در نظام دادرسی ایران، روند رسیدگی به دعاوی و درخواستها از مسیر قانونی مشخصی عبور میکند و هرگونه اختلال یا کاستی در این فرآیند میتواند منجر به صدور تصمیمات شکلی مانند رد دعوی، رد دادخواست یا ابطال دادخواست شود. این تصمیمات که تحت عنوان «قرارهای قاطع دعوا» شناخته میشوند، نقشی تعیینکننده در سرنوشت پرونده دارند و ممکن است بدون ورود به ماهیت دعوی، مسیر رسیدگی را متوقف کنند.
در میان این تصمیمات، اصطلاحاتی همچون «رد دعوی»، «رد دادخواست»، «ابطال دادخواست» و «سقوط دعوی» از رایجترین تعابیر حقوقی محسوب میشوند که بسیاری از خواهانها، خواندهها و حتی برخی از وکلا، در تفسیر تفاوتهای آنها دچار ابهام میشوند. در حالیکه این عبارات در ظاهر شباهتهایی دارند، اما از نظر ماهیت حقوقی، مرجع صادرکننده، زمان صدور، و اثر نهایی بر دادرسی تفاوتهای اساسی میان آنها وجود دارد.

در این مقاله تلاش میشود با نگاهی دقیق و کاربردی، تفاوت میان این اصطلاحات کلیدی در دادرسی بررسی شود تا مخاطبان بتوانند درک درستی از مفاهیم، موارد صدور، و آثار هر یک داشته باشند. در نهایت نیز با ارائه یک جدول مقایسهای، جمعبندی روشنی از این تفاوتها ارائه خواهد شد.
تفاوت قرار رد دادخواست و ابطال دادخواست چیست؟
قرار رد دادخواست و ابطال دادخواست هر دو بدون رسیدگی ماهوی به اصل حق خواهان صادر میشوند، اما علت و زمان صدور آنها متفاوت است.
| موضوع | قرار رد دادخواست | قرار ابطال دادخواست |
|---|---|---|
| علت اصلی | نقص دادخواست یا رعایتنشدن تشریفات لازم | متوقفشدن رسیدگی به علت رفتار خواهان یا فراهمنشدن مقدمات ضروری |
| زمان معمول صدور | اغلب در مرحله بررسی اولیه دادخواست | معمولاً پس از ثبت و به جریان افتادن پرونده |
| مرجع صادرکننده | مدیر دفتر یا در موارد خاص دادگاه | دادگاه |
| نمونه رایج | رفعنکردن نقص در مهلت دهروزه | استرداد دادخواست پیش از جلسه اول |
| رسیدگی به اصل حق | انجام نمیشود | انجام نمیشود |
| امکان طرح مجدد | معمولاً پس از رفع نقص وجود دارد | اصولاً وجود دارد |
| اعتبار امر مختومه | ایجاد نمیکند | ایجاد نمیکند |
| نحوه اعتراض | به مرجع و مبنای صدور بستگی دارد | در صورت وجود شرایط ماده ۳۳۲، تجدیدنظرخواهی |
نکته مهم این است که صدور قرار رد دادخواست «توقف موقت همان پرونده» نیست. پس از صدور قرار، پرونده از جریان رسیدگی خارج میشود و خواهان باید قرار را مورد اعتراض قرار دهد یا پس از رفع ایراد، دادخواست جدیدی ثبت کند.
تعریف رد دعوی و رد درخواست در آیین دادرسی مدنی
در نظام حقوقی ایران، دو اصطلاح «رد دعوی» و «رد درخواست» اگرچه به ظاهر مشابه به نظر میرسند و از قرار های قاطع دعوا به شمار می آیند، اما در واقع بیانگر دو مفهوم حقوقی متفاوت هستند که در موقعیتها، مبانی و آثار قضایی متمایز از یکدیگر به کار میروند. برای درک تفاوتها، ابتدا باید با تعریف دقیق هر واژه آشنا شویم:
دعوی، به اختلاف حقوقی و رسمی میان دو یا چند طرف گفته میشود که از طریق دادگاه و با هدف احقاق حق طرح میشود. دعوی همیشه مبتنی بر یک خواسته حقوقی یا کیفری است که ماهیت الزامآور دارد.
درخواست، مفهومی سادهتر و اغلب در قالب تقاضاهای شکلی یا فرآیندی است که ممکن است در دل یک دعوا یا بهصورت مستقل مطرح شود، مثل درخواست تأمین دلیل، تأخیر دادرسی، یا دستور موقت.
موارد صدور قرار رد دعوی
قرار رد دعوی زمانی صادر میشود که دادگاه بر اساس ایرادات شکلی یا ماهوی به این نتیجه برسد که دعوای خواهان قابل استماع یا وارد نیست. برای مثال، اگر شخصی دعوایی را مطرح کند که در صلاحیت دیوان عدالت اداری است اما به دادگاه عمومی مراجعه کند، دادگاه با استناد به عدم صلاحیت ذاتی، قرار رد دعوی صادر خواهد کرد.
موارد صدور قرار رد درخواست
در مقابل، رد درخواست بیشتر مربوط به موارد شکلی و در چارچوب آیین دادرسی است. این نوع رد، اغلب توسط دادگاه یا حتی مدیر دفتر دادگاه و پیش از ورود به ماهیت انجام میشود. موارد معمول شامل:
- عدم پرداخت هزینه دادرسی یا نداشتن تمبر کافی
- نقص در اطلاعات دادخواست (مانند عدم ذکر مشخصات طرفین یا خواسته)
- عدم ارائه مدارک ضمیمه در مهلت مقرر
رد درخواست اغلب به معنای توقف موقت فرآیند است و امکان اصلاح آن وجود دارد. به عبارتی، رد درخواست پایان پرونده نیست، بلکه فرصتی برای رفع نقص فراهم میکند.
اثر حقوقی بر روند رسیدگی
مهمترین تفاوت میان رد دعوی و رد درخواست در آثار آنها بر روند دادرسی نهفته است:
رد دعوی، به معنای خاتمه رسمی دعواست و ممکن است آثار اعتبار امر مختومه داشته باشد. بنابراین خواهان نمیتواند بدون تغییر شرایط، همان دعوی را مجدداً مطرح کند.
رد درخواست، صرفاً یک تصمیم شکلی برای جلوگیری از ادامه موقتی فرآیند است و اغلب قابل اصلاح یا تجدید نظر در همان روند دادرسی است.
فرق رد دادخواست با رد دعوا چیست؟
رد دادخواست بیشتر به نحوه تنظیم و پیگیری دادخواست مربوط است؛ اما رد دعوا به شرایط قانونی اقامه و قابلیت رسیدگی به خود دعوا ارتباط دارد. قرار رد دعوا را قاضی صادر میکند. مطابق مواد ۸۴ و ۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی، از مهمترین علل صدور آن میتوان به این موارد اشاره کرد:
- خواهان اهلیت قانونی برای طرح دعوا ندارد؛
- دعوا متوجه شخص خوانده نیست؛
- سمت وکیل، ولی، قیم یا نماینده خواهان محرز نیست؛
- همان دعوا قبلاً با حکم قطعی رسیدگی شده است؛
- دعوا حتی در صورت اثبات، اثر قانونی ندارد؛
- موضوع دعوا نامشروع است؛
- ادعا قطعی و منجز نیست؛
- خواهان در دعوا نفع ندارد؛
- دعوا خارج از مهلت قانونی خاص طرح شده است.
عدم صلاحیت دادگاه از موارد صدور قرار رد دعوا نیست. اگر دادگاه خود را صالح نداند، باید قرار عدم صلاحیت صادر و پرونده را به مرجع صالح ارسال کند. اگر همان دعوا در دادگاه دیگری تحت رسیدگی باشد نیز پرونده به دادگاهی فرستاده میشود که دعوا ابتدا در آن مطرح شده است.
| موضوع | رد دادخواست | رد دعوا |
|---|---|---|
| ایراد اصلی | شکل یا تشریفات دادخواست | شرایط قانونی اقامه یا قابلیت رسیدگی به دعوا |
| مرجع معمول | مدیر دفتر یا دادگاه | قاضی دادگاه |
| ورود به ماهیت | خیر | معمولاً خیر |
| نمونه | رفعنکردن نقص | ذینفعنبودن خواهان |
| امکان طرح مجدد | معمولاً پس از رفع نقص | به علت قرار بستگی دارد |
| اثر بر اصل حق | اصل حق بررسی نشده است | اصل حق نیز معمولاً بررسی نشده، اما مانع ممکن است پایدار باشد |
آیا بعد از قرار رد دعوا میتوان دوباره دادخواست داد؟
پاسخ به علت قرار بستگی دارد:
- اگر دعوا علیه شخص اشتباه مطرح شده باشد، میتوان آن را علیه خوانده صحیح طرح کرد.
- اگر سمت نماینده ثابت نشده باشد، امکان طرح مجدد با مدرک مثبت سمت وجود دارد.
- اگر خواهان ذینفع نبوده، شخص ذینفع میتواند اقدام کند.
- اگر دعوا خارج از موعد قانونی اقامه شده باشد، ثبت دوباره معمولاً مشکل را برطرف نمیکند.
- اگر همان دعوا قبلاً با حکم قطعی رسیدگی شده باشد، دعوای تکراری قابل رسیدگی نیست.
- اگر خواهان در جریان دادرسی دعوا را مسترد کرده و قرار رد دعوا صادر شده باشد، اصولاً میتواند دوباره آن را مطرح کند.
بنابراین عبارت کلی «بعد از قرار رد دعوا همیشه میتوان دوباره شکایت کرد» یا «هیچگاه نمیتوان شکایت کرد» هر دو نادرستاند. مبنای قانونی نوشتهشده در قرار باید بررسی شود.
تفاوت قرار رد دعوا و سقوط دعوا چیست؟
یکی از مهمترین موارد تفاوت این دو قرار، زمان و نوع انصراف خواهان است.
قرار رد دعوا
اگر خواهان پس از جلسه اول و تا زمانی که دادرسی پایان نیافته، دعوای خود را مسترد کند، دادگاه قرار رد دعوا صادر میکند. در این حالت خواهان بهطور کامل و برای همیشه از اصل حق صرفنظر نکرده و اصولاً امکان طرح دوباره دعوا وجود دارد.
قرار سقوط دعوا
اگر مذاکرات طرفین خاتمه یافته باشد و خواهان بهطور کلی از دعوای خود صرفنظر کند، دادگاه قرار سقوط دعوا صادر میکند. صرفنظر کلی به این معناست که خواهان دیگر همان ادعا را پیگیری نخواهد کرد؛ به همین دلیل، طرح مجدد همان دعوا امکانپذیر نیست.
اگر خوانده با استرداد دعوا موافق باشد
براساس نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه، اگر پس از ختم مذاکرات، خوانده با استرداد ساده دعوا موافقت کند، قرار رد دعوا صادر میشود و امکان تجدید دعوا باقی میماند. اما اگر خواهان بدون نیاز به رضایت خوانده، بهطور کلی از حق خود صرفنظر کند، قرار سقوط دعوا صادر میشود.
| موضوع | قرار رد دعوا | قرار سقوط دعوا |
|---|---|---|
| نوع انصراف | استرداد دعوا بدون صرفنظر دائمی از حق | صرفنظر کلی از دعوا |
| زمان مهم | تا پیش از پایان دادرسی | پس از ختم مذاکرات |
| رضایت خوانده | پیش از ختم مذاکرات لازم نیست | در استرداد ساده پس از ختم مذاکرات لازم است |
| امکان طرح مجدد | اصولاً وجود دارد | وجود ندارد |
| اعتبار امر مختومه | از خود استرداد ایجاد نمیشود | مانع طرح دوباره همان دعواست |
تفاوت در آثار حقوقی رد دعوی، رد دادخواست، و ابطال دادخواست
هر سه تصمیم رد دعوی، رد دادخواست و ابطال دادخواست قرارهای قاطع هستند که ممکن است بدون ورود به ماهیت دعوا صادر شوند. اما این شباهت ظاهری نباید باعث غفلت از تفاوتهای اساسی در آثار حقوقی آنها شود. شناخت این تفاوتها نه تنها برای وکلا و کارشناسان حقوقی اهمیت دارد، بلکه برای اشخاص حقیقی و حقوقی که درگیر دعاوی هستند نیز کاربردی و حیاتی است.
رد دعوی: پایان رسمی و گاه ماهوی دعوا
وقتی دادگاه قرار رد دعوی صادر میکند، به این معناست که ذدعوا اساساً قابل رسیدگی نیست یا مبانی قانونی کافی ندارد یا خواهان شرایط لازم برای پیگیری آن دعوا را ندارد (مثلاً ذینفع نیست)
اثر حقوقی: در بسیاری از موارد، این تصمیم باعث اعتبار امر مختومه میشود. یعنی اگر دعوا دقیقاً با همان شرایط مجدداً مطرح شود، دادگاه آن را نمیپذیرد.
رد دادخواست: تصمیم شکلی، با قابلیت اصلاح
رد دادخواست اغلب زمانی اتفاق میافتد که دادخواست تنظیمشده از نظر شکلی ناقص باشد یا برخی تشریفات آیین دادرسی رعایت نشده باشد مانند پرداختنشدن هزینه دادرسی، نقص در اطلاعات طرفین، نبود امضا یا پیوستها.
اثر حقوقی:
این نوع رد، مانع طرح مجدد دعوی نیست. بلکه خواهان میتواند دادخواست را با رفع نواقص، مجدداً تقدیم کند. از این رو، رد دادخواست به معنای «پایان دعوا» نیست، بلکه تنها یک ایست موقت شکلی است.
ابطال دادخواست: ترک پیگیری دعوا توسط خواهان
ابطال دادخواست در مواردی صادر میشود که خواهان در جلسه حاضر نشود و دادگاه نیاز به توضیح او داشته باشد یا از پرداخت هزینه کارشناسی یا اجرای قرار تحقیق خودداری کند یا دادخواست را مسترد کند (پیش از اولین جلسه رسیدگی)
اثر حقوقی:
ابطال دادخواست، هرچند به پایان پرونده منجر میشود، اما فاقد اعتبار امر مختومه است. یعنی خواهان میتواند مجدداً همان دعوا را مطرح کند، البته باید تمامی تشریفات قانونی را از ابتدا رعایت کند.
تفاوت در مراجع صادرکننده قرارها (مدیر دفتر یا قاضی)
یکی از نکات ظریف اما بسیار مهم در فرآیند دادرسی، توجه به مرجع صادرکننده قرار است. بسیاری از تصمیماتی که منجر به رد یا توقف رسیدگی به یک دعوا میشود، بسته به ماهیت آن قرار، ممکن است توسط قاضی دادگاه یا مدیر دفتر دادگاه صادر گردد. شناخت این تفاوتها، بهویژه برای پیگیری صحیح اعتراض، تجدیدنظرخواهی یا رفع نقص، نقش کلیدی ایفا میکند.
قرارهایی که مدیر دفتر دادگاه میتواند صادر کند
مدیر دفتر دادگاه بهعنوان مقام اداری و مقدماتی در فرآیند ثبت و ارجاع پرونده، صرفاً میتواند قرارهایی با ماهیت شکلی و اداری صادر کند. مهمترین مورد:
-
قرار رد دادخواست به دلیل نقص در دادخواست، مانند:
- پرداخت نشدن هزینه دادرسی
- نبود امضای خواهان
- نقص در اطلاعات شناسایی طرفین
- نداشتن پیوستها یا اسناد لازم
این نوع رد، پیش از ورود پرونده به مرجع قضایی، و در مرحله بررسی مقدماتی دادخواست اتفاق میافتد.
قرارهایی که فقط قاضی صادر میکند
در مقابل، قاضی دادگاه اختیار صدور کلیه قرارهای مهم با اثر حقوقی اساسی را دارد. از جمله:
- قرار رد دعوی به علتهای قانونی (مثل فقدان صلاحیت، ذینفع نبودن خواهان، ایراد شکلی غیرقابل رفع)
- قرار ابطال دادخواست به علتهای رفتاری خواهان (عدم حضور، عدم پرداخت هزینه کارشناسی، استرداد دادخواست)
- قرار سقوط دعوی در صورت زوال حق اصلی
این تصمیمات غالباً پس از ثبت پرونده و در روند رسیدگی توسط قاضی اتخاذ میشود.
تفاوت در شیوه اعتراض و پیگیری
از آنجا که تصمیمات مدیر دفتر، معمولاً شکلی و غی رقاطع هستند، نحوه اعتراض به رد دادخواست با تصمیمات قاضی تفاوت دارد:
- تصمیمات مدیر دفتر ممکن است با اعتراض نزد قاضی همان دادگاه قابل بررسی باشد.
- تصمیمات قاضی، مانند رد دعوی یا ابطال دادخواست، با تجدیدنظر یا فرجامخواهی در محاکم بالاتر قابل پیگیری است.
تفاوت در اعتبار امر مختومه در سه قرار مهم دادرسی
یکی از پیامدهای کلیدی و پرکاربرد در حوزه دادرسی، مفهوم اعتبار امر مختومه است. این اعتبار زمانی ایجاد میشود که دعوایی با رسیدگی کامل یا قرار نهایی مختومه شده باشد و مجدد نتوان آن را با همان شرایط طرح کرد. اما همه قرارهای دادرسی چنین اثری ندارند. در این بخش، به بررسی دقیق تفاوت آثار «اعتبار امر مختومه» در سه قرار رایج دادرسی یعنی رد دعوی، ابطال دادخواست و رد دادخواست میپردازیم.
اعتبار امر مختومه چیست؟
اعتبار امر مختومه یعنی دعوایی که درباره آن تصمیم گرفته شده، قابل طرح مجدد نیست، مگر با تغییر در موضوع، خواسته، یا اصحاب دعوا. این اعتبار از اصول مهم آیین دادرسی است و مانع از اطاله دادرسی و سوءاستفاده از روند قضایی میشود.قرار رد دعوی معمولاً زمانی صادر میشود که دعوا قابلیت رسیدگی ماهوی ندارد یا خواهان فاقد شرایط لازم برای طرح دعوا است
در بسیاری از موارد، این قرار دارای اعتبار امر مختومه نیست، بهویژه اگر به علت شکلی صادر شده باشد (مثلاً ذینفع نبودن خواهان). اما در برخی موارد خاص، مانند صدور قرار رد دعوی بر مبنای استماع کامل و تشخیص بیاساس بودن ادعا، این اعتبار وجود دارد و مانع طرح مجدد خواهد بود.
ابطال دادخواست و نبود اعتبار امر مختومه
برای بررسی اعتبار امر مختومه در ابطال دادخواست باید گفت که در ابطال دادخواست، خواهان خود یا بهصورت غیرمستقیم از پیگیری دعوا انصراف میدهد. این حالت هیچگاه به رسیدگی ماهوی منجر نمیشود.در نتیجه، این قرار اعتبار امر مختومه ندارد.خواهان میتواند دعوا را در همان دادگاه یا دادگاه صالح دیگر با شرایط یکسان دوباره مطرح کند.
رد دادخواست و بیاثر بودن در اعتبار امر مختومه
در مواردی که دادخواست به دلیل نقص شکلی یا اشتباه در ثبت مردود میشود، هیچ رسیدگی قضایی به اصل دعوا انجام نشده است.بنابراین، رد دادخواست نیز هیچگونه اعتبار امر مختومه ایجاد نمیکند و پس از اصلاح، قابل طرح مجدد خواهد بود.
نتیجهگیری: کدام قرار، کدام مسیر را قطع میکند؟
در مسیر پیچیدهی دادرسی مدنی، درک صحیح از مفاهیمی چون رد دعوی، رد دادخواست و ابطال دادخواست نهتنها از بروز اشتباهات پرهزینه جلوگیری میکند، بلکه مسیر رسیدگی را نیز هدفمندتر و مؤثرتر میسازد. هر یک از این قرارها، ابزار قانونی متفاوتی برای کنترل و مدیریت جریان دادرسی هستند و شناخت دقیق آنها برای وکلا، کارشناسان، و طرفین دعوی ضروری است.
- قرار رد دعوی، معمولاً زمانی صادر میشود که دعوی از نظر قانونی یا ماهوی دارای اشکال باشد. این قرار ممکن است مانع ادامه دادرسی شود و حتی در برخی موارد، مانع از طرح مجدد همان دعوی گردد.
- قرار رد دادخواست، اغلب ناظر بر ایرادات شکلی و مقدماتی در ثبت دادخواست است. در این حالت، خواهان فرصت دارد پس از رفع نواقص، دادخواست خود را مجدداً ارائه دهد؛ بدون اینکه به اصل دعوا لطمهای وارد شده باشد.
- قرار ابطال دادخواست، نشانهای است از انصراف یا سهلانگاری خواهان در پیگیری دعوی، که موجب میشود بدون ورود به ماهیت، رسیدگی متوقف گردد. اگرچه این قرار مانع قطعی برای طرح مجدد دعوی نیست، اما فرآیند دادرسی باید از ابتدا طی شود.
قطع مسیر دادرسی با موارد زیر
- رد دعوی: گاه مسیر ماهوی دادرسی را برای همیشه قطع میکند.
- رد دادخواست: صرفاً ایستگاهی موقت در مسیر است.
- ابطال دادخواست: نوعی بازگشت به نقطهی شروع، با امکان دوباره طی کردن مسیر است.
در نهایت، فهم تفاوتهای ظریف این سه نهاد، از بروز اشتباهات فرآیندی، اتلاف وقت و هزینه، و بروز تصمیمات نامطلوب قضایی جلوگیری میکند.
سوالات متداول
در این قسمت از مقاله سوالات متداول پیرامون رد دعوی، سقوط دعوی، رد دادخواست و ابطال آن را که توسط پرسشگران از مجموعه ایران لگال مطرح شده است را مشاهده می فرمایید:
❓تفاوت قرار رد دادخواست و ابطال دادخواست چیست؟
رد دادخواست معمولاً به دلیل نقص شکلی و رفعنکردن آن صادر میشود. ابطال دادخواست پس از به جریان افتادن پرونده و به علتهایی مانند استرداد دادخواست، حاضرنشدن برای توضیح ضروری یا انجامنشدن اقدام لازم صادر میشود.
❓فرق رد دادخواست با رد دعوا چیست؟
رد دادخواست به شکل و تشریفات دادخواست مربوط است؛ اما رد دعوا به وجود مانع قانونی برای رسیدگی به خود دعوا مربوط میشود. برای مثال، ذینفعنبودن خواهان یا طرح دعوا علیه شخص اشتباه میتواند موجب رد دعوا شود.
❓معنی «دعوی مسترد هست و حکم بر رد دعوی شد» چیست؟
این عبارت به این معناست که خواهان از ادامه دعوا صرفنظر کرده یا آن را پس گرفته است و دادگاه نیز با توجه به این اقدام، دعوی را خاتمه داده و حکم به رد آن صادر کرده است. در نتیجه، پرونده مختومه شده است.
❓در یک دعوی مبنی بر تأیید فسخ قرارداد مالی، به موجب دادنامه شماره … در تاریخ …، قرار رد دادخواست/درخواست صادر شده است. منظور از این عبارت چیست؟
این عبارت بیانگر آن است که دادگاه به دلیل وجود ایراد شکلی یا نقص قانونی، دادخواست یا درخواست ارائهشده را نپذیرفته است. این رد ممکن است به علت عدم پرداخت هزینه دادرسی، نقص در مدارک یا عدم صلاحیت دادگاه صادر شده باشد و تا زمانی که اصلاح نشود، رسیدگی صورت نمیگیرد.
❓این جمله به چه معناست؟ «مستنداً به ماده دو قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان صادر و اعلام میگردد.»
این جمله بدین معناست که دادگاه با استناد به ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی، که شرایط اقامه دعوی را بیان میکند، تشخیص داده که دعوی مطرحشده شرایط لازم را ندارد و بنابراین آن را رد کرده است. این رد ممکن است به علت نبود نفع، صلاحیت، یا سایر ایرادات شکلی یا ماهوی باشد.
❓در ابلاغیه دادگاه برای شکایتی درباره مبلغی چک نوشته شده که دادگاه رأی به قرار رد دعوی داده است. این عبارت چه معنایی دارد و آیا شکایت پذیرفته شده است یا خیر؟
این عبارت به این معناست که دادگاه پس از بررسی شکایت، به این نتیجه رسیده که شرایط قانونی برای رسیدگی به آن وجود ندارد، بنابراین دعوی رد شده است. به بیان دیگر، شکایت به دلایلی مانند نقص مدارک یا عدم اثبات ادعا پذیرفته نشده و رسیدگی ادامه نمییابد.
❓زمانی که در یک دعوی، خواهان شناختهشده غیر ثابت تشخیص داده شده و به استناد بند ۶ ماده ۸۴ و ماده ۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی، قرار رد دعوی صادر و اعلام میگردد، این به چه معناست؟
این بدان معناست که دادگاه به دلیل عدم احراز هویت یا نفع خواهان، دعوی را غیرقابل پذیرش دانسته و بر اساس مقررات آیین دادرسی، آن را رد کرده است. این تصمیم به منزله خروج پرونده از روند رسیدگی است، اما قابل تجدیدنظر است؛ مشروط بر اینکه اصل دعوی قابلیت تجدیدنظر داشته باشد.
