یکی از اصطلاحات مهم در روند دادرسیهای حقوقی که ممکن است بسیاری از افراد در مسیر طرح دعوا یا تجدیدنظر با آن مواجه شوند، «قرار عدم استماع دعوا» است. این قرار، در واقع نوعی تصمیم نهایی اما شکلی از سوی دادگاه است که بدون ورود به ماهیت دعوا صادر میشود و به معنای عدم امکان رسیدگی به پرونده به دلیل وجود مانع قانونی یا شکلی است.
برخلاف تصور عموم، صدور این قرار به معنای رد کامل ادعای خواهان نیست، بلکه نشاندهنده آن است که ساختار یا شرایط شکلی دعوا به نحوی طرح شده که اصولاً قابل شنیدن و بررسی نیست. دلایلی نظیر طرح دعوا علیه شخص فوتشده، نداشتن اثر عملی برای دعوا، عدم رعایت برخی اصول قانونی در نوع خواسته یا خواهان، میتوانند زمینهساز صدور این قرار باشند.

در این مقاله، ضمن معرفی دقیق مفهوم قرار عدم استماع دعوی، به بررسی شرایط صدور، آثار آن بر روند رسیدگی، نحوه اعتراض و همچنین تفاوت آن با سایر قرارهای قاطع خواهیم پرداخت. اگر در مرحله بدوی یا تجدیدنظر با چنین قراری مواجه شدهاید، تا پایان این نوشتار همراه ما باشید تا همه ابعاد حقوقی آن را بشناسید.
قرار عدم استماع دعوا چیست و چه جایگاهی در آیین دادرسی مدنی دارد؟
قرار عدم استماع دعوا یکی از قرارهای قاطع و نهایی دادگاه است که بدون ورود در ماهیت دعوا صادر میشود. این قرار زمانی صادر میگردد که قاضی تشخیص دهد رسیدگی به دعوای طرحشده، به دلیل وجود موانع قانونی یا نقص در ساختار شکلی آن، امکانپذیر نیست.
در لغت، “استماع” بهمعنای شنیدن است؛ بنابراین، “عدم استماع” یعنی دادگاه اصلاً حاضر به شنیدن و بررسی ماهیت دعوا نمیشود، چون طرح دعوا را از اساس فاقد قابلیت رسیدگی تشخیص میدهد.
این قرار در طبقهبندی کلی قرارهای دادرسی، ذیل دسته “قرارهای قاطع دعوا” قرار میگیرد؛ یعنی با صدور آن، جریان رسیدگی در همان مرحله خاتمه یافته و پرونده از دادگاه خارج میشود. با این حال، از آنجا که دادگاه وارد ماهیت دعوا نشده است، امکان طرح مجدد دعوا پس از رفع مانع وجود دارد و قرار مزبور اعتبار امر مختومه ندارد.
بر اساس بند «ب» ماده ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، اگر اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد، قرار عدم استماع دعوا نیز قابل تجدیدنظر خواهد بود. این نشان میدهد که هرچند در خود قانون تعریف دقیق و مستقلی برای این قرار ارائه نشده، اما قانونگذار آن را به رسمیت شناخته و در ردیف قرارهای مهم آیین دادرسی مدنی جای داده است.
⚖️ نمونههای شایع صدور این قرار
- دعوایی که در قالب نادرست حقوقی مطرح شده (مثلاً اثبات مالکیت بهجای الزام به تنظیم سند رسمی)
- دعوایی که خواسته آن اثر حقوقی ندارد (مثلاً تنفیذ معاملهای که قبلاً باطل شده)
- عدم رعایت تشریفات قانونی در معرفی اصحاب دعوا (مثلاً طرح دعوا علیه شخص فوتشده)
- دعوایی که اساساً در صلاحیت مراجع دیگر مثل داور بوده، اما اشتباهاً در دادگاه مطرح شده
شرایط و مبانی قانونی صدور قرار عدم استماع دعوا
صدور قرار عدم استماع دعوا بر پایه اصول آیین دادرسی مدنی و رویه قضایی مستقر انجام میشود. اگرچه قانونگذار در قانون آیین دادرسی مدنی، بهویژه در ماده ۳۳۲ بند «ب» تنها به قابلیت تجدیدنظر این قرار اشاره کرده و موارد خاصی برای صدور آن ذکر نکرده است، اما با توجه به اصول کلی دادرسی، مبانی و شرایط صدور این قرار در عمل مشخص و قابل استخراج است.
✅ مبانی صدور قرار عدم استماع دعوا
دادگاه زمانی میتواند قرار عدم استماع دعوا صادر کند که یکی از شرایط زیر وجود داشته باشد:
- فقدان یکی از ارکان اساسی دعوا (سمت، اهلیت، نفع و جهت)
- غیرشرعی یا نامشروع بودن منشاء دعوا (مثل مطالبه وجه ناشی از قمار یا مواد مخدر)
- عدم وجود اثر عملی برای دعوا (مثل دعوایی که نتیجه عملی نخواهد داشت)
- عدم قابلیت قانونی خواسته برای رسیدگی (مثلاً در صورت وجود شرط داوری)
- عدم رعایت الزامات قانونی در تقدیم دادخواست یا معرفی طرف دعوا
🧾 مواردی که در قوانین و نظریات حقوقی مستند هستند:
- در مواردی که موضوع دعوا خلاف قانون یا نظم عمومی باشد، اساساً دستگاه قضایی صلاحیت رسیدگی ندارد.
- در صورتی که دادخواست بهنحو صحیح تنظیم نشده یا طرف دعوا به درستی شناسایی نشده باشد (مانند طرح دعوا علیه متوفی).
- اگر دادگاه تشخیص دهد که دعوا ماهیت ترافعی ندارد یا در قالبی غیر از آنچه قانون پیشبینی کرده مطرح شده است.
به عنوان مثال، در دعوای اثبات مالکیت بر ملکی که سند رسمی ندارد، در صورتی که دعوا بهدرستی در قالب الزام به تنظیم سند رسمی مطرح نشده باشد، ممکن است دادگاه آن را قابل استماع تشخیص ندهد و قرار عدم استماع صادر کند.
این موارد، بر پایه اصول دادرسی، نظریات مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه و رویه قضات، پایهگذار صدور چنین قراری هستند.
مهمترین موارد و مصادیق صدور قرار عدم استماع دعوا در عمل
اگرچه قانون آیین دادرسی مدنی مصادیق مشخص و حصری برای صدور قرار عدم استماع دعوا تعیین نکرده، اما در رویه قضایی و نظریات حقوقی، موارد متعددی مشاهده میشود که دادگاهها در مواجهه با آنها بهجای رسیدگی ماهوی، قرار عدم استماع دعوا صادر کردهاند. این موارد عمدتاً زمانی مطرح هستند که طرح دعوا یا شیوه بیان آن، با اصول آیین دادرسی، نظم عمومی یا قواعد حقوقی در تضاد باشد.
✅ ۱. طرح دعوا علیه فرد فوتشده
اگر خواهان دعوایی را علیه فردی طرح کند که در زمان تقدیم دادخواست فوت کرده باشد، دعوا از اساس قابلیت رسیدگی نخواهد داشت؛ چون شخص حقیقیِ طرف دعوا وجود خارجی ندارد. در این موارد، دادگاه قرار عدم استماع دعوا صادر میکند.
✅ ۲. وجود شرط داوری در قرارداد
زمانی که طرفین در قرارداد خود توافق کرده باشند که اختلافات از طریق داوری حل و فصل شود، دادگاهها حق ورود به ماهیت ندارند. در چنین مواردی، صرف وجود شرط داوری موجب میشود که دادگاه با استناد به اصل حاکمیت اراده، قرار عدم استماع صادر نماید.
✅ ۳. نامشروع بودن منشأ خواسته
اگر منشأ دعوا برخلاف قوانین یا اخلاق حسنه باشد، مانند مطالبه وجه مربوط به قمار، گروبندی، یا معاملات مواد مخدر، دادگاه به علت نامشروع بودن موضوع، دعوا را غیرقابل استماع میداند.
✅ ۴. طرح دعوا بدون اثر عملی
برخی دعاوی، از نظر دادگاه بیفایده تلقی میشوند و رسیدگی به آنها نتیجه عملی برای خواهان ایجاد نمیکند. مثلاً در عقد هبه یا رهن، اگر قبض (تحویل مال) انجام نشده باشد و خواهان بدون وقوع قبض اقدام به طرح دعوا کند، دعوا اثر عملی ندارد و قرار عدم استماع صادر میشود.
✅ ۵. واخواهی نسبت به حکم حضوری
در صورتی که حکم صادره حضوری باشد اما خوانده تصور کند غیابی است و اقدام به واخواهی نماید، دادگاه پس از بررسی و تشخیص حضوری بودن حکم، قرار عدم استماع واخواهی را صادر میکند.
✅ ۶. عدم طرف دعوا قرار دادن کلیه اصحاب دعوی در دعاوی طاری
در دعاوی طاری (مثل دعوای ورود ثالث یا جلب ثالث)، در صورتی که یکی از اصحاب دعوا طرف دعوا قرار نگیرد، ساختار دعوا ناقص خواهد بود و دادگاه امکان رسیدگی ندارد.
✅ ۷. اقامه دعوای ممانعت از حق یا تصرف عدوانی بعد از اقامه دعوای مالکیت
در صورتی که ابتدا دعوای مالکیت مطرح شده باشد و سپس دعوایی از نوع تصرف یا ممانعت از حق با همان موضوع مطرح شود، ممکن است دادگاه دعوا را تکراری یا فاقد ساختار صحیح بداند و با صدور قرار عدم استماع از ورود به ماهیت اجتناب کند.
آثار و تبعات صدور قرار عدم استماع دعوا بر اصحاب دعوا و روند رسیدگی
صدور قرار عدم استماع دعوا، نهتنها مسیر رسیدگی به دعوا را متوقف میکند، بلکه پیامدهای حقوقی مهمی برای خواهان بههمراه دارد. این قرار از جمله تصمیماتی است که اگرچه قاطع دعوا محسوب میشود، اما اثر ماهوی و قضایی نسبت به اصل ادعا ایجاد نمیکند. در ادامه به آثار مهم آن اشاره میکنیم:
⚖️ ۱. خروج پرونده از جریان رسیدگی
با صدور این قرار، دادگاه بدون ورود در ماهیت دعوا رسیدگی را خاتمه میدهد. در نتیجه، پرونده از روند رسیدگی خارج شده و دعوا بهطور موقت متوقف میشود.
⚖️ ۲. قابل طرح بودن مجدد دعوا پس از رفع مانع
یکی از مهمترین ویژگیهای قرار عدم استماع دعوی، این است که اعتبار امر مختومه ندارد. به عبارت دیگر، چون دادگاه به ماهیت دعوا نپرداخته، در صورت رفع مانع (مثلاً اصلاح خواسته، تعیین طرف صحیح دعوا، یا حذف شرط داوری)، خواهان میتواند دعوا را دوباره مطرح کند.
⚖️ ۳. استرداد نشدن هزینه دادرسی
بر خلاف تصور برخی افراد، هزینه دادرسی که هنگام ثبت دادخواست پرداخت شده است، در صورت صدور قرار عدم استماع، به خواهان بازگردانده نمیشود. زیرا فرآیند قضایی آغاز شده و سیستم قضایی درگیر شده است.
⚖️ ۴. امکان اعتراض در صورت قابل تجدیدنظر بودن اصل دعوا
بر اساس بند ب ماده ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، اگر دعوای اصلی قابلیت تجدیدنظر داشته باشد، قرار عدم استماع دعوا نیز قابل تجدیدنظر است. اما اگر اصل دعوا قابلیت تجدیدنظر نداشته باشد، قرار صادره نیز قابل اعتراض نیست.
⚖️ ۵. ایجاد نشدن حق اجرای حکم یا آثار ماهوی
چون در این قرار، دادگاه وارد رسیدگی ماهوی نمیشود، نه حکمی مبنی بر محکومیت یا بیحقی صادر میشود، نه امکان اجرای حکم فراهم است. این قرار صرفاً پایان موقتی رسیدگی به دعوا را اعلام میکند.
⚖️ ۶. امکان سوءبرداشت از قرار برای افراد غیرحقوقی
بسیاری از افراد، صدور این قرار را معادل با رد دعوا یا شکست نهایی خود تلقی میکنند، در حالی که در واقع، اشتباه در نحوه طرح دعوا یا اشکال در ساختار شکلی آن علت صدور قرار بوده و راه اصلاح یا طرح مجدد باز است.
قرار عدم استماع در مرحله تجدیدنظر یعنی چه و در چه فرضهایی صادر میشود؟
برخلاف تصور عموم، قرار عدم استماع دعوا فقط محدود به مرحله بدوی نیست. در مواردی، دادگاه تجدیدنظر نیز ممکن است اقدام به صدور این قرار کند؛ البته این اتفاق معمولاً در قالب خاصی از رسیدگیها یا در مواجهه با اشکالات ماهوی و شکلی دعوا رخ میدهد. در این بخش، به بررسی دو سناریوی مهم میپردازیم:
✅ ۱. قرار عدم استماع نسبت به تجدیدنظرخواهی
گاهی اوقات، اعتراض تجدیدنظرخواه فاقد شرایط قانونی است. در این حالت، دادگاه تجدیدنظر پیش از ورود به بررسی ماهوی، به یکی از نتایج زیر میرسد:
- دعوا اساساً قابل تجدیدنظر نبوده است (مثلاً خواسته جزئی و زیر سقف تجدیدنظر باشد)
- تجدید نظرخواه، سمت یا نفع قانونی ندارد
- اعتراض در مهلت مقرر (۲۰ روز یا ۲ ماه) ثبت نشده است
- اعتراض متوجه رای قابل تجدیدنظر نبوده یا از اساس اشتباه طرح شده
در این حالت، برخی قضات از اصطلاح «قرار عدم استماع تجدیدنظرخواهی» استفاده میکنند، هرچند عنوان دقیقتر آن میتواند رد دادخواست تجدیدنظر یا قرار رد تجدیدنظرخواهی باشد. با این حال، در محتوا، به معنای عدم پذیرش اعتراض در مرحله تجدیدنظر است، بدون ورود به ماهیت رأی بدوی.
✅ ۲. صدور قرار عدم استماع دعوی خواهان بدوی توسط دادگاه تجدیدنظر
در مواردی که دادگاه بدوی رأی صادر کرده، اما در تجدیدنظر، قضات متوجه شوند دعوای بدوی اصولاً قابل استماع نبوده، این اختیار را دارند که:
-
رأی بدوی را نقض کنند
-
و خودشان رأساً قرار عدم استماع دعوی خواهان بدوی را صادر نمایند
این اقدام، مستند به ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی است که به دادگاه تجدیدنظر اجازه میدهد اگر رأی بدوی را نادرست بداند، آن را فسخ یا نقض کرده و رأی مقتضی جدید صادر کند. در این حالت، چون دعوای بدوی از ابتدا غیرقابل استماع بوده، رسیدگی به ماهیت هم منتفی است و تنها راهحل ممکن، صدور قرار عدم استماع دعواست.
📌 مثال کاربردی:
فرض کنید خواهان در مرحله بدوی، بهجای اقامه دعوای «الزام به تنظیم سند رسمی»، دعوای «اثبات مالکیت» مطرح کرده باشد، آن هم بدون مدارک کافی یا در شرایطی که ملک دارای سند رسمی است. دادگاه بدوی به دعوا رسیدگی کرده و رأی داده، اما دادگاه تجدیدنظر تشخیص میدهد که اصل دعوا اصولاً قابل استماع نبوده و به همین دلیل، قرار عدم استماع دعوای خواهان بدوی صادر میکند.
⚠️ توجه:در چنین حالتی، رأی دادگاه تجدیدنظر معمولاً قطعی اعلام میشود و راه تجدیدنظر مجدد وجود ندارد. تنها در موارد نادر، ممکن است طرق فوقالعاده مانند اعاده دادرسی مطرح شود، اما فرجامخواهی نسبت به این قرار معمولاً پذیرفته نیست.
مهلت، تشریفات و هزینه اعتراض به قرار عدم استماع دعوا
یکی از سؤالات مهمی که پس از صدور قرار عدم استماع دعوا مطرح میشود، این است که آیا میتوان به این قرار اعتراض کرد؟ اگر بله، در چه مدت زمانی، با چه روشی و با چه هزینهای؟ پاسخ به این پرسشها مستقیماً در ماده ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی آمده است و باید با دقت به آن توجه کرد.
✅ آیا قرار عدم استماع دعوا قابل اعتراض است؟
بله، اما مشروط. مطابق بند «ب» ماده ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی:
«قرار عدم استماع دعوا در صورتی قابل تجدیدنظر است که اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد.»
یعنی اگر موضوع اصلی دعوا (مثلاً الزام به تنظیم سند رسمی، مطالبه وجه، تخلیه ملک و…) به لحاظ نوع خواسته و میزان آن، جزو دعاوی قابل تجدیدنظر باشد، آنگاه قرار عدم استماع صادره در همان پرونده نیز قابل اعتراض است.
اما اگر اصل دعوا قابلیت تجدیدنظر نداشته باشد، این قرار هم غیرقابل اعتراض خواهد بود.
🕒 مهلت اعتراض به قرار عدم استماع دعوا
مطابق قواعد کلی آیین دادرسی مدنی:
-
برای اشخاص مقیم ایران، مهلت اعتراض ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ رای بدوی است.
-
برای اشخاص مقیم خارج از کشور، این مهلت ۲ ماه از تاریخ ابلاغ میباشد.
اگر رأی به درستی ابلاغ نشده باشد یا اصلاً به مخاطب نرسیده باشد، مهلت اعتراض هنوز شروع نشده است.
📄 نحوه ثبت اعتراض به قرار عدم استماع دعوا
اعتراض به این قرار، باید در قالب دادخواست تجدیدنظرخواهی ارائه شود. تشریفات آن به این صورت است:
-
ورود به دفاتر خدمات الکترونیک قضایی یا سامانه عدلایران
-
تنظیم دادخواست تجدیدنظر با:
-
ذکر شماره پرونده
-
شماره دادنامه صادره
-
شرح اعتراض
-
دلایل قانونی و مستندات
-
-
ارسال به مرجع تجدیدنظر ذیصلاح (دادگاه تجدیدنظر استان)
در صورت تأخیر در ثبت دادخواست، تجدیدنظرخواهی قابل پذیرش نیست؛ مگر اینکه عذر موجه برای تأخیر اثبات شود.
💰 هزینه دادرسی اعتراض به قرار عدم استماع دعوا
هزینه دادرسی اعتراض به این قرار، مطابق با تعرفه دعاوی غیرمالی محاسبه میشود.
در سال 1404 (بر اساس آخرین تعرفهها)، این هزینه ممکن است بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان متغیر باشد و بسته به منطقه و شعبه، اندکی تفاوت داشته باشد.
تفاوت قرار عدم استماع دعوا با قرار رد دعوا و سایر قرارهای قاطع رسیدگی
در روند رسیدگیهای حقوقی، اصطلاحات و انواع تصمیمات قضایی ممکن است برای افراد غیرحقوقی مشابه به نظر برسند، اما هر یک آثار و مفاهیم خاص خود را دارند. در این میان، تفاوت میان قرار عدم استماع دعوا و قرار رد دعوا یکی از نکات کلیدی است که دانستن آن میتواند از برداشتهای اشتباه و تضییع حقوق جلوگیری کند.
✅ تفاوت ماهیتی بین قرار عدم استماع و رد دعوا
| مقایسه | قرار عدم استماع دعوا | قرار رد دعوا |
|---|---|---|
| ورود به ماهیت دعوا | ❌ دادگاه وارد ماهیت نمیشود | ✅ دادگاه وارد ماهیت میشود |
| علت صدور | اشکال در شکل دعوا یا فقدان شرایط استماع | بیاساس بودن ادعای خواهان از نظر حقوقی |
| اثر بر دادرسی | دعوا متوقف میشود؛ قابل طرح مجدد است | دادرسی تمام میشود؛ معمولاً امکان طرح مجدد نیست |
| اعتبار امر مختومه | ❌ ندارد | ✅ دارد |
| قابل تجدیدنظر بودن | فقط اگر اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد | بسته به نوع دعوا، ممکن است قابل تجدیدنظر باشد |
| استرداد هزینه دادرسی | ❌ مسترد نمیشود | ❌ مسترد نمیشود |
| مثال | طرح دعوا علیه متوفی، شرط داوری، دعوای بیاثر عملی | دعوای مطالبه وجه بدون ارائه دلیل یا سند محکمهپسند |
🧾 سایر قرارهای قاطع رسیدگی و تفاوت آنها
در کنار قرار عدم استماع و رد دعوا، قرارهای نهایی دیگری نیز وجود دارند که در روند رسیدگی، به ختم پرونده منتهی میشوند. مهمترین آنها:
🔹 قرار سقوط دعوا
وقتی خواهان از حق خود با اختیار صرفنظر کرده باشد یا موردی از سقوط دعوا طبق قانون محقق شود، دادگاه با صدور این قرار به دادرسی پایان میدهد.
🔹 قرار امتناع از رسیدگی
در شرایطی که قاضی خود را صالح برای رسیدگی نمیداند (مثلاً به دلیل فقدان صلاحیت ذاتی یا محلی) و پرونده را به مرجع دیگر ارجاع میدهد.
🔹 قرار موقوفی تعقیب (در امور کیفری)
معادل “خاتمه موقت” پرونده در امور جزایی است، مثل فوت متهم یا گذشت شاکی در جرایم قابل گذشت.
این قرارها گرچه همگی باعث ختم مرحلهای از دادرسی میشوند، اما علت، آثار و امکان تجدیدنظر در آنها متفاوت است.
