اثبات مالکیت زمین با معامله شفاهی قدیمی و اقرارنامه وراث
سلام پدرم بهرام فرزند بزرگ خانواده متولد ۱۳۲۰ هست.
مادرش در سال ۱۳۲۵ فوت می کند.
پدر بزرگم که مراد نام دارد در سال ۱۳۲۷ خاله ام به نام والیه را به همسری اختیار می کند که والیه صاحب ۳ فرزند پسر و ۲ فرزند دختر می شود که پسر اولش را در سال ۱۳۳۳ به دنیا می آورد.
پدر بزرگم در سال ۱۳۴۳ یک قطعه زمین مشاعی ۱۲ هزار متری را با قیمت ۳ هزارتومان باپسر عمو هایش بصورت مشاعی می خواهند بخرند.
چون پدر بزرگم پول کافی نداشته به پدرم بهرام پیشنهاد می دهد که مبلغ ۲۵۰ تومان بده و یک چهارم از سهم من را شریک شو ( یعنی ۱۰۰۰ متر مشاعی از ۴۰۰۰ هزار متر مشاعی سهم پدر بزرگم از ۱۲ هزار متری کل زمین).
پدرم بهرام پول را پرداخت می کند ولی پدربزرگم ناخواسته اسم ايشان را در مبایعنامه ذکر نمی کند یعنی عقد میان پدر بزرگم و پدرم بصورت شفاهی بوده است.
سالها می گذرد و پدربزرگم سال ۱۳۷۲ فوت می کند.
از این قضیه نامادری پدرم ، برادر نامادری پدرم آگاه هستند به همین خاطر مورخ سال ۱۳۷۷ در مجلسی گواهی نامه ای می نویسند که در آن نامادری پدرم اقرار می کند که پدرم (بهرام) پول یک چهارم از سهم پدربزرگم را پرداخته و یک چهارم از سهم پدربزرگم متعلق به بهرام هست و پسران و دختران من هیچ حقی نسبت به آن ندارند. در ادامه نامادری پدرم زیر برگه را اثر انگشت می زند و کاتب که فردی غریبه و مورد اعتماد منطقه هست زیر برگه را امضا می کند ، پدر کاتب که در جمع قرار دارد اثر انگشت می زند و برادر نامادری پدرم با اینکه اسمش زیر برگه هست هیچ امضایی نمی زند.
بعد از این قضیه ها پدرم که فکر می کند کار تمام هست هیچ اقدامی نمی کند و همه اطرافیان معامله ۱۳۴۳ و شهادت نامه سال ۱۳۷۷ به رحمت خدا می روند به جز کاتب شهادت نامه سال ۱۳۷۷ که حاضر است در دادگاه گواهی دهد که در مجلسی که حضور داشته نامادری پدرم شهادت داده و اقرار کرده که پدرم بهرام پول یک چهارم زمین را داده است.
حال برادر های پدرم حاضر به تسلیم زمین به پدرم نیستن و میخواهیم از طریق دادگاه شکایت کنیم.
یا توجه به مطالب گفته شده یک دادخواست حقوقی برایم تنظیم کن و مراحل دفاع و شرح آن ،محل های ایراد کار ، لوایح تکمیلی ، موثر بودن سوگند در این دعوی و ... که بعنوان یک وکیل به ذهنتان خطور می کند را برایم مفصل شرح دهید.
با تشکر
پاسخ حقوقی ایران لگال:
با سلام
موضوعی که مطرح فرمودین کمی پیچیده است و من سعی کردم تمامی موارد را برایتان با جزئیات روشن کنم. این پرونده اگر با عنوان خواسته یا طرفهای دعوا اشتباه مطرح شود، ممکن است با وجود داشتن دلیل، دادگاه اصلاً وارد ماهیت نشود. قبل از تنظیم دادخواست باید وضعیت ثبتی فعلی زمین و اسناد موجود روشن شود.
اگر پدرتان بهرام در قید حیات است، اصل دعوا باید توسط خود ایشان یا وکیل رسمی او مطرح شود. بر اساس توضیحات شما، ادعا این است که مرحوم مراد در سال ۱۳۴۳ چهار هزار متر مشاع از زمین دوازده هزار متری را خریده و یکچهارم سهم خود، یعنی حدود ۱۰۰۰ متر مشاع، را در برابر پرداخت ۲۵۰ تومان به پدرتان واگذار کرده است. بنابراین ادعای پدرتان فعلاً نسبت به «سهم مشاع» است، نه یک قطعه مشخص ۱۰۰۰ متری.
مورد بعدی این است که شفاهی بودن معامله بهخودی خود باعث بطلان آن نیست؛ مشکل اصلی اثبات وقوع معامله بعد از این همه سال است. نوشته سال ۱۳۷۷ برای پرونده شما اهمیت زیادی دارد، چون نامادری پدرتان در آن اقرار کرده که بهرام ۲۵۰ تومان پرداخت کرده و یکچهارم سهم مرحوم مراد متعلق به اوست. این نوشته میتواند قرینه مهمی بر معامله سال ۱۳۴۳ باشد.
البته اقرار نامادری نمیتواند بهتنهایی حق فرزندانش را ساقط کند. استدلال درست این است که اگر معامله سال ۱۳۴۳ ثابت شود، آن ۱۰۰۰ متر اصلاً وارد ترکه مرحوم مراد نشده که بعداً به فرزندان او ارث برسد.
کاتب نوشته سال ۱۳۷۷ نیز شاهد مهمی است. اگر در معامله سال ۱۳۴۳ حضور نداشته، نمیتواند پرداخت پول را مستقیم شهادت بدهد، اما میتواند شهادت دهد که نوشته سال ۱۳۷۷ در حضور او تنظیم شده، نامادری پدرتان مطالب را بیان کرده و اثر انگشت زده است. بهتر است با توجه به اینکه تنها شاهد زنده است، موضوع تأمین دلیل و ثبت اظهارات او نیز بررسی شود.
قبل از دادخواست باید از اداره ثبت مشخص شود سهم مرحوم مراد اکنون به نام چه کسی است. اگر هنوز به نام مرحوم باشد، یک نوع خواسته لازم است؛ اگر به نام وراث یا اشخاص ثالث منتقل شده باشد، احتمالاً باید خواستههای دیگری مثل اصلاح یا ابطال سند نسبت به همان سهم هم مطرح شود. بنابراین بدون دیدن سابقه ثبتی، تنظیم دادخواست نهایی ریسک دارد.
در حالت ساده، محور خواسته میتواند «اثبات وقوع معامله شفاهی سال ۱۳۴۳ نسبت به یکچهارم سهم مرحوم مراد، معادل ۱۰۰۰ متر مشاع، و الزام وراث به انتقال رسمی آن» باشد. اگر اسناد رسمی بعدی صادر شده، باید وضعیت آنها هم در خواسته لحاظ شود.
مدارک مهم شما عبارتاند از مبایعهنامه سال ۱۳۴۳، نوشته سال ۱۳۷۷، انحصار وراثت مرحوم مراد، سوابق ثبتی زمین، شهادت کاتب و هر مدرکی که نشان دهد سایر وراث از این معامله اطلاع داشتهاند. اگر اثر انگشت نامادری انکار شود، امکان کارشناسی آن نیز وجود دارد.
یکی از دفاعهای احتمالی خواندگان این است که چرا پدرتان در این مدت طولانی اقدامی نکرده است. پاسخ شما میتواند این باشد که تا زمانی که اعضای خانواده اصل حق را قبول داشتهاند و حتی در سال ۱۳۷۷ آن را مکتوب کردهاند، اختلافی برای طرح دعوا وجود نداشته است.
دفاع دیگر ممکن است این باشد که ۲۵۰ تومان قرض یا کمک بوده، نه ثمن معامله. در اینجا تناسب مبلغ اهمیت دارد؛ اگر سهم چهار هزار متری مرحوم مراد حدود هزار تومان بوده و ۲۵۰ تومان دقیقاً یکچهارم آن میشود، این موضوع همراه با نوشته سال ۱۳۷۷ قرینه خوبی به نفع ادعای پدرتان است.
در مورد سوگند هم بهتر است پرونده را از ابتدا روی آن بنا نکنید. اگر سوگند قاطع به طرف مقابل واگذار شود و او سوگند بخورد، ممکن است نتیجه به ضرر شما تمام شود. سوگند میتواند در مراحل خاص مؤثر باشد، ولی جای اثبات اصل معامله را نمیگیرد.
اگر برادران پدرتان اکنون در زمین تصرف دارند، بهتر است از ابتدا دعوای مالکیت را با خلع ید از ۱۰۰۰ متر مشخص مخلوط نکنید؛ چون ادعای پدرتان نسبت به سهم مشاع است. بعد از تثبیت مالکیت، میتوان موضوع افراز، تقسیم یا تحویل سهم را پیگیری کرد.
اگر احتمال انتقال زمین وجود دارد، درخواست دستور موقت برای جلوگیری از نقلوانتقال سهم مورد اختلاف هم قابل بررسی است.
برای تنظیم دقیق دادخواست، چهار مدرک باید دیده شود، متن مبایعهنامه سال ۱۳۴۳، متن نوشته سال ۱۳۷۷، انحصار وراثت مرحوم مراد و وضعیت ثبتی فعلی زمین. با این چهار مورد میشود مشخص کرد خواسته دقیق فقط اثبات معامله و الزام به انتقال است یا ابطال و اصلاح سند هم باید اضافه شود.
اگر مایل باشید دادخواست کامل، ترتیب خواندگان، شرح دعوا، دلایل و لایحه دفاعی متناسب با همین پرونده تنظیم شود، متن این چهار مدرک را بفرستید تا ابتدا ساختار صحیح دعوا مشخص و سپس هزینه تنظیم اعلام شود.
