یا دسترسی به او ممکن نیست.
  • اموال رها شده در خانه‌ها یا زمین‌هایی که مالک آن‌ها متواری یا ناشناس است.
  • ارثی که وراث آن شناخته نشده‌اند.

📌 نکته مهم: تکلیف اموال مجهول‌المالک در قوانین ثانویه

قانون‌گذار در سال ۱۳۷۰ با تصویب «قانون تأسیس سازمان جمع‌آوری و فروش اموال تملیکی»، نحوه اداره اموال مجهول‌المالک را مشخص کرد.

ماده ۳ این قانون: اموال مجهول‌المالک، بلاصاحب، ارث و اموال متوفی بلاوارث، و اموالی که طبق قوانین در اختیار ولی فقیه است، به سازمان یادشده سپرده می‌شود و با اذن ولی فقیه یا نماینده خاص او، فروش، مصرف یا نگهداری آن‌ها انجام می‌پذیرد. یعنی در مقام اجرا:

  • سازمان اموال تملیکی، متولی عملی این اموال است.
  • ولی فقیه یا مقام منصوب از سوی او، «حاکم» موضوع ماده ۲۸ شناخته می‌شود.

🔍 تفاوت لقطه و مال مجهول‌المالک

لقطه مال گم‌شده‌ای است با مالک ناشناس و احکام خاص (مواد ۱۶۲ تا ۱۶۹ دارد)، در حالی که مال مجهول‌المالک به‌طور کلی مالی است که مالک دارد ولی شناسایی او ممکن نیست و مشمول ماده ۲۸ قانون مدنی است.

مال لقطه در قانون مدنی؛ شرایط تحقق، تعریف و تکالیف یابنده

یکی از مهم‌ترین و در عین حال شایع‌ترین مصادیق اموال مجهول‌المالک، «مال لُقَطه» است. لقطه به مالی گفته می‌شود که شخصی آن را پیدا کرده و مالک آن ناشناس باشد، مشروط به اینکه سابقاً مالک داشته باشد و مالک از آن مال اعراض نکرده باشد. قانون مدنی در مواد ۱۶۲ تا ۱۶۹ به‌طور مستقل به موضوع اشیاء پیدا شده پرداخته و احکام مشخصی برای آن تعیین کرده است.

📌 تعریف لقطه و شرایط آن

بر اساس قانون مدنی و فقه اسلامی، لقطه باید شرایط زیر را داشته باشد:

  1. سابقه مالکیت خصوصی داشته باشد؛ یعنی متعلق به کسی بوده که آن را گم کرده است.
  2. مالک آن را گم کرده باشد؛ بنابراین، مالی که دزدیده شده یا از ابتدا بی‌مالک بوده، لقطه محسوب نمی‌شود.
  3. در تصرف هیچ‌کس نباشد؛ یعنی کسی آن را در حال استفاده یا نگهداری نباشد.
  4. اعراض مالک احراز نشده باشد؛ اگر مالک با قصد و رضایت، مال را رها کرده باشد، آن مال دیگر لقطه نیست بلکه «مباح» است.

📌 ماده ۱۶۲ قانون مدنی: ملاک ارزش مالی لقطه

قانون مدنی میان مال لقطه‌ای که کم‌ارزش است و آن‌که ارزش بالا دارد، تفاوت قائل شده است:

  • اگر مال پیدا شده کمتر از یک درهم نقره (حدود ۱۲/۶ نخود) باشد، یابنده می‌تواند بدون نیاز به اعلان یا تعریف، آن را تملک کند.
  • اما اگر بیشتر یا مساوی یک درهم نقره باشد، باید مطابق ماده ۱۶۳ آن را اعلام عمومی (تعریف) کند.

📌 ماده ۱۶۳ قانون مدنی: تعریف لقطه

یابنده موظف است به مدت یک سال کامل، مال را تعریف کند؛ یعنی اطلاع‌رسانی عمومی انجام دهد تا صاحب آن پیدا شود. اگر در این مدت صاحب پیدا نشود، یابنده دو گزینه دارد:

  1. مال را به عنوان امانت نگه دارد تا هر وقت صاحبش پیدا شد، تحویل دهد.
  2. در آن تصرف کند، به شرطی که اگر صاحب اصلی پیدا شد، آن را بازپرداخت کند.

❗ در صورتی که یابنده یقین داشته باشد تعریف فایده‌ای ندارد (مثلاً در بیابان دورافتاده یا در مورد مالی کم‌اهمیت)، تکلیف تعریف از او ساقط می‌شود.

📌 تفاوت حکم لقطه در آبادی و بیابان (ماده ۱۶۵)

قانون مدنی میان محل پیدایش لقطه نیز تفاوت گذاشته است:

  • لقطه در آبادی (محیط شهری یا روستایی): مشمول مواد ۱۶۲ و ۱۶۳ است؛ ارزش مال معیار تعیین تکلیف آن است.
  • لقطه در بیابان یا خرابه‌ی خالی از سکنه: در این حالت، یابنده می‌تواند آن را تملک کند؛ مگر آن‌که مال مربوط به «عهد حاضر» باشد (مثلاً اسکناس امروزی)؛ یا مال «عتیقه» یا «اثر ملی» باشد؛ که در این صورت، متعلق به دولت است.

📌 احکام فقهی و نکات تکمیلی

در منابع فقهی، برداشتن لقطه مکروه دانسته شده است. بر اساس روایات:

«آنچه پیدا کرده‌ای را بر ندار؛ زیرا ممکن است صاحبش بازگردد و آن را بردارد.»

برخی مراجع تقلید معتقدنداگر لقطه نشانه‌ای برای شناسایی ندارد، می‌توان آن را از طرف صاحبش صدقه داد و اگر بعداً صاحب پیدا شد، مبلغ آن باید به او پرداخت شود.

📌 نکته درباره لقطه‌ی فاسدشدنی

اگر لقطه از اشیای فاسدشدنی (مانند میوه یا غذا) باشد و نشانه‌ای از مالک وجود نداشته باشد، می‌توان آن را مصرف کرد. در غیر این صورت، باید آن را نگه داشت یا فروخت و مبلغ آن را به صاحب بازگرداند (در صورت پیدا شدن) و اگر پیدا نشد، آن مبلغ به نیابت از او صدقه داده شود.

حکم اموال پیدا شده در ملک دیگران یا محل کار (کارفرما و کارگر)

در بسیاری از موارد، افراد ممکن است مالی را نه در اماکن عمومی، بلکه در املاک خصوصی دیگران یا در محل کار خود پیدا کنند. سوال اصلی در این شرایط این است: آیا یابنده مالک مال می‌شود؟ یا مالکیت به شخص دیگری می‌رسد؟ قانون مدنی به‌صورت صریح در مورد برخی از این حالات اظهار نظر نکرده، اما رویه‌ی قضایی و نظر فقهی، راهکارهای مشخصی ارائه داده‌اند.

📌 پیدا کردن مال در ملک غیر: ملاک تعلق به چه کسی است؟

اگر شخصی مالی را در ملک شخص دیگری پیدا کند، ابتدا باید به مالک ملک اطلاع دهد. اما تعلق آن مال به صاحب ملک، بستگی به شرایط دارد:

  • اگر مالک ملک بتواند اثبات کند که مال متعلق به اوست → مال برای اوست.
  • اما اگر نتواند مالکیت را اثبات کند، مال متعلق به یابنده است.

🔍 نکته مهم:
«یابنده» در اینجا نقش «مستخرج» را دارد و چون دفینه یا مالِ پیدا شده جزء اجزاء زمین محسوب نمی‌شود، صرف مالکیت زمین دلیلی برای تملک آن مال نیست.

📌 اگر کارگر مالی را در محل کار پیدا کند، مالک کیست؟

قانون به‌طور خاص در این مورد حکمی نداده، اما بر اساس فقه و تحلیل‌های حقوقی، تفاوت مهمی میان کارگر و کارفرما در پیدا کردن مال وجود دارد:

  • اگر کارگر به دستور کارفرما یا در حین انجام وظیفه مالی را پیدا کند، آن مال معمولاً متعلق به کارفرماست.
  • اما اگر پیدایش مال به صورت اتفاقی و مستقل از وظیفه شغلی کارگر باشد، می‌توان گفت که مالکیت با خود کارگر است، مگر شرایط خاص دیگری وجود داشته باشد.

این مبنا بر اصل «حیازت» و قصد تملک توسط شخص یابنده مبتنی است. اگر قصد، برای کارفرما باشد، مالکیت نیز برای او خواهد بود.

⚠️ دقت در تفاوت حیازت شخصی و حیازت نیابی

اگر فردی (مثل کارگر یا مأمور اداره) مالی را به نمایندگی از دیگری پیدا کند، حیازت به نام او محسوب نمی‌شود؛ بلکه به نفع شخصی که به نیابت از او عمل شده خواهد بود. مثالا اگر مأمور خدمات شهری در حین نظافت خیابان، طلا پیدا کند و حیازت او در چارچوب وظایف اداری‌اش باشد، مال متعلق به شهرداری یا دولت است، نه خودش.

احکام حیوانات ضالّه؛ حیوانات گمشده از نگاه قانون

برخلاف اموال منقول مانند پول یا اشیاء، وقتی موضوعِ گم‌شده، حیوان زنده باشد، قانون و فقه اسلامی برخورد کاملاً متفاوتی با آن دارند. این‌گونه حیوانات در قانون مدنی تحت عنوان ضالّه (یعنی حیوان گمشده) شناخته می‌شوند و در مواد ۱۷۰ تا ۱۷۲ قانون مدنی، احکام خاصی برای آن‌ها وضع شده است. ضالّه نیز یکی از مصادیق اموال مجهول‌المالک محسوب می‌شود اما برخلاف لقطه، اصولاً قابل تملک توسط یابنده نیست.

📌 تعریف حیوان ضالّه و شرایط آن

برای اینکه حیوان گمشده مشمول احکام ضالّه باشد، باید شرایط زیر را داشته باشد:

  1. زنده باشد
  2. در مالکیت کسی قرار داشته باشد
  3. علامتی از اعراض مالک وجود نداشته باشد
  4. در تصرف کسی نباشد
  5. در مکان ناامن یا دور از چراگاه رها شده باشد

📌 وظیفه یابنده در برابر حیوان ضالّه

برخلاف لقطه که در شرایطی قابل تملک است، ضالّه اصولاً باید یا به صاحبش بازگردانده شود، یا اگر صاحب پیدا نشد، به حاکم تحویل داده شود تا به مصرف فقراء برسد (مطابق ماده ۲۸ قانون مدنی). تملک حیوان گمشده توسط یابنده مجاز نیست.

📌 تملک استثنایی در شرایط خاص

در موارد نادری، امکان تملک حیوان وجود دارد. اگر حیوان در بیابان یا منطقه خالی از سکنه باشد و نتواند از خود در برابر حیوانات درنده محافظت کند و صاحب آن ناشناس باشد در این حالت، یابنده می‌تواند با رعایت ضوابط، حیوان را نجات داده و پس از تعریف و گذشت مدت مشخص، آن را تملک کند.

📌 مثال‌های عملی

  1. گوسفندی که در حاشیه شهر در حال پرسه زدن است و هیچ‌کس ادعای مالکیت آن را ندارد → ضالّه محسوب می‌شود، نه لقطه.
  2. پرنده‌ای زینتی که از قفس گریخته و در فضای باز پیدا شده → در صورت بی‌صاحب بودن و نبودنش در تصرف، ضالّه خواهد بود.

سوالات متداول

در این قسمت از مقاله سوالات متداول پیرامون مال بدون مالک مطرح شده است:

❓ ۱. من یه کیف پول توی پارک پیدا کردم که داخلش کارت ملی و مقداری پول بود، می‌تونم نگهش دارم؟

✅ خیر، نمی‌تونی اون رو تملک کنی. چون این مال سابقاً مالک داشته و الان گم شده، لقطه محسوب میشه. طبق ماده ۱۶۳ قانون مدنی، اگر ارزش مال بیش از یک درهم نقره باشه (که هست)، باید به‌مدت یک سال اون رو تعریف کنی (مثلاً با اعلام در مکان‌های عمومی یا تحویل به پلیس). اگر صاحبش پیدا نشد، اون‌وقت می‌تونی به‌عنوان امانت نگهش داری یا با مسئولیت خودت ازش استفاده کنی. نگه داشتن بدون اعلام، غیرقانونیه و ضمان داره.

❓ اگر یه کارگر ساختمونی موقع حفاری، سکه طلا پیدا کنه، مال خودش میشه؟

✅ نه لزوماً. اگر اون سکه‌ها دفینه باشن (یعنی مال دفن‌شده‌ای که اتفاقی کشف شده)، باید اول به مالک ملک اطلاع داده بشه. اگه اون نتونه مالکیت خودش رو ثابت کنه، سکه‌ها برای یابنده هست. اما اگه دفینه عتیقه یا اثر ملی باشه، متعلق به دولت خواهد بود. از طرف دیگه، اگر کارگر در حین وظیفه رسمی‌اش و با ابزار و دستور کارفرما اون‌ها رو پیدا کرده، مالک اصلی می‌تونه کارفرما باشه. بستگی به شرایط داره.

❓ گربه خونگی‌مون چند روز پیش گم شده بود، حالا یه همسایه برده بودش دامپزشکی و نگه داشته؛ حق داشت این کار رو بکنه؟

✅ در این شرایط کار همسایه درست بوده. حیوانات گمشده در فقه و قانون به‌عنوان ضالّه شناخته می‌شن و قابل تملک نیستند. اگر کسی اون حیوان رو پیدا کنه، باید به مالک برگردونه یا اگر نتونه مالک رو پیدا کنه، به حاکم شرع یا مأمور قانونی مثل دامپزشکی یا شهرداری اطلاع بده. نگهداری حیوان برای حفظ جانش مجازه، اما مالکیت پیدا نمی‌کنه. همسایه فقط امانت‌دار محسوب می‌شه.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا