راهکار قانونی برای پیگیری و گزارش تجاوز
این جرم مربوط میشه به خودم من الان 18 سال سن دارم و حددود دوسال پیش من گوشی نداشتم و من نیازب گوشی داشتم اینا و خب من باکامپیتری که داشتم رفتم توی گروه اسفراینی اینا ی نفر بعد بهم پیام داد و من باهاش اشنا شدم مجازی و خب همش تو پیام دادن بهش دقه دقه میکردم ک گوشی ندارم
اون یبار گفت من یه گوشی دارم میخای بیا بهت بدم ومنم واقعا خوشحال شدم و گفتم باشه و برای اینکه خانوادم نفهن ک میخام برم گوشیو ازش میخام بگیرم ساعت 2 شب قرار گذاشتم و گفتم حالا ک قراره گوشیو بهم بدی رانندگیم بهم یاد بده و اون قبول کرد گفت خلاصه ساعت 2شب رفتم و نمیدونستم قراره چی سرم بیاد
اون شب ک رفتم اول گفت بیا بریم رانددگی بهت یاد بدم بعد گوشیو بهت خلاصه من یکم توجاده برد و گفتم من نمیخای بهم یاد بدی گفت گفتم پس بده یبار ب من ماشینو ک یاد بگیرم و گفت بزاربریم یه جاده خلوت یکم ترسیدم و گفتم باشه وقتی ب اون جاده خلوت رسید وایستادازش پرسیدم چرا وایستادی اون عکس عملی بهم نجات و کار بدی انجام داد
میخاستم فرار کنم ازماشین برم ولی درماشینو قفل کرده بود و اون منو تا ساعت 5 صبح نگه داشت ماشین بعدم بردم درخونم و من تایک هفته اینا موندم خونه و نرفتم هیچ جاو یهوروبیکارو باز کردم گفت این دفعه بیا گوشیو بهت میدم اون دفعه واقعا یادم رفته بود گوشی با خودم بیارم و من متاسفانه دوباره باور کردم رفتم وقتی به یه خونه رسیدم گفت گوشی توی این خونست میتونی بیاری و ببری من از ترس پام جفت ده بود ولی خب اون اومد گفت به چی فکرمیکنی بیا دیگه و خب منم رفتم توخونه و گفتم گوشی کجاست وب ازم خبری گوشی نبود و وقتی میخاستم فرارکنم در قفل کرد روم گفت نمیزارم بری تا کاریو ک میخام نکنی و من دیگ واقعااونجاگیرافتاده بودم و چاره ای نداشته بودم خیلی دست پازدم بتونم فررکنم اما نشد وبلاخره تسلیم شدم
و این دفعه ک رفتم خونه دیگ بلاکش کردم من هردفعه ک بلاکش میکردم اون با یه اک دیگ میمومد پیویم و خب این دفعه اومد پیویم وگفت اگ نیای این فیلم هایی ک دارم پخشش میکنم و خب انگار گفت این فیلم مال وقتی ک باهم اون کارو کردیم و من بازم رفتم ک اون فلشو بگیرم تاخیلی دفعه میگفت فلشوبهت میدم ومن هربارگول میخوردم تااینکه یبارک رفتم فلش دیدم و یواشکی برداشتمش و وقتی ازچله اودیم پایین انداخمتش توی استخر و خب اون موقع گفت اگ بلاییی سراین فلش بیاد میکشمت به شوخی میگفت مثلا و خب بقیش نیست ولی خب فکنم بعداون قضیه دیگ تایه مدت ندیدمش و خب من بعداون قضیه ذهنم خیلی بهم ریخت نمیدونم ت اینجاه درست گفتم یانه چون دیقا همچیو یادم ولی اولش درست گفتم و این پسرسن 21 بود وخب من بعد اون قضیه دنبال عرق بودم و خب من بایه پسر 18 ساله ک حدود یکسال چت میکردم پیام داد تو اهل این چیزا هستی یانه و اون گفت ویروز مدرسمو پیچوندم رفتم پیشش و خب اون دفعه اولی بود ک باهاش عرق خورده بودم نمیدونم چغد خورده بودم ولی بعد چیزی حالیم نبود و وقتی اومدم خونه خونریزی شدیدی داشتم تاچندساعت دوبار باهاش قرار گذاشتم و دفعه سوم یادمه من ازخونه فرارکردم برای اول بود ک ازخونه فرارکرده بودم و نمیدونستم ب کی زنگ بزنم چون نه دوستی داشتم و نه کسی ک بتونم بهش اعتماد کنم و خب ب اون زنگگ زدم ک اسمش امیر بود معرفی میکنم همونی ک 18 سالش بود و اون فکرمیکردم کمکم میکنه ووقتی زنگ زدم اومددنبالم گفت وایستا بزار دوستم بیاد و وقتی دوستش اومد گفتن میخای عرق بخوریم ومن گفتم نه نمیخام و اون گفت یباربیا عرق بخوریم سه نفری من باشنیدن این حرفش ترسیدم وگفتم حتما داره شوخی میکنه و وقتی رسیدیم خونه اون و رفیقش گفتن بیا خونه و این دفعه باورکردم ک این یه شوخی نیست واقعیته و ماسه نفرتوی یه اتاق وایستادیم اون داشت با امیر صحبت عادی میکردن و من چیزی نمیتونسنم بگم از ترس اون روز امیر خیلی ناراحت بود و من باخودم میگفتم این چراانقد ناراحته ویهو رفیقش باهام بیا میخام یچیزی راجب امیر بهت بگم یانمیدونم شاید باهام بیا بزار بگم چراانقدناراحته و وقتیرفتم دروبست و بهم گفت فقط ساکت باش من اون روزهرچغدرصداش کردم صدام ب گوشش نرسید ووقتی کارش باهامتموم شد رفتم بیرون از اون اتاق و به امیره گفتم من از ببر دیگ نمیخام اینجا باشم و اون گفت وایستاالان میام ماشین دس ت یکیه باید بیاره و اون رفیقش یباردیگ گفت بیا یچیزیت اینجا جاگذاشتی توی اتاق من ازخودم مطمعن بودم ک چیزی جازاشتم ولی باخودم اگ واقعا چیزی جاگذاشته باشم چی بعدشم گفتم اون ک دیگ کارشو کرده دیگ کاری بهم نداره خلاصه رفتم تو و اون اتفاق دوباره تکرار شد من دیقا یادم نیست ولی فکنم گریم گرفت و میخاستم برم و اون امیر این دفعه اومد نزاشت برم و اون دفع دیگ ددوتاشون باهام اینکارو کردن بعد موقع رفتن امیر منوبااون تنهاگذاشت وگفت من برسون باید برم و رفیقش برم خونم و اون رفیقش تو راهم ولکنم نبود بعداون قضیه دیگ باهاش قرارنزاشتم
پاسخ حقوقی ایران لگال:
با سلام؛
اول از همه باید بگویم توضیحی که دادید موضوع بسیار حساسی است و طبیعی است که یادآوری جزئیات آن برای شما سخت و آزاردهنده باشد. نکته مهم این است که لازم نیست خودتان درگیر این شوید که «آیا همه جزئیات را درست گفتهام یا نه». در پروندههای اینچنینی معمولاً همین شرح زمانی اتفاقات، پیامها، رفتار طرف مقابل، تهدیدها، شرایطی که شما در آن قرار گرفتهاید و سایر قرائن کنار هم بررسی میشوند.
از توضیحات شما چند موضوع مهم وجود دارد که باید حتماً در نظر گرفته شود؛ اول اینکه شما در زمان اتفاقات اول ۱۶ ساله بودهاید و موضوع سن شما اهمیت زیادی دارد. دوم اینکه شما توضیح دادهاید که چند بار با وعدههایی مثل دادن گوشی یا تحویل فلش و تحت فشار، ترس، قفل کردن در، جلوگیری از رفتن و تهدید به انتشار فیلم یا تصاویر، در موقعیتی قرار گرفتهاید که احساس میکردید راه خروج ندارید. این موارد از نظر بررسی کیفری بسیار مهم هستند و باید دقیق و بدون کمکردن یا تغییر دادن در پرونده مطرح شوند.
در مورد اتفاقات بعدی هم اینکه شما میگویید به دلیل ترس، تنهایی، نداشتن فرد مورد اعتماد و شرایط روحی نامناسب به افرادی مراجعه کردید، به معنی از بین رفتن حق شما برای مطرح کردن موضوع نیست. اینکه کسی قبلاً با فردی ارتباط پیامکی داشته یا در مقطعی به او اعتماد کرده، به خودی خود به معنی رضایت به هر اتفاقی نیست و شرایط هر بار باید جداگانه بررسی شود.
الان مهمترین کار این است که قبل از هر اقدامی، همه مدارک را حفظ کنید پیامهای افراد، اکانتهای مختلفی که با آنها با شما تماس گرفتهاند، تهدیدهای مربوط به فیلم یا فلش، شماره تلفنها، تاریخهای تقریبی اتفاقات، محلهایی که شما را بردهاند، اسم و مشخصات افرادی که حضور داشتهاند و هر چیزی که بتواند ترتیب اتفاقات را نشان دهد.
همچنین سعی نکنید برای کامل کردن داستان، چیزی را حدس بزنید یا اضافه کنید. اگر جایی را دقیق یادتان نیست، همان را بگویید که «دقیق یادم نیست ولی تا جایی که به خاطر دارم این اتفاق افتاد». در پروندههای حساس، صداقت و یک روایت منظم خیلی مهمتر از این است که همه جزئیات را بدون اطمینان بیان کنید.
اقدام اولیه شما این است که قبل از هر چیز مدارک و اطلاعات مربوط به اتفاقات را منظم کنید؛ یعنی پیامها، شمارهها، اکانتها، فایلها، تاریخهای تقریبی، محل وقوع اتفاقات و هر چیزی که میتواند به روشن شدن موضوع کمک کند را نگه دارید.
همچنین با توجه به حساسیت موضوع، بهتر است حداقل یک فرد قابل اعتماد در خانواده یا اطرافیان که بتواند از شما حمایت کند در جریان کلی موضوع قرار بگیرد؛ چون پیگیری چنین پروندهای به تنهایی از نظر روحی و عملی بسیار سخت است. اگر به هر دلیل امکان گفتن به خانواده وجود ندارد، میتوانید ابتدا از یک مشاور، مددکار اجتماعی یا وکیل کمک بگیرید تا مسیر امنتری برای مطرح کردن موضوع پیدا کنید.
بهتر است قبل از رفتن برای شکایت یا ارائه توضیحات، حتماً با یک وکیل کیفری یا وکیل معاضدتی مشورت کنید؛ چون موضوع شما فقط یک اختلاف ساده نیست و چند عنوان مختلف مثل اجبار، تهدید، نگهداری یا انتشار احتمالی فیلم خصوصی و نقش چند نفر ممکن است مطرح شود.
