ناباروری مرد بهتنهایی از عیوبی نیست که زن بتواند به استناد آن نکاح را فسخ کند؛ اما در بعضی شرایط میتواند زمینه طلاق را فراهم کند. مهمترین مسیر، استفاده از شرط مندرج در عقدنامه است که در صورت امضای شوهر، به زن اجازه میدهد اگر پس از گذشت مدت مقرر به علت عقیم بودن یا عارضه جسمی مرد صاحب فرزند نشود، از وکالت در طلاق استفاده کند.
اگر این شرط امضا نشده یا هنوز شرایط آن کامل نشده باشد، زن باید بررسی کند که آیا ناباروری و آثار ادامه زندگی بدون فرزند، در وضعیت خاص او به حد عسر و حرج رسیده است یا خیر. صرف اینکه زوجین صاحب فرزند نشدهاند، عقیم بودن مرد را ثابت نمیکند و معمولاً لازم است علت ناباروری با مدارک تخصصی و نظر پزشکی قانونی مشخص شود.

در آرای دیوان عالی کشور نیز میان ناتوانی مرد در باروری طبیعی و امکان فرزندآوری با روشهایی مانند IVF یا تلقیح مصنوعی تفاوت گذاشته شده است. بر اساس برخی از این آرا، احتمال موفقیت روشهای کمک باروری لزوماً شرط وکالت زن در طلاق را از بین نمیبرد. در ادامه این موارد به صورت کامل بررسی خواهند شد.
آیا زن به دلیل ناباروری مرد میتواند طلاق بگیرد؟
ناباروری مرد در همه پروندهها بهصورت خودکار برای زن حق طلاق ایجاد نمیکند. زن معمولاً باید از یکی از دو مسیر زیر اقدام کند:
استفاده از شرط ضمن عقد
در شروط چاپی بسیاری از عقدنامهها آمده است که اگر زن پس از گذشت پنج سال از زندگی مشترک، به علت عقیم بودن یا عارضه جسمی دیگر شوهر صاحب فرزند نشود، میتواند با استفاده از وکالتی که شوهر ضمن عقد به او داده است، برای طلاق اقدام کند. استفاده از شروط ضمن عقد وابسته به آن است که:
- شرط مربوط در عقدنامه وجود داشته و شوهر آن را امضا کرده باشد؛
- مدت مقرر در شرط سپری شده باشد؛
- صاحب فرزند نشدن ناشی از عقیم بودن یا عارضه جسمی مرد باشد؛
- موضوع با مدارک پزشکی و حسب نظر دادگاه، نظریه پزشکی قانونی اثبات شود.
متن دقیق عقدنامه اهمیت دارد و نباید فقط بر اساس شماره بند یا نمونههای موجود در اینترنت دادخواست تنظیم شود.
طلاق به دلیل عسر و حرج
اگر زن نتواند از شرط عقدنامه استفاده کند، ممکن است به ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی و عسر و حرج استناد کند. با این حال، صرف نابارور بودن مرد یا نداشتن فرزند، همیشه برای اثبات عسر و حرج کافی نیست. دادگاه عواملی مانند مدت زندگی مشترک، سن زن، قطعی یا قابل درمان بودن ناباروری، تمایل جدی زن به مادر شدن، آثار روحی وضعیت موجود و سایر شرایط خانوادگی را بررسی میکند.
بنابراین نتیجه دعوا فقط با یک آزمایش پزشکی تعیین نمیشود و وضعیت هر پرونده باید جداگانه ارزیابی شود.
آیا عقیم بودن مرد باعث فسخ نکاح میشود؟
صرف ناباروری یا ناتوانی مرد در تولیدمثل، در قانون مدنی بهعنوان عیب مستقل برای فسخ نکاح شناخته نشده است. بنابراین اگر مرد توانایی رابطه زناشویی دارد اما قادر به بارور کردن طبیعی زن نیست، زن نمیتواند فقط با عنوان «عقیم بودن» نکاح را فسخ کند.
با این حال، باید علت ناباروری بررسی شود. اگر وضعیت مرد با یکی از عیوب قانونی مانند عنن، خصاء یا مقطوع بودن آلت تناسلی با شرایط مقرر در قانون منطبق باشد، امکان طرح فسخ نکاح ممکن است جداگانه مطرح شود. در این حالت، مبنای فسخ خودِ عیب قانونی است، نه صرف ناباروری.
در نتیجه، ناباروری معمول مرد بیشتر از مسیر شرط ضمن عقد یا عسر و حرج پیگیری میشود؛ اما وجود یک عیب قانونی زمینهای میتواند مسیر پرونده را تغییر دهد.
موضع قانون مدنی در خصوص ناباروری مرد
در مواد ۱۱۲۲ تا ۱۱۲۵ قانون مدنی، عیوب موجب فسخ نکاح برای زن برشمرده شدهاند، که عبارتاند از:
- عنن (ناتوانی جنسی کامل)
- خصاء
- مقطوع بودن آلت تناسلی
در این لیست، هیچ اشارهای به «عقیم بودن» یا «ناباروری» بهعنوان عیب نشده است اما ممکن است به عنوان ترک زناشویی محسوب شود؛ بنابراین اگر مرد تنها نابارور باشد، زن نمیتواند از حق فسخ نکاح استفاده کند؛ در چنین مواردی، زن فقط از مسیر طلاق با استناد به عسر و حرج یا شروط ضمن عقد میتواند اقدام کند.
تفاوت طلاق و فسخ نکاح در پروندههای عقیم بودن مرد
در قانون ایران، عقیم بودن مرد جزو دلایل فسخ نکاح نیست و زوجه نمیتواند صرفاً با استناد به ناباروری همسر، نکاح را فسخ کند. فسخ تنها در صورت وجود عیوب مشخصی مانند عنن، خصاء یا قطع آلت ممکن است.
در مقابل، طلاق به دلیل ناباروری مرد از طریق دو مسیر قانونی استناد به عسر و حرج و بند 10 شروط ضمن عقد است. بنابراین، تنها راه قانونی رهایی زن از زندگی بدون فرزند با مرد عقیم، اقدام از طریق طلاق است نه فسخ نکاح.
احکام دیوان عالی کشور راجع به طلاق به لحاظ عقیم بودن مرد
آرای دیوان عالی کشور نشان میدهد که در پروندههای ناباروری مرد، نتیجه دعوا به متن شرط عقدنامه، مدت ازدواج، علت پزشکی صاحب فرزند نشدن و توانایی مرد در باروری طبیعی بستگی دارد. احتمال فرزندآوری با روشهای پزشکی نیز همیشه مانع استفاده زن از شرط ضمن عقد نیست.
رأی شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور درباره امکان درمان ناباروری
در دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۹۰۹۹۰۰۱۶۱ مورخ ۱۳۹۲/۰۴/۱۲، موضوع پرونده ناباروری طبیعی شوهر و امکان درمان با روشهای جدید بود و زوجه به عنوان دلیل محکمه پسند بابت طلاق به استناد بند ۱۰ شروط ضمن عقد، درخواست طلاق میدهد.
دیوان عالی کشور اعلام کرد که صرف احتمال درمان ناباروری با روش های پزشکی نوین، حق زن برای طلاق را از بین نمیبرد. در این پرونده، ناتوانی مرد در باروری طبیعی و آثار آن بر زندگی مشترک مورد توجه قرار گرفت.
نتیجه کاربردی این رأی آن است که دادگاه نباید صرف احتمال موفقیت درمانهای آینده را معادل توانایی فعلی مرد در فرزندآوری طبیعی بداند.
رأی دیوان درباره تلقیح مصنوعی و اجبار زن به درمان
در دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۸۱۰۰۰۲۹ مورخ ۱۳۹۳/۰۳/۲۰، پزشکی قانونی اعلام کرده بود که شوهر امکان بارور کردن طبیعی زن را ندارد. دیوان عالی کشور تأکید کرد که منظور زن از شرط مربوط به صاحب فرزند شدن، فرزندآوری طبیعی بوده است و نمیتوان او را مجبور کرد برای حفظ ازدواج از تلقیح مصنوعی استفاده کند. امکان بارداری با روش مصنوعی، وکالت زن در طلاق را منتفی نکرد.
این رأی به معنای ممنوع بودن درمان ناباروری نیست؛ بلکه نشان میدهد انجام چنین درمانی به رضایت زن نیاز دارد و نمیتوان آن را بهعنوان شرط ادامه زندگی به او تحمیل کرد.
رأی دیوان درباره امکان باروری با IVF
در یکی دیگر از آرای دیوان عالی کشور، نظریه پزشکی قانونی بیان میکرد که مرد از طریق روشهای آزمایشگاهی مانند IVF امکان باروری دارد، هرچند قادر به باروری طبیعی نیست.
دیوان امکان باروری به روش غیرطبیعی یا با درمانهای تخصصی را مانع تحقق شرط وکالت در طلاق ندانست. معیار اصلی، توانایی مرد در فرزندآوری طبیعی و تحقق شرایط نوشتهشده در عقدنامه بود.
نمونه رأی رد طلاق پیش از سپری شدن پنج سال
تمام آرای مربوط به ناباروری به نفع زن صادر نشدهاند. در یک پرونده، چون کمتر از پنج سال از ازدواج گذشته بود، دادگاه صرف بچهدار نشدن و حتی ادعای عقیم بودن مرد را برای اثبات عسر و حرج کافی ندانست.
در آن پرونده اعلام شد زن میتواند پس از سپری شدن مدت مقرر، در صورت اثبات شرایط، از بند مربوط در عقدنامه استفاده کند.
نتیجه مشترک آرای دیوان
از این آرا نمیتوان نتیجه گرفت که هر زن به محض ارائه یک آزمایش ناباروری حق طلاق دارد. آنچه در پرونده اهمیت دارد عبارت است از:
- امضای شرط مربوط در عقدنامه؛
- سپری شدن مدت مقرر؛
- اثبات ارتباط صاحب فرزند نشدن با وضعیت جسمی مرد؛
- ناتوانی مرد در باروری طبیعی؛
- متن دقیق نظریه پزشکی قانونی؛
- مسیر انتخابشده برای دعوا؛ یعنی شرط ضمن عقد یا عسر و حرج.
اثبات عقیم بودن مرد در دادگاه چگونه انجام میشود؟
برای اثبات عقیم بودن مرد، صرف اینکه زوجین چند سال صاحب فرزند نشدهاند کافی نیست. ممکن است علت ناباروری از ناحیه زن، مرد، هر دو نفر یا حتی نامشخص باشد. خواهان باید نشان دهد صاحب فرزند نشدن به عقیم بودن یا عارضه جسمی شوهر مربوط است. در حالی که برای طلاق به دلیل نازایی زن از سوی مرد نیاز به اثبات نیست، اما در مورد زن شرایط متفاوت است و در ادامه، فرآیند گام به گام اثبات ناباروری مرد را شرح میدهیم.
۱. ارائه عقدنامه و مشخص کردن مبنای دادخواست
زن باید تصویر عقدنامه را ارائه کند و مشخص سازد که بر اساس کدام مسیر درخواست طلاق دارد:
- تحقق شرط ضمن عقد مربوط به صاحب فرزند نشدن؛
- یا عسر و حرج ناشی از ناباروری و ادامه زندگی بدون فرزند.
اگر دادخواست بر اساس شرط ضمن عقد است، امضای شوهر و متن دقیق همان شرط اهمیت دارد.
۲. ارائه مدارک پزشکی اولیه
نتیجه آزمایش اسپرم، گزارش متخصص اورولوژی، سوابق درمان ناباروری و پرونده مراکز درمانی میتواند بهعنوان مدرک اولیه ارائه شود.
این مدارک به دادگاه در تشخیص ضرورت بررسی تخصصی کمک میکنند، اما نظر پزشک خصوصی لزوماً جایگزین نظر کارشناسی مورد اعتماد دادگاه نیست.
۳. ارجاع شوهر به پزشکی قانونی
دادگاه معمولاً برای مشخص شدن وضعیت باروری، شوهر را به پزشکی قانونی یا مرجع تخصصی معرفی میکند. در نظریه کارشناسی ممکن است این موضوعات بررسی شود:
- آیا مرد توانایی باروری طبیعی دارد؟
- علت صاحب فرزند نشدن از ناحیه مرد است یا خیر؟
- مشکل موقت، قابل درمان یا پایدار است؟
- آیا باروری فقط با روشهای کمکباروری امکان دارد؟
دادگاه در کنار نظریه پزشکی قانونی، سایر مدارک و دفاعیات طرفین را نیز بررسی میکند.
۴. مشخص شدن علت واقعی صاحب فرزند نشدن
گذشت پنج سال بدون داشتن فرزند، بهتنهایی همیشه کافی نیست. اگر زوجین با توافق از بارداری جلوگیری کرده باشند یا مشکل باروری از ناحیه زن نیز وجود داشته باشد، این موضوع میتواند بر نتیجه پرونده اثر بگذارد.
با این حال، در برخی آرای دیوان عالی تأکید شده است که اگر ناتوانی مرد در باروری طبیعی ثابت شود، امکان درمان یا بارداری آزمایشگاهی لزوماً مانع تحقق شرط نیست.
۵. ارزش شهادت، پیامها و اقرار شوهر
شهادت شهود یا پیامهای طرفین ممکن است مراجعه برای درمان، اقرار مرد به مشکل باروری یا مدت اختلاف را ثابت کند؛ اما شاهد معمولاً نمیتواند درباره یک موضوع تخصصی پزشکی، عقیم بودن مرد را اثبات کند.
تشخیص پزشکی ناباروری باید بر پایه مدارک تخصصی و نظر مرجع کارشناسی انجام شود.
تفاوت عقیم بودن مرد با نخواستن بچه
عقیم بودن مرد با مخالفت او با بچهدار شدن یکسان نیست. در ناباروری، مرد ممکن است فرزند بخواهد، اما به دلیل وضعیت پزشکی قادر به باروری طبیعی نباشد. در حالت دوم، مرد از نظر جسمی توانایی فرزندآوری دارد، ولی تمایلی به داشتن فرزند نشان نمیدهد.
شرط مربوط به عقیم بودن یا عوارض جسمی مرد زمانی مطرح میشود که صاحب فرزند نشدن ناشی از مشکل جسمی او باشد. اگر شوهر سالم است اما عمداً و برای مدتی طولانی با فرزندآوری مخالفت میکند، زن نمیتواند به عنوان «عقیم بودن» به شرط عقدنامه استناد کند.
با این حال، مخالفت مستمر مرد با فرزندآوری ممکن است با توجه به مدت زندگی، سن زن، توافقهای پیش از ازدواج و آثار ایجادشده، در بحث عسر و حرج بررسی شود.
مهریه، نفقه و سایر حقوق مالی زن در طلاق به دلیل ناباروری مرد
در پروندههایی که زن به دلیل ناباروری یا عقیم بودن مرد اقدام به طلاق میکند، یک سوال مهم مطرح میشود: آیا زن همچنان حق دریافت مهریه، نفقه و سایر حقوق مالی خود را دارد؟ پاسخ این سوال بستگی به نوع مهریه، شرایط طلاق و مستندات پرونده دارد. در ادامه به بررسی دقیق این موارد میپردازیم.
مهریه زن در طلاق به دلیل ناباروری مرد
قانون مدنی ایران بهصراحت اعلام کرده است که مهریه حق مالی مسلم زن است. حتی اگر زن متقاضی طلاق باشد، در صورت نبودن شرایط خاص، این حق از بین نمیرود.
- در مورد مهریه عندالمطالبه یا عندالاستحقاق: زن میتواند هر زمان پس از وقوع عقد، مهریه خود را مطالبه کند و ناباروری مرد، حقی را از زن سلب نمیکند.
- در مورد مهریه عندالاستطاعه: زن تنها زمانی میتواند مهریه را دریافت کند که ثابت کند بر شوهرش استیلا داشته است و در مواردی که نزدیکی صورت نگرفته یا مرد ناتوانی جنسی دارد، ممکن است امکان مطالبه مهریه محدود شود.
اما در اکثر موارد، چون رابطه زناشویی برقرار شده، زن مستحق دریافت کل مهریه خواهد بود.
نفقه و اجرتالمثل ایام زوجیت
در صورت طلاق به دلیل عقیم بودن مرد زن حق دریافت نفقههای معوقه را خواهد داشت و اگر زن بتواند اثبات کند که در دوران زندگی مشترک کارهایی مثل خانهداری، آشپزی، نگهداری از فرزندان یا کار در مزرعه و مغازه شوهر را انجام داده، میتواند اجرتالمثل بگیرد. اجرتالمثل تنها در صورتی تعلق میگیرد که زن قصد انجام این امور بهصورت رایگان (تبرع) نداشته باشد.
تأثیر نوع طلاق بر حقوق مالی
اگر طلاق بهصورت خلع یا مبارات باشد (زن در قبال بخشش بخشی از مهریه طلاق میگیرد)، ممکن است تمام یا بخشی از حقوق مالی خود را ببخشد. اما در طلاقی که بر اساس تحقق بند ۱۰ شروط ضمن عقد یا عسر و حرج باشد، زن ملزم به بذل مهریه نیست و میتواند تمام حقوق خود را مطالبه کند.
نمونه دادخواست طلاق به دلیل ناباروری مرد
در این بخش، یک نمونه دادخواست و یک نمونه رأی واقعی از محاکم کشور ارائه میشود تا دید روشنتری از روند رسیدگی داشته باشید.
باسمه تعالی
ریاست محترم دادگاه خانواده …اینجانب … (نام کامل زوجه) به استحضار میرسانم:
با خوانده آقای … (نام کامل زوج)، در تاریخ … عقد ازدواج دائمی منعقد نمودهام. پس از گذشت بیش از پنج سال از زندگی مشترک، به دلیل ناباروری و ناتوانی همسرم در بچهدار شدن، علیرغم میل و تمایل شدید اینجانب به فرزندآوری، زندگی خانوادگیام با بحرانهای جدی روبهرو شده است.
طی مراجعه به مراکز درمان ناباروری و آزمایشهای متعدد، مشخص گردیده که همسرم فاقد قدرت باروری طبیعی میباشد. گزارشهای پزشکی و نظریه پزشک قانونی ضمیمه پرونده است. همچنین شرط دهم از شروط ضمن عقد نکاح (مبنی بر حق طلاق در صورت نازایی مرد پس از پنج سال) در سند ازدواج درج و امضا شده است.
لذا با استناد به:
- بند ۱۰ شروط ضمن عقد نکاح
- ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی (عسر و حرج زوجه)
- و مدارک پزشکی ضمیمه
تقاضای صدور حکم گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق را دارم.
با تشکر و احترام
امضا – تاریخ
خواسته دادخواست در طلاق به دلیل ناباروری مرد
اگر زن به شرط ضمن عقد استناد میکند: صدور حکم بر احراز تحقق شرط مندرج در سند نکاحیه مبنی بر صاحب فرزند نشدن زوجه به علت عقیم بودن یا عارضه جسمی زوج و تجویز اعمال وکالت در طلاق، به انضمام تعیین تکلیف حقوق مالی زوجه.
اگر زن به عسر و حرج استناد میکند: صدور حکم بر الزام زوج به طلاق زوجه به دلیل عسر و حرج ناشی از ناباروری، محرومیت طولانی از فرزندآوری و غیرقابل تحمل شدن ادامه زندگی مشترک، به انضمام تعیین تکلیف حقوق مالی زوجه.
سوالات متداول
در این قسمت از مطلب، سوالات متداول پیرامون طلاق به دلیل ناباروری مرد مطرح شده است:
❓آیا عقیم بودن مرد بهتنهایی برای طلاق زن کافی است؟
همیشه خیر. اگر شرط مربوط در عقدنامه امضا شده باشد، پس از سپری شدن مدت مقرر و اثبات ارتباط صاحب فرزند نشدن با وضعیت مرد، زن میتواند از آن استفاده کند. بدون این شرط، باید عسر و حرج با توجه به شرایط پرونده اثبات شود.
❓اثبات عقیم بودن مرد چگونه انجام میشود؟
مدارک مراکز درمانی و آزمایشهای تخصصی ارائه میشود و دادگاه معمولاً موضوع را به پزشکی قانونی ارجاع میدهد. صرف نداشتن فرزند یا شهادت اطرافیان، علت پزشکی ناباروری مرد را ثابت نمیکند.
❓ من پنج ساله با همسرم زندگی میکنم و پزشکها گفتن مشکل ناباروری از طرف شوهرمه. خودم سالمم. آیا میتونم بدون اجازه اون طلاق بگیرم؟
بله، اگر در عقدنامهات بند ۱۰ شروط ضمن عقد نکاح امضا شده باشه، میتونی با اثبات ناباروری همسر (از طریق پزشکی قانونی)، خودت بهتنهایی با وکالتنامهای که از شوهر داری، درخواست طلاق بدی. اگر این بند امضا نشده، همچنان میتونی از طریق عسر و حرج و اثبات فشارهای ناشی از نازایی اقدام کنی، ولی حتماً نیاز به مدارک قوی و مشورت با وکیل داری.
❓ شوهر من بچهدار نمیشه اما میگه با IVF میتونیم بچهدار بشیم. من نمیخوام این روشو امتحان کنم. قانوناً حق طلاق دارم؟
طبق آرای دیوان عالی کشور، شرط طلاق مربوط به نازایی، مربوط به ناتوانی در باروری طبیعی هست. حتی اگر امکان بچهدار شدن با لقاح آزمایشگاهی وجود داشته باشه، ولی مرد بهصورت طبیعی نتونه بارور کنه، شرط محقق شده و تو میتونی درخواست طلاق بدی. البته این موضوع باید توسط پزشکی قانونی تأیید بشه.
❓ من و همسرم هنوز عقد کردیم و عروسی نکردیم. فهمیدم ایشون عقیم هستن و بچهدار نمیشن. میتونم عقد رو فسخ کنم یا باید طلاق بگیرم؟
فسخ نکاح فقط در صورتی ممکنه که یکی از عیوب مشخصشده در قانون وجود داشته باشه؛ مثل عنن یا قطع آلت. عقیم بودن بهتنهایی دلیل فسخ نیست. چون هنوز زندگی مشترک شروع نشده، میتونی از طریق طلاق قبل از دخول اقدام کنی و اگر رابطهای برقرار نشده باشه، نصف مهریه بهت تعلق میگیره. بهتره با وکیل خانواده مشورت کنی تا مسیر حقوقی مناسب رو برات مشخص کنه.
