انتقال سه دانگ خانه بدون سند رسمی
من خونه مادرم ۶ دونگ به نام مادرم بود برادرم ۳ دونگ رو سند زده به نام خودش منم میخوام سه دونگ رو سند بزنم به اسم خودم اما یه خونه ثبت نام کردم نمیخوام سند رسمی به اسمم بخوره .میخواستم بدونم بجز سند رسمی چه چیز قانونی هست که بعد از فوت مادرم بقیه ادعا نکنند و باطل نشه و مثل سند قانونی باشه ؟
پاسخ حقوقی ایران لگال:
با سلام و احترام؛
اگر سهدانگ را با یک قولنامه، وکالت بلاعزل یا دستنوشته کنار بگذارید و خدای نکرده مادرتان فوت کند، ممکن است ناگهان خودتان را مقابل چند وارث ببینید که میگویند این ملک هنوز به نام مادر بوده؛ آن وقت باید سالها برای اثبات مالکیت بجنگید و حتی ممکن است نتوانید تمام سهدانگ را بگیرید. اما اگر هدفتان این است که فعلاً سند مالکیت به نامتان نخورد، راههای قانونی محکمتری وجود دارد که در ادامه عرض می نمایم؛ هرچند هیچکدام دقیقاً معادل سند رسمی مالکیت نیستند.
اول وکالت بلاعزل را کنار بگذارید. وکالت حتی اگر بلاعزل باشد، اصولاً با فوت مادرتان از بین میرود و خودش هم مالکیت سهدانگ را به شما منتقل نمیکند. ماده ۶۷۸ قانون مدنی صریحاً فوت وکیل یا موکل را از عوامل پایان وکالت میداند.
وصیت رسمی یک گزینه است که باعث نمیشود شما همین امروز مالک شوید؛ مالکیت مورد وصیت بعد از فوت مطرح میشود. اما خطر بزرگ آن «ثلث» است: مادرتان بدون رضایت سایر وراث فقط تا یکسوم ترکهاش میتواند وصیت نافذ داشته باشد. اگر سهدانگ موردنظر بیش از یکسوم کل دارایی او در زمان فوت باشد، قسمت اضافه بدون اجازه وراث قابل تحمیل به آنها نیست.
اگر مادرتان میخواهد سهدانگ واقعاً و قطعی برای شما باشد و بعداً خواهر و برادرها نتوانند آن را جزء ارث بدانند، از نظر استحکام معمولاً انتقال رسمی در زمان حیات، مثلاً صلح رسمی، بسیار مطمئنتر است. حتی میتواند در قرارداد برای خودش حق سکونت یا انتفاع مادامالعمر نگه دارد. ولی در این حالت شما از همین حالا مالک میشوید و این انتقال در سیستم رسمی ثبت میشود.
قولنامه عادی یا صلحنامهای که عمداً ثبت نشود، امروز نسبت به گذشته پرریسکتر شده است. قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول برای بسیاری از انتقالات ملکی ثبتنشده محدودیت جدی ایجاد کرده و در چارچوب اجرای کامل آن، ممکن است دعوای مربوط به انتقال ثبتنشده اصلاً در مراجع قضایی قابل استماع نباشد.
یک نکته هم درباره آن خانهای که ثبتنام کردهاید: اگر شرایط آن طرح منوط به نداشتن مالکیت مسکن باشد، راه مطمئنی وجود ندارد که شما واقعاً مالک سهدانگ شوید ولی مالکیتتان را از مراجع رسمی پنهان کنید. چنین کاری ممکن است بعداً خود ثبتنام یا امتیازتان را به خطر بیندازد.
بنابراین انتخاب واقعی شما بین دو چیز است اگر اولویتتان این است که سهدانگ تقریباً بدون دعوای ارث برای شما تثبیت شود، انتقال رسمی در زمان حیات مادرتان محکمترین راه است. اگر اصرار دارید مالکیت تا بعد از فوت منتقل شود، وصیت رسمی قابل بررسی است ولی محدودیت یکسوم را دارد. «وکالت بلاعزل یا قولنامهای که جایی ثبت نشود» دقیقاً همان گزینهای است که ممکن است بعداً بیشترین دردسر را برایتان ایجاد کند.
کل خونه ای که به نام مادرم هست ۶ دانگ بود که الان کلش ۳ دانگ مانده .اون سه دانگ یک سوم شاملش میشه ؟ پس تا قبل از فوت بجز سند رسمی هیچ چیز دیگه ای نیست؟
پاسخ تکمیلی ایران لگال:
ببینید اگر نمیخواهید از مسیر وصیت اقدام کنید و در عین حال هم نمیخواهید فعلاً سند رسمی به نامتان بخورد، تنها راهی که قبل از فوت مادرتان باقی میماند این است که به شما خواهم گفت اما در نظر داشته باشید که انجام آن باید با شرایط درستی که تاکیید می کنم انجام شود تا بعداً سایر وراث نتوانند اصل انتقال را زیر سؤال ببرند.
مادرتان میتواند همین حالا سهدانگ را با «صلح»، «هبه» یا حتی فروش به شما منتقل کند. بین این گزینهها، برای انتقال خانوادگی معمولاً صلح یا هبه از یک فروش صوری مناسبتر است؛ مخصوصاً اگر واقعاً قرار نیست پولی بابت خرید پرداخت کنید.
اگر صلحنامه عادی تنظیم میکنید، باید دقیقاً مشخصات کامل ملک، پلاک ثبتی، میزان سهدانگ مورد انتقال، مشخصات طرفین، تاریخ و این موضوع که صلح بهصورت قطعی و در زمان حیات انجام شده نوشته شود. بهتر است تمام صفحات را مادر و شما امضا و اثر انگشت بزنید و حداقل دو شاهد مطمئن و ترجیحاً بینفع نیز ذیل آن را امضا و اثر انگشت کنند.
اگر هبه انجام میدهید، علاوه بر هبهنامه باید موضوع قبول و تحویل مال هم روشن باشد؛ چون هبه برای کامل شدن نیاز به قبض دارد. در هبه به فرزند نیز اگر شرایط قانونی درست رعایت شود، اصولاً امکان رجوع مادر محدودتر است.
فروش هم ممکن است، اما اگر پولی واقعاً پرداخت نشده بهتر است یک مبایعهنامه صوری با مبلغ غیرواقعی تنظیم نکنید؛ چون همین موضوع بعداً میتواند دستاویز اعتراض وراث شود.
نکته مهم این است که صلحنامه، هبهنامه یا قولنامه دستی، هرچقدر هم شاهد و اثر انگشت داشته باشد، همارز سند رسمی نیست. شاهد و اثر انگشت قدرت اثباتی شما را بیشتر میکند، اما جلوی هر نوع دعوای بعدی را بهطور قطعی نمیگیرد. بنابراین اگر هدفتان این است که بعد از فوت مادرتان تقریباً راه اعتراض وراث بسته باشد، انتقال رسمی همچنان مطمئنترین مسیر است.
الان من اینطور متوجه شدم که یا وصیت یا صلح نامه و هبه نامه. بین وصیت نامه و هبه نامه و صلح نامه کدام معتبر تر است؟ واین رو جواب ندادید داخل وصیت نامه ثلث اموال مطرح باشه اونو متوجه نشدم الان کل اموالش فقط همین سه دانگ مونده .
پاسخ تکمیلی ایران لگال:
اگر در زمان فوت مادرتان کل دارایی ایشان فقط همین ۳ دانگ باقیمانده از خانه باشد، یکسوم اموال ایشان یعنی یکسوم همین ۳ دانگ؛ یعنی معادل ۱ دانگ از کل خانه. بنابراین اگر مادرتان وصیت کند تمام ۳ دانگ بعد از فوت به شما برسد، بدون رضایت سایر وراث فقط همان ۱ دانگ قابل اجراست و ۲ دانگ دیگر نیاز به اجازه وراث دارد. میزان ثلث (یک سوم) هم بر اساس دارایی مادرتان در زمان فوت محاسبه میشود، نه امروز. ( یعنی بدهی اگر داشته باشند کسر خواهد شد)
ساده تر بگم اگر شخصی 90 میلیارد پول داشته باشد همه آن را هم وصیت کند به یک نفر برسد، بعد از فوت فقط یک سوم یعنی 30 میلیارد به همون شخصی که وصیت کرده خواهد رسید و 60 میلیارد دیگر بر طبق قوانین ارث تقسیم می شود مگر اینکه بقیه وراث رضایت به این دهند که وصیت کامل اجرا شود و 90 میلیارد به همان شخص برسد (که معمولا بعید است)
پس اگر هدفتان این است که تمام ۳ دانگ برای شما باشد، بین این سه گزینه وصیت برای هدف شما ضعیف تر است. راه مطمئنتر این است که مادرتان در زمان حیات مالکیت ۳ دانگ را به شما منتقل کند؛ مثلاً با صلح یا هبه. این انتقال دیگر مشمول محدودیت یکسوم وصیت نیست، چون ملک قبل از فوت از دارایی مادرتان خارج شده است.
در مورد اینکه بین صلح و هبه کدام بهتر است هم اگر هدف این است که انتقال قطعی باشد و بعداً کمتر محل اختلاف قرار بگیرد، صلح قطعی معمولاً گزینه مناسبتری است؛ چون صلح طبق ماده ۷۶۰ عقد لازم است و اصولاً یکطرفه به هم نمیخورد مگر در موارد قانونی یا شرایطی که در خود قرارداد گذاشته شده باشد ولی این کار باید رسمی باشد.
هبه هم امکانپذیر است، ولی باید درست انجام شود؛ صرف نوشتن «سهدانگ را بخشیدم» کافی نیست و قبول و قبض مال باید تحقق پیدا کند. البته اگر مادر مال را به فرزند خودش هبه کند و قبض هم انجام شود، طبق ماده ۸۰۳ اصولاً امکان رجوع از هبه وجود ندارد.
بنابراین برای شرایط شما ترتیب از نظر هدفی که دارید اینطور است. اگر میخواهید تمام ۳ دانگ منتقل شود، صلح یا هبه در زمان حیات از وصیت مناسبتر است؛ وصیت بدون رضایت وراث فقط تا همان ۱ دانگ از کل خانه را برایتان تضمین میکند.
فقط یک نکته مهم باقی میماند اگر صلح یا هبه را عادی و بدون ثبت رسمی انجام دهید، حتی با امضا، اثر انگشت و شاهد، باز هم امنیت سند رسمی را ندارد و ممکن است بعداً وراث نسبت به آن دعوا مطرح کنند. اگر اصرار دارید فعلاً سند رسمی به نامتان نخورد، متن قرارداد باید بسیار دقیق تنظیم شود، همه صفحات امضا و اثر انگشت شود، مشخصات کامل پلاک ثبتی و میزان سهدانگ ذکر شود و چند شاهد مطمئن نیز امضا کنند؛ ولی هیچ قرارداد عادی را نمیشود از نظر امنیت حقوقی دقیقاً معادل سند رسمی دانست.
اگر خواستید، متن پیشنهادی هبهنامه یا صلحنامه را با بندهایی که احتمال اختلاف بعدی بین وراث را کمتر میکند برایتان تنظیم میکنم.
متن صلح نامه برام بفرستید، با همین صلح نامه میشه بعدا سند گرفت؟ باید این رو ببریم دفتر اسناد اونجا ثبت کنیم ؟؟
پاسخ تکمیلی ایران لگال:
صلحنامه برایتان ارسال شد. اما درباره سؤال شما؛ اگر این متن را در خانه امضا کنید، صلحنامه عادی است. مادرتان پایین تمام صفحات را امضا و اثر انگشت بزند و بهتر است کنار امضا با دستخط خودش در محل صلح نامه ای که برایتان ارسال شده نیز بنویسد. اینجانب ... با اطلاع کامل و در صحت و سلامت، سهدانگ مشاع از ششدانگ ملک مذکور را به فرزندم ..... به صورت قطعی صلح نمودم و نسبت به مفاد این صلحنامه رضایت کامل دارم.
دو شاهد قابل دسترس و ترجیحاً غیرذینفع نیز با درج نام، شماره ملی، شماره تماس، امضا و اثر انگشت صلحنامه را امضا کنند. همچنین اگر ملک در تصرف شما قرار میگیرد یا مدارک مربوط به ملک تحویل شما میشود، این موضوع نیز صراحتاً در صلحنامه نوشته شود.
برای محکمتر شدن دلیل نیز میتوانید هنگام امضای صلحنامه یک فیلم واضح تهیه کنید که مادرتان در آن با ذکر مشخصات خود، ملک و سهم مورد صلح، صریحاً اعلام کند که با رضایت کامل سهدانگ را به شما صلح کرده است. این فیلم جای قرارداد را نمیگیرد، ولی در صورت اختلاف بعدی میتواند در کنار صلحنامه، شاهد و سایر قرائن بسیار کمککننده باشد.
بنابراین اگر فعلاً قصد مراجعه به دفتر اسناد رسمی ندارید، صلحنامه عادی را با امضا و اثر انگشت تمام صفحات، دستخط و اقرار صریح مادر، دو شاهد، مشخصات دقیق ملک و ترجیحاً فیلم زمان امضا تنظیم کنید.
اگر مادرتان حاضر به همکاری باشد، میتوانید همراه ایشان به دفتر اسناد رسمی بروید و انتقال را رسمی کنید. اما اگر انتقال رسمی را بگذارید برای بعد از فوت مادر، نباید روی این حساب کنید که فقط صلحنامه دستی را نشان میدهید و اداره ثبت مستقیم سهدانگ را به نام شما سند میزند؛ ممکن است موضوع نیازمند اثبات و پیگیری قضایی شود. اما در نهایت همین سند عادی دارای اعتبار است.
اگر همین حالا صلح را در دفتر اسناد رسمی ثبت کنید، دیگر بحث صلحنامه دستی نیست؛ دفترخانه سند رسمی صلح تنظیم میکند. ماده ۲ قانون جدید نیز صراحتاً امکان تنظیم و ثبت رسمی قراردادهای خصوصی مربوط به اموال غیرمنقول در دفترخانه را پیشبینی کرده است.
نکته بسیار مهم در پرونده شما این است که اگر صلح قطعی و رسمی سهدانگ انجام شود، شما عملاً مالک آن سهدانگ میشوید و انتقال در سیستم رسمی ثبت میشود. بنابراین این راه با هدفی که قبلاً گفتید ــ اینکه فعلاً به علت ثبتنام خانه نمیخواهید مالکیت رسمی به نامتان ثبت شود ــ تعارض دارد.
با گوشی فیلم بگیریم؟ مادر سواد ندارد که بنویسد .بعد هم الان صلح نامه رو ببریم دفتر اسناد رسمی اونجا مهر و امضا کنیم با داخل خونه فرقی داره؟ و اگر صلح نامه فقط ثبت بشه داخل سیستم مثل سند هست ؟
نمیدونم چطور واضح بپرسم صلح نامه رو میخوام بنویسیم در دفتر اسناد یا منزل فرقی داره باهم ؟؟که نخوام فعلا تو سیستم سند اون سه دانگ به اسمم بخوره .فقط بریم دفتر اسناد اونجا مهر و امضا کنیم .همچنین چیزی هست ؟یا اگه بخواد ثبت نشه داخل سیستم اونجا و خونه فرقی نداره ؟
پاسخ تکمیلی ایران لگال:
متوجه شدم که برایتان عجیب شد اما همین نکته که الان فرمودین یعنی مادر سواد ندارد بعدا می تواند دردسر شود! چون مادرتان سواد ندارد، اگر چند سال کسی ادعا کند ایشان اصلاً نمیدانسته چه چیزی را امضا یا اثر انگشت کرده، متن برایش خوانده نشده یا قصد انتقال ملک را نداشته است شما وارد چالش می شوید.
تمام پیشنهادهایی مثل شاهد، فیلم و توضیح شفاهی برای امروز نیست؛ برای این است که راه چنین ادعاهایی و یا موارد دیگر در آینده تا حد ممکن بسته شود و تمام این موارد به این خاطر است که شما می خواهید چیزی امروز ثبت نشود. پس تمام کارها برای محکم کاری است. من در ادامه تمام سعیم رو می کنم که موضوع را برایتان شفاف کنم.
اگر فعلاً میخواهید صلحنامه عادی باشد، لازم نیست مادرتان چیزی با دست خودش بنویسد. اینکه گفتم بهتر است جملهای با دستخط خودش نوشته شود فقط برای کسی است که سواد خواندن و نوشتن دارد. در مورد مادرتان این کار را اصلاً انجام ندهید.
برای مادری که سواد ندارد، بهتر است متن کامل صلحنامه با صدای بلند برایش خوانده شود، بعد از اینکه کاملاً متوجه موضوع شد، پایین تمام صفحات اثر انگشت بزند. دو شاهد مطمئن هم حضور داشته باشند و در متن قید شود که صلحنامه در حضور آنها برای مادر خوانده شده، مفاد آن برای ایشان توضیح داده شده و مادر با اطلاع کامل و رضایت، صلح را قبول و اثر انگشت زده است.
علت فیلم گرفتن هم دقیقاً همین است. فیلم از نظر قانونی جای سند رسمی را نمیگیرد، اما اگر بعداً کسی بگوید مادر اصلاً خبر نداشته چه چیزی را امضا میکند، فیلم میتواند قرینه بسیار خوبی باشد. در فیلم بهتر است صورت مادر مشخص باشد و خودش با زبان ساده بگوید این ملک متعلق به من است، میدانم چه مقدار از آن را به چه کسی صلح میکنم، این کار را با رضایت خودم انجام میدهم و کسی مرا مجبور نکرده است. اگر هم این کار به نظرتان شدنی نیست از جریان کار فیلم تهیه کنید.
اگر توانستید در همان فیلم مشخصات ملک و میزان سهم، مثلاً سهدانگ از ششدانگ، گفته شود و مادر نیز تأیید کند، بهتر است. دو شاهد هم میتوانند در پایان فیلم حضورشان را اعلام کنند. اصل هدف این است که بعداً نتوانند به راحتی بگویند مادر از موضوع معامله بیاطلاع بوده است.
در دفترخانه برای شخص بیسواد تشریفات قانونی خاصی وجود دارد. قانون ثبت مقرر کرده سند برای شخص بیسواد خوانده شود، رضایت او در ثبت قید شود، فرد باسواد مورد اعتماد او حضور داشته باشد و شخص بیسواد نیز اثر انگشت بزند. حتی مسئول ثبت باید اطمینان پیدا کند که شخص مفاد سند را متوجه شده است. این تشریفات دقیقاً برای جلوگیری از همین ادعای بعدی است که بگویند شخص بیسواد نمیدانسته چه چیزی را امضا کرده است.
بنابراین اگر مادر را به دفتر اسناد رسمی ببرید و خود دفترخانه سند رسمی صلح ملک را تنظیم و ثبت کند، از نظر اثباتی بهمراتب قویتر از صلحنامهای است که در خانه تهیه شده است و دیگر قابل تردید و انکار از سوی دیگر وراث در آینده نیست که البته این گزینه شما نیست.
برای پاسخ به سوال آخر شما که فرمودین در دفتر اسناد یا منزل فرقی داره باهم، باید بگم بله فرق دارد و تفاوت در همین ادعاهایی که عرض کردم روی صلحی است که در منزل نوشته می شود با صلح نامه ای که در دفترخانه تنظیم میشود. شما فرض کنید یکی دیگر از وراث برگه ای بیاورد که مادر این سهم را به من واگذار کرده بوده، پس صلح عادی این مشکلات رو هم دارد و ما باید راه انکار و ادعا در آینده را از طریق همین صلحی که در منزل می نویسید ببندیم (چون گزینه شما این است)
برای هدفی که شما دارید، بهتر است صلحنامه عادی را محکم تنظیم کنید. متن برای مادر کامل خوانده شود، مادر در حضور دو شاهد مطمئن تمام صفحات را اثر انگشت بزند، در متن نوشته شود که چون مصالح قادر به خواندن و نوشتن نیست، تمام مفاد برای ایشان قرائت و توضیح داده شده و پس از فهم کامل و با رضایت اثر انگشت زده است.
اخه سوالم اینه این صلح نامه اس مگه اینم داخل اسناد رسمی ثبت بشه واسمون دردسر میشه طبق شرایطی که داریم و باید سند خونه به اسممون زده نشه ؟؟منظورم فرق بین سند رسمی سه دونگ و صلح نامه اس .
الان صلح نامه رو در دفتر اسناد ثبت کنیم همون داخل سامانه املاک ثبت میشه که سه دانگ به اسم منه ؟
فیلم گرفتن رو با گوشی انجام بدیم ؟اگر پاک شد چی بعد از چندین سال؟
منزل کلا یه دانگ باقی مانده ۳ دانگ را برادر بزرگم سند زده یکماه پیش به نام خودش
پاسخ تکمیلی ایران لگال:
اول از همه روشن کنید این قسمت که فرمودید «منزل کلاً یه دانگ باقی مانده، ۳ دانگ را برادر بزرگم یک ماه پیش به نام خودش سند زده» با توضیح قبلی شما تناقض دارد؛ چون بالاتر فرمودید ۳ دانگ باقی مانده است. در نهایت الان ۳ دانگ به نام مادر باقی مانده یا ۱ دانگ؟ این موضوع مهم است، چون مادر فقط به میزان سهمی که واقعاً هنوز مالک آن است میتواند صلح انجام دهد.
اگر منظورتان این است که صلح قطعی سهدانگ را در دفترخانه انجام دهید، مالیات و هزینههای قانونی آن را هم بپردازید، اما فعلاً مالکیت سهدانگ در سوابق رسمی به نام شما منعکس نشود، چنین تفکیکی عملاً وجود ندارد.
وقتی دفترخانه سند رسمی صلح قطعی ملک را تنظیم میکند، سند در سامانه ثبت الکترونیک اسناد سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ثبت میشود. این سامانه با «سامانه املاک و اسکان» وزارت راه یکی نیست، اما نکته اصلی این است که صلح رسمی، یک انتقال رسمی محسوب میشود و اثر آن در سوابق ثبتی ملک منعکس خواهد شد.
ممکن است بعد از صلح رسمی هنوز سند مالکیت فیزیکی جدید به نام شما صادر نشده باشد یا برای دریافت سند جدید اقدام جداگانه لازم باشد، اما این به معنی این نیست که انتقال رسمی جایی ثبت نشده است. سابقه صلح و انتقال در سیستم ثبتی وجود خواهد داشت.
پس راهی به این شکل وجود ندارد که دفترخانه «صلح قطعی رسمی سهدانگ» تنظیم کند، مالیات و حقالثبت آن هم پرداخت شود، اما توافق کنید فعلاً انتقال در سوابق ثبتی ثبت نشود. اگر ثبت نشدن مالکیت برای شرایط فعلی شما اهمیت دارد، نباید صلح رسمی را با این تصور انجام دهید که چون سند جدید نمیگیرید، مالکیت رسمی هم برایتان ایجاد نمیشود.
همچنین صرف اینکه صلح رسمی ابتدا در سامانه سازمان ثبت ثبت میشود و نه مستقیماً در سامانه املاک و اسکان، تضمین نمیکند که این مالکیت در استعلامهای مربوط به املاک و اسکان یا سایر دستگاههای دولتی دیده نشود. اطلاعات مالکیتی بین مراجع رسمی قابل تبادل است و اگر شرایط ثبتنام شما به «نداشتن مالکیت رسمی» وابسته است، نباید روی مخفی ماندن صلح رسمی حساب کنید.
اما اگر میخواهید فعلاً صلح به صورت عادی انجام شود و انتقال رسمی در سیستم ثبت نشود، آن وقت صلحنامه را عادی تنظیم کنید و برای محکم شدنش از شاهد، اثر انگشت و فیلم استفاده کنید.
در مورد فیلم هم بله، با همان گوشی معمولی بگیرید. مهم این است که صورت مادر، صدای او، رضایتش، مقدار سهم و اینکه میداند چه چیزی را به چه کسی صلح میکند واضح باشد. چون مادر سواد ندارد، این فیلم بیشتر برای زمانی اهمیت دارد که بعداً کسی ادعا کند «مادر اصلاً نمیدانسته چه چیزی را اثر انگشت زده» یا «متن برایش خوانده نشده بوده».
فیلم را فقط داخل همان گوشی نگه ندارید. ممکن است گوشی خراب یا گم شود یا فایل بعد از چند سال پاک شود. همان روز فایل اصلی و بدون ویرایش را در چند محل جدا نگهداری کنید؛ مثلاً یک نسخه روی فلش یا هارد، یک نسخه در فضای ابری و یک نسخه نزد شخص مطمئن. صلحنامه اصلی، تصاویر آن، فیلم و مشخصات شاهدان را هم کنار هم نگهداری کنید.
پس خلاصه اینکه اگر صلح را در دفترخانه به صورت رسمی تنظیم کنید، حتی اگر سند مالکیت جدید نگیرید، انتقال رسمی در سوابق ثبت ایجاد میشود. اگر نمیخواهید فعلاً چنین سابقه رسمیای به نام شما ایجاد شود، صلح باید عادی بماند و برای محکم شدن آن از همین روشهای اثباتی استفاده کنید.
بله توی طرح ملی نباید سند رسمی خانه به اسمم باشه.اگه اطلاع داشته باشید مسکن ملی ثبت نام کردم .اگه از شرایطش اگاه هستید بتونید راهنمایی کنید که جزو همون صلح نامه رسمی هم میشه یا نه یا این خانه تو یه شهر دیگس مسکن ملی توی یه شهر دیگه فرقی نمیکنه ؟ .خیلی ممنونم از توضیحاتتون .سپاسگزارم .
پاسخ تکمیلی ایران لگال:
بله، با توجه به اینکه گفتید در مسکن ملی ثبتنام کردهاید، اینجا باید خیلی محتاط باشید؛ چون اگر صلح را رسمی کنید و بعد در پالایش مالکیت مشخص شود سهمی از یک واحد مسکونی به نام شما ثبت شده، ممکن است پرونده مسکن ملی شما وارد بررسی مجدد شود.
اینکه خانه در شهر دیگری است هم بهتنهایی این مشکل را برطرف نمیکند. اما یک نکته به نفع شما وجود دارد، مالکیت مشاعی مثل یکدانگ یا سهدانگ طبق مقررات فعلی لزوماً در همه موارد به معنی رد قطعی متقاضی نیست و باید میزان سهم و وضعیت ملک بررسی شود.
شرط اصلی طرحهای حمایتی مسکن این است که متقاضی و افراد تحت تکفل او «فاقد زمین مسکونی یا واحد مسکونی» باشند. در اصلاحات فعلی آییننامه اجرایی قانون ساماندهی مسکن نیز همین شرط آمده و در همان مقررات تصریح شده که وضعیت اشخاصی که مالک واحد مسکونی مشاعی هستند، با توجه به متراژ و مرغوبیت ملک تعیین میشود. بنابراین اگر آنچه قرار است مادر به شما صلح کند مثلاً فقط یکدانگ از یک خانه باشد، نمیتوان بدون بررسی گفت حتماً از مسکن ملی حذف میشوید؛ ولی نمیتوان هم تضمین کرد مشکلی ایجاد نمیکند.
در مورد شهر هم تفاوت مهمی وجود دارد. شرط نداشتن مالکیت، در مقررات محدود به «شهر محل ثبتنام مسکن ملی» نشده است. یعنی اینکه خانه مثلاً در شهر دیگری باشد ولی مسکن ملی را در شهر دیگری ثبتنام کرده باشید، به خودی خود باعث نمیشود آن مالکیت نادیده گرفته شود. چیزی که به شهر محل تقاضا مربوط است، شرط سابقه سکونت است؛ نه اصل نداشتن مالکیت مسکونی.
در مورد صلحنامه هم همان نکتهای که قبلاً گفتیم پابرجاست. اگر مادر در دفترخانه «صلح قطعی رسمی» نسبت به سهم ملک انجام دهد، شما مالک رسمی آن سهم میشوید. فرقی نمیکند بعداً برای گرفتن برگه سند مالکیت جدید اقدام کنید یا نکنید؛ خود انتقال رسمی در سوابق ثبتی وجود خواهد داشت و نمیشود روی این حساب کرد که چون سند تکبرگ جدید نگرفتهاید، در استعلام مالکیت دیده نمیشود.
پس برای شرایط شما من توصیه نمیکنم قبل از روشن شدن وضعیت مسکن ملی، صلح رسمی را انجام دهید. مخصوصاً الان که مشخص نیست سهم مادر سهدانگ است یا فقط یکدانگ، چون همین موضوع میتواند در نتیجه بررسی مالکیت مشاعی مؤثر باشد.
کاری که بهتر است انجام دهید این است که اول دقیقاً مشخص کنید چند دانگ هنوز رسماً به نام مادر است. بعد با مشخصات همان سهم و متراژ کل خانه به اداره راه و شهرسازی یا واحدی که پرونده مسکن ملی شما آنجاست مراجعه کنید و صریحاً بپرسید: «اگر یکدانگ/سهدانگ مشاع از این واحد مسکونی در شهر ... از طریق صلح رسمی به نام من منتقل شود، آیا شرایط طرح و وضعیت مالکیت من تغییر میکند؟» اگر امکان دارد پاسخ را کتبی یا از طریق پرونده و سامانه بگیرید و به پاسخ شفاهی یک کارمند اکتفا نکنید.
این بررسی خیلی مهم است؛ چون اگر اول صلح رسمی انجام دهید و بعد مشخص شود مالکیت ایجادشده با شرایط پرونده شما سازگار نیست، دیگر نمیشود گفت انتقال را در سیستم ثبت نکنید. انتقال رسمی انجام شده است.
اگر هم فعلاً فقط میخواهید حق شما نسبت به سهم مادر برای آینده محفوظ بماند و نمیخواهید تا روشن شدن تکلیف مسکن ملی مالکیت رسمی ایجاد شود، آن موضوع جداست و باید همان صلحنامه عادی را از نظر اثباتی محکم تنظیم کنید؛ نه اینکه مالکیت رسمی را ایجاد کنید و بعد تلاش کنید در استعلامهای طرح دیده نشود.
