ازدواج دختر با مخالفت پدر و شرایط گرفتن اجازه
من و یک آقایی حدود ۹ سال هست همدیگرو میشناسیم و از همون سال اول تصمیم ازدواج بود
اول کرونا شد بعد تا دو سال قرنطینه و ... سال دوم منو به مادرش معرفی کرد
مادر بسیار وابسته پسرش بود و هست و مخالفت کرد و بعد هی شرط گذاشت براش
هر زمان این پسر خواست اقدام جدی کنه مادر خودشو زد به مریضی و نذاشت
تا چندماه پیش که خیلی جدی تر اقدام کرد دوباره بحث و دعوا شد تا اینکه خانواده من گفتن اشکال نداره تنها بیاد
تنها اومد، براش شرط خونه خریدن گذاشتن خانواده من، رفت به هر بدبختی خرید و حتی به نام من زد
الان میگه عقد کنیم مادر من زد زیر حرفش و میگه تا خانوادش نیان اجازه نمیدم
این پسر میگع من مادرمو میشناسم ، بی صدا عقد کنیم بریم سر زندگیمون بعد من با عقدنامه برم پیش مادرم، ببینه دیگه کاری نمیتونه بکنه قبول میکنه ک بیشتر از این من هم ازش دور نشم
مادر من لج کرده میگه یاباید خانوادش بیان یا باید با ساز و دهل و مراسم بری تا به خانواده اش ثابت کنم حرف من شد
منم تمام اطرافیانم از دشمن بدتر هستن، میخوام بی سروصدا برم که فقط شر درست نشه
چندماه دیگه کمی اوضاع آروم شد مراسم هم اگه شد بگیرم
و اینکه هر دو در یک محل زندگی میکنیم
دقیقا مسائلی که پسر میگه میدونم باعث میشه حتی به ظاهر مادرم خودشو راهی بیمارستان کنه تا فقط منو منصرف کنه، مادر من میگه اله و بلاه باید انجام بشه
باید کلی آدم دعوت کنم بیان ببینن تایید بدن، آدمهایی هم که میگه یکی از یکی بدتر، اصلا سالی یکبار هم حالی از ما نمیگیرن و همیشه مشکلات درست کردن
مثلا یکیش عموم، با پدر این پسر هم دوست هست و زمانیکه فهمید این پسر من رو میخواد رفت نشست زیر پای پدره و گفت این برادرم هیچی نداره و پسرت بدبخت میشه و ...
یعنی کلا ذهن خانواده پسر رو نسبت به من سیاه کرد، خانواده پسر اصلا منو ندیدن فقط مادرش یک ملاقات نیم ساعته داشت، اما مصر ایستادن میگن این دختر سر یک ماه ازت طلاق میگیره
ما ۶ ساله پا به پای هم کار کردیم پول جمع کردیم خونه و وسایل زندگی هم باهم خریدیم
الان تمام کارامون معلق شده، اسیر شدیم
پسر بیچاره این وسط مونده، میگه تو خونه نمیزارن کارامو بکنم همش تحت فشارم با هزار امید رفت خونه گرفت که بریم سر زندگیمون الان اینجوری میگن
میگه تنهاهم نمیتونم برم تو خونه جدید، به حال افسردگی رسیدم تنها دیوونه میشم
من ۲۹ سالمه و اون آقا ۴۰ سال، خواستم ببینم با این شرایط ما میتونیم بریم دادگاه و بدون اجازه پدر ازدواج کنیم؟
پاسخ حقوقی ایران لگال:
درود؛
در شرایطی که توضیح دادهاید، موضوع فقط مخالفت خانوادهها نیست؛ بلکه باید مشخص شود از نظر قانونی آیا مانعی برای ازدواج شما وجود دارد یا خیر. با توجه به اینکه شما ۲۹ سال دارید، از نظر قانون بالغ و رشید محسوب میشوید، اما در مورد ازدواج دختر باکره، طبق قانون مدنی، اجازه پدر یا جد پدری همچنان اهمیت دارد که البته آن نیز راهکار دارد که در ادامه عرض می نمایم.
اگر پدر یا جد پدری بدون دلیل موجه با ازدواج مخالفت کند، این به معنی بنبست کامل نیست. در چنین شرایطی زن میتواند با مراجعه به دادگاه خانواده، درخواست اجازه ازدواج بدون اذن پدر را مطرح کند. دادگاه بررسی میکند که آیا مخالفت ولی قهری دلیل منطقی دارد یا صرفاً ناشی از سختگیری، لجبازی یا ممانعت بیدلیل است. اگر دادگاه تشخیص دهد مرد مورد نظر از نظر شرایط ازدواج مناسب است و مخالفت پدر بدون دلیل موجه است، میتواند اجازه ازدواج صادر کند.
در مورد شما، مواردی مانند ۹ سال شناخت، تلاش برای ازدواج، خرید خانه، همکاری در تهیه زندگی و جدی بودن طرف مقابل، میتواند در بررسی شرایط شما اهمیت داشته باشد. البته دادگاه فقط بر اساس علاقه و مدت رابطه تصمیم نمیگیرد و شرایطی مانند صلاحیت اخلاقی، مالی و اجتماعی مرد نیز بررسی میشود.
اما یک نکته مهم وجود دارد؛ بهتر است قبل از رفتن به دادگاه، موضوع را با دقت مدیریت کنید. ازدواج مخفیانه یا بدون اطلاع خانواده، حتی اگر از نظر قانونی امکانپذیر شود، ممکن است بعداً باعث ایجاد تنشهای خانوادگی شود. از طرف دیگر، اگر واقعاً مخالفت پدر یا خانوادهها فقط برای فشار، تشریفات یا خواستههای غیرمنطقی باشد، قانون راه حل برای این وضعیت پیشبینی کرده است.
اقداماتی که می توانید انجام دهید این است که ابتدا مشخص کنید آیا پدر شما رسماً و به صورت روشن با اصل ازدواج مخالف است یا فقط با نحوه برگزاری مراسم و حضور خانوادهها مشکل دارد. مدارکی از جدیت رابطه و آمادگی ازدواج (مانند خرید منزل، مدارک مالی، شرایط خواستگار و...) جمعآوری کنید و در صورت ادامه مخالفت بدون دلیل منطقی، از طریق دفتر خدمات الکترونیک قضایی دادخواست اجازه ازدواج بدون اذن ولی را مطرح کنید.
