در جریان رسیدگیهای حقوقی و کیفری، بروز وقایع غیرمنتظرهای مانند فوت یکی از اصحاب دعوا (اعم از خواهان، خوانده، متهم یا محکومعلیه) میتواند موجب توقف یا تغییر مسیر دادرسی شود. این مسئله از جمله موضوعاتی است که هم در قانون آیین دادرسی مدنی و کیفری مورد توجه قرار گرفته و هم در رویه قضایی با پیچیدگیهایی همراه است.

در این مقاله تلاش شده است با نگاهی جامع و مرحلهای، آثار حقوقی و کیفری فوت متهم، خوانده یا خواهان در پروندههای مختلف تحلیل شود و تکلیف دادرسی در هر وضعیت مشخص گردد. همچنین موضوعاتی چون توقیف دادرسی، سرنوشت وثیقه، نحوه اجرای حکم پس از فوت محکومعلیه، دیه و جبران ضرر و زیان و نیز تنظیم لایحه اعلام فوت نیز بررسی خواهند شد.
مبانی قانونی فوت اصحاب دعوا در پروندههای حقوقی و کیفری
در حقوق ایران، بر اساس اصل شخصی بودن مسئولیت کیفری که ریشه در فقه اسلامی دارد، اجرای مجازات با فوت متهم یا محکومعلیه ساقط میشود. بهعبارت دیگر، هیچ فردی نمیتواند به جای دیگری تحمل کیفر کند و مرگ متهم یا محکومعلیه بهمعنای پایان فرآیند کیفری است؛ مگر در خصوص برخی آثار مالی ناشی از جرم.
در مقابل، در دعاوی حقوقی، شخصیت طرف دعوا در اغلب موارد قابل انتقال به ورثه است. یعنی اگر خواهان یا خوانده فوت کند، دعوا پایان نمیپذیرد و با معرفی ورثه و ادامه دادرسی، موضوع قابل پیگیری است.
🔍 تفاوت آثار فوت در دعوای کیفری و حقوقی
| موضوع | پرونده کیفری | پرونده حقوقی |
|---|---|---|
| فوت متهم | موقوفی تعقیب یا اجرای مجازات | موضوعیتی ندارد |
| فوت شاکی | وراث میتوانند شکایت را ادامه دهند | — |
| آثار بر وثیقه | قرار قبولی وثیقه منتفی میشود | به نوع تعهد بستگی دارد |
| دیه و ضرر و زیان | قابل مطالبه از ترکه است | بهعنوان حق مالی، علیه وراث اقامه میشود |
| توقیف دادرسی | فقط در صورت لزوم معرفی جانشین انجام میشود | بر اساس ماده ۱۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی متوقف میشود |
در نتیجه، تفاوت بنیادین میان دادرسی کیفری و حقوقی در این است که در دادرسی کیفری، با مرگ متهم، جنبه عمومی جرم منتفی شده و قرار موقوفی تعقیب صادر میشود، در حالی که در دادرسی حقوقی، دعاوی همچنان میتوانند به طرفیت وراث ادامه یابند.
فوت متهم در پرونده کیفری و آثار آن بر تعقیب و مجازات
بر اساس ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری، در صورتی که متهم یا محکومعلیه در جریان تعقیب یا پیش از اجرای مجازات فوت کند، رسیدگی جزایی متوقف شده و قرار موقوفی تعقیب صادر میشود. این ماده یکی از مصادیق اجرای اصل «شخصی بودن مسئولیت کیفری» است؛ بدین معنا که مجازات نمیتواند به دیگری منتقل شود و شخصیت متهم در فرآیند کیفری جایگزینناپذیر است.
نکته مهم: اگر متهم قبل از صدور حکم قطعی فوت کند، دادگاه باید قرار موقوفی تعقیب صادر کند. اما اگر پس از صدور حکم قطعی و پیش از اجرای آن فوت نماید، دادگاه قرار موقوفی اجرای مجازات صادر خواهد کرد.
📝 سرنوشت مجازاتهای بدنی، حبس و مجازاتهای سالب آزادی پس از فوت متهم
مجازاتهایی مانند حبس، اعدام، شلاق، تبعید، رجم، صلب، قطع عضو و … که جنبه شخصی و جسمی دارند، با فوت متهم قابلیت اجرا نخواهند داشت. دلیل آن، عدم امکان اعمال فیزیکی مجازات بر فردی است که حیات ندارد. بنابراین، فوت متهم بهصورت مطلق اجرای چنین مجازاتهایی را غیرممکن میسازد.
در فقه اسلامی نیز بر این اصل تأکید شده است که «مجازات تنها بر شخص زنده قابل اعمال است» و این دیدگاه در ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری نیز انعکاس یافته است.
✅ وضعیت دیه و ضرر و زیان شاکی خصوصی بعد از فوت متهم
یکی از مهمترین استثناها در توقف رسیدگی کیفری بهواسطه فوت متهم، موضوع دیه و ضرر و زیان وارد بر شاکی خصوصی است. مطابق تبصره ۱ ماده ۱۳ آیین دادرسی کیفری، در خصوص دیه، باید طبق قانون مجازات اسلامی عمل شود.
🔍 به چه معنا؟ یعنی حتی اگر متهم فوت کند، ورثه شاکی خصوصی میتوانند دیه را از ترکه متهم مطالبه کنند. همچنین اگر شکایتی در زمینه ضرر و زیان ناشی از جرم مطرح شده باشد، امکان پیگیری آن از طریق دادگاه حقوقی و علیه ورثه متوفی وجود دارد.
بهعنوان مثال، در جرایم منجر به فوت غیر عمد (مثل تصادف)، اگر متهم در جریان رسیدگی یا پیش از پرداخت دیه فوت کند، بازماندگان متوفی میتوانند دیه را از اموال او دریافت کنند. و در صورت کفایت نکردن ترکه، مطابق مواد ۴۷۴ و ۴۷۵ قانون مجازات اسلامی، دیه از بیتالمال پرداخت میشود.
فوت متهم در پرونده حقوقی و مطالبه دیه و خسارات مدنی
در پروندههای حقوقی، اصل بر این است که حق و تعهد مالی قابل انتقال است؛ بنابراین اگر متهم/خوانده پیش از صدور حکم یا حتی پس از آن فوت کند، دادگاه نمیتواند رسیدگی را نادیده بگیرد یا دعوا را مختومه تلقی کند.
بر اساس ماده ۱۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی، در صورت فوت یکی از اصحاب دعوا، دادرسی موقتاً متوقف شده و با معرفی وراث یا قائممقام قانونی، رسیدگی ادامه مییابد. خواهان میتواند با معرفی ورثه و با استفاده از گواهی حصر وراثت یا دلایل دیگر، رسیدگی را به طرفیت ایشان دنبال کند.
📌 مثال عملی: اگر کسی از فردی بابت خسارت مالی ناشی از جرم، یا بابت دیه شکایت کرده باشد و آن شخص (خوانده) در جریان رسیدگی فوت کند، خواهان میتواند با معرفی ورثه، دعوا را علیه ایشان ادامه دهد و حکم به پرداخت از محل ترکه صادر شود.
🔍 صلاحیت دادگاه کیفری یا حقوقی در رسیدگی به دیه و خسارت پس از فوت متهم
در نشستهای قضایی و نظریات اداره حقوقی قوه قضائیه، تأکید شده که پس از صدور قرار موقوفی تعقیب کیفری بهدلیل فوت متهم، شاکی خصوصی میتواند برای دریافت دیه یا جبران خسارت به دادگاه حقوقی مراجعه کند.
در مواردی که پرونده همچنان در دادگاه کیفری جریان دارد و قرار موقوفی تعقیب صادر شده، همان مرجع میتواند از حیث مالی و حقوقی وارد رسیدگی شود و رأی بدهد، به ویژه اگر شاکی از پیش دادخواست ضرر و زیان ناشی از جرم داده باشد. اما اگر شکایت کیفری مطرح نشده باشد یا پس از فوت متهم مختومه شده باشد، دادگاه حقوقی محل اقامت وراث یا محل وقوع زیان، صالح به رسیدگی است.
✅ نقش وراث متهم در دعاوی حقوقی ناشی از جرم
وراث متوفی، قائممقام قانونی او در امور مالی محسوب میشوند. در صورتی که علیه متوفی دعوایی طرح شود، پاسخگویی به آن بر عهده ایشان است، اما با دو قید مهم:
- فقط در حدود ترکه مسئول هستند (ماده ۲۱۹ قانون مدنی و اصل عدم مسئولیت شخصی وراث).
- هرگونه اجراییهای که صادر میشود باید به طرفیت «وراث مرحوم» باشد و نه شخص متوفی.
بنابراین، اگرچه متهم از نظر کیفری با فوت از تعقیب خارج میشود، اما از نظر حقوقی، وراث او در برابر ادعای شاکی یا خواهان، ملزم به پاسخگویی و تحمل تبعات مالی آن از محل ماترک خواهند بود.
تکلیف وثیقه در صورت فوت متهم و فوت وثیقهگذار
اگر متهم فوت کرده و هنوز تخلفی از قرار وثیقه صورت نگرفته باشد (مثلاً در موعد رسیدگی غایب نشده باشد)، وثیقه باید رفع توقیف و آزاد گردد. اما اگر پیش از فوت، متهم از انجام تعهد خود (مثلاً حضور در دادگاه) تخلف کرده باشد و دادگاه دستور ضبط وثیقه را صادر کرده باشد، فوت بعدی متهم تأثیری در آن ندارد و عملیات ضبط انجام میشود؛ زیرا تخلف پیش از فوت صورت گرفته و حق قانونی دادگاه برای اجرای دستور محفوظ است.
📝 فوت وثیقهگذار و آثار آن بر قرار قبولی وثیقه و کفالت
بر اساس ماده ۲۳۴ قانون آیین دادرسی کیفری:
«در صورت فوت کفیل یا وثیقهگذار، قرار قبولی کفالت یا وثیقه منتفی است و متهم حسب مورد باید نسبت به معرفی کفیل یا ایداع وثیقه جدید اقدام کند، مگر آنکه دستور اخذ وجهالکفاله یا ضبط وثیقه صادر شده باشد.»
یعنی اگر کفیل یا وثیقهگذار فوت کند و هنوز تخلفی از طرف متهم صورت نگرفته باشد، تعهد وی پایان میپذیرد و دادگاه موظف است قرار قبولی وثیقه را لغو کرده و از متهم وثیقه جدید بخواهد. اما اگر پیش از فوت وثیقهگذار، متهم غیبت کرده باشد و دستور ضبط وثیقه صادر شده باشد، فوت وثیقهگذار مانع اجرای این دستور نخواهد بود و وثیقه از ترکه او ضبط میشود.
✅ تفاوت وثیقه کیفری با وثیقه حقوقی از نظر انتقال تعهد به وراث
- وثیقه کیفری (برای تضمین حضور متهم): تعهدی شخصی و غیرقابل انتقال به وراث است، مگر آنکه تخلف پیش از فوت اتفاق افتاده باشد و دستور ضبط صادر شده باشد.
- وثیقه حقوقی (مثلاً در قالب ضمانت پرداخت بدهی یا تعهد قراردادی): حق مالی محسوب میشود و به ترکه منتقل میشود. بنابراین، وراث ممکن است پاسخگوی آن باشند ولی در وثیقه کیفری چنین چیزی مصداق ندارد.
📌 نکته مهم: بسیاری از مردم تصور میکنند که اگر کسی ملکش را وثیقه گذاشته باشد، بعد از فوت او دادگاه میتواند بدون مقدمه آن را توقیف کند. اما در امور کیفری، تا زمانی که دستور ضبط صادر نشده باشد، فوت باعث رفع مسئولیت میشود.
در صورت فوت خواهان در جریان دادرسی حقوقی چه باید کرد؟
مطابق ماده ۱۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی، در صورت فوت هر یک از اصحاب دعوا (اعم از خواهان یا خوانده)، یا حجر آنان، یا زوال سمت نماینده قانونی (مثلاً ولی یا وکیل)، دادگاه موقتاً دادرسی را متوقف میکند. در این حالت، قرار توقیف دادرسی صادر شده و تا زمان معرفی جانشین قانونی (مانند ورثه)، پرونده وارد مرحله بعدی نمیشود.
📌 نکته: این توقف صرفاً به منظور حفظ حقوق طرفین و امکان دفاع جانشین قانونی صورت میگیرد و به معنای بایگانی شدن پرونده نیست.
🔍 معرفی وراث و ادامه دادرسی؛ آیا گواهی انحصار وراثت لازم است؟
برای ادامه دادرسی، وراث متوفی باید به دادگاه معرفی شوند. بر اساس رویه قضایی رایج و نظریات مشورتی:
- لزومی به ارائه گواهی انحصار وراثت در همان ابتدا وجود ندارد.
- معرفی وراث میتواند از طریق اظهار کتبی، شهادت شهود یا سایر قرائن معتبر انجام شود.
- در صورت نیاز، دادگاه میتواند رأساً بررسی کند که چه کسانی وارث هستند و حتی با صدور اخطاریه یا انتشار آگهی، آنها را برای حضور در دادرسی دعوت کند.
مثال کاربردی: اگر خواهان دعوای مطالبه وجه، در حین دادرسی فوت کند، دادگاه دادرسی را متوقف کرده و از ورثه یا طرف مقابل میخواهد وراث را معرفی کنند. سپس با صدور اخطاریه برای وراث، آنها میتوانند بهعنوان قائممقام خواهان در دادرسی شرکت کنند.
✅ مواردی که با فوت خواهان، دعوا قابل انتقال نیست و خاتمه مییابد
در برخی موارد، حق دعوا قابل انتقال به وراث نیست. این موارد محدود به دعاوی شخصی یا قائم به شخص است که موضوع آن با مرگ از بین میرود. مانند:
-
دعوای طلاقی که از سوی زوجه طرح شده و در جریان رسیدگی، زن فوت میکند.
-
دعوای الزام به انجام تعهداتی که ماهیت شخصی دارند، مثل اجرای تعهد به بازیگری، نقاشی یا ایفای نقش در قراردادهای ویژه.
در این موارد، چون موضوع دعوا با فوت صاحب حق از بین میرود، دادگاه قرار رد دعوا یا سقوط دعوا صادر میکند.
فوت خوانده بعد از صدور حکم و وضعیت اجرای رأی
اگر حکم نهایی علیه خوانده صادر شده و پس از آن او فوت کند، این امر مانع اجرای حکم نیست. بر اساس ماده ۳۳۷ قانون آیین دادرسی مدنی، در چنین شرایطی:
- دادنامه باید به وراث متوفی (محکومعلیه) ابلاغ شود.
- اگر رأی قطعی نشده باشد، وراث حق دارند نسبت به آن تجدیدنظرخواهی کنند.
- پس از قطعیت رأی، اجرائیه به نام وراث صادر میشود و اجرا از محل ترکه انجام خواهد شد.
📌 نکته مهم: در صورتی که اجرائیه قبلاً به خوانده ابلاغ شده و مهلت ۱۰ روزه اعتراض گذشته باشد، فوت بعدی تأثیری در توقف عملیات اجرایی ندارد. مگر اینکه مرجع اجرا به دلایل انسانی یا قانونی، تا معرفی وراث و تعیین وضعیت ترکه، اجرای حکم را به تعویق بیندازد.
📝 فوت خوانده قبل از صدور حکم و اعتبار یا بطلان رأی صادره
اگر خوانده پیش از صدور حکم فوت کرده باشد و دادگاه بدون اطلاع از این موضوع، رأی علیه او صادر کرده باشد، دو نظر در رویه قضایی مطرح است:
-
نظر اکثریت و نظر هیئت عالی:
-
رأی صادره همچنان معتبر است؛
-
باید به وراث حینالفوت ابلاغ شود؛
-
در صورت اعتراض، پرونده به تجدیدنظر میرود؛
-
اگر اعتراضی نکنند، رأی قابلیت اجرا دارد.
-
-
نظر اقلیت:
-
چون متوفی نمیتواند از خود دفاع کند، صدور رأی علیه او فاقد اعتبار است؛
-
باید رأی جدیدی به طرفیت وراث صادر شود؛
-
استناد به ماده ۱۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی و اصل دادرسی عادلانه برای رد اعتبار رأی قبلی.
-
رویه عملی: اغلب دادگاهها نظر اکثریت را پذیرفتهاند و رأی صادرشده علیه متوفی را با ابلاغ به وراث معتبر تلقی میکنند.
✅ اجرای حکم از محل ماترک و رعایت حقوق سایر طلبکاران متوفی
با فوت خوانده و قطعیت حکم، اگر محکومبه (مثلاً مبلغی پول یا انتقال ملک) نیاز به اجرا داشته باشد، اجرای آن باید از ترکه متوفی صورت گیرد. اما دو نکته اساسی وجود دارد:
- اگر بدهی متوفی بیش از دارایی او باشد، خواهان فقط در حدود ترکه حق مطالبه دارد؛
- در صورت وجود سایر طلبکاران، خواهان باید در فرایند تقسیم ترکه و پرداخت دیون شرکت کند.
📌 مثال: اگر خوانده بابت یک قرارداد به پرداخت ۳۰۰ میلیون تومان محکوم شده باشد و قبل از اجرا فوت کند، خواهان نمیتواند مستقیماً اموال شخصی وراث را توقیف کند، بلکه باید برای تقسیم و برداشت از ماترک اقدام نماید.
سوالات متداول
در این قسمت از مقاله سوالات متداول پیرامون آثار فوت متهم در پرونده های کیفری و حقوقی مطرح شده است:
❓اگر در جریان یک دعوای حقوقی، پدرم که خواهان پرونده بود فوت کند، آیا ما (فرزندانش) میتوانیم آن دعوا را ادامه دهیم؟
✅ بله. در صورتی که دعوا ماهیت مالی یا قابلانتقال داشته باشد (مثلاً مطالبه وجه، خلع ید، الزام به تنظیم سند)، وراث میتوانند با ارائه گواهی انحصار وراثت یا معرفی رسمی به دادگاه، دادرسی را ادامه دهند. دادگاه پس از صدور قرار توقیف دادرسی، منتظر معرفی شما بهعنوان قائممقام قانونی پدرتان خواهد بود تا رسیدگی از سر گرفته شود.
❓من ملکی را از فردی خریدهام و دادخواست الزام به تنظیم سند دادهام، اما قبل از صدور حکم، فروشنده (خوانده) فوت کرده. آیا حکم هنوز قابل صدور است؟
✅ در چنین شرایطی، اگر فوت خوانده قبل از صدور حکم اتفاق بیفتد، دادگاه باید ابتدا قرار توقیف دادرسی صادر کند. سپس با معرفی وراث خوانده، رسیدگی ادامه پیدا میکند. حکم الزام به تنظیم سند رسمی در این صورت به طرفیت وراث فروشنده متوفی صادر میشود و اجرای آن نیز از سوی آنها خواهد بود. در صورت معرفی نکردن وراث، روند پرونده متوقف خواهد ماند.
❓برادرم متهم یک پرونده کیفری بود که قبل از صدور حکم فوت کرد. آیا ما باید دیهای به شاکی پرداخت کنیم؟
✅ اگر جرم ارتکابی از نوعی باشد که موجب دیه شده (مثلاً تصادف منجر به فوت یا جرح)، فوت متهم باعث موقوف شدن تعقیب کیفری میشود، اما حق شاکی خصوصی برای دریافت دیه از بین نمیرود. در این صورت، شاکی میتواند دیه را از ترکه برادرتان مطالبه کند. اگر اموال او کافی نباشد، دیه طبق قانون از بیتالمال پرداخت خواهد شد.
