واخواهی یکی از شیوههای مهم اعتراض به احکام غیابی است که در صورت عدم حضور خوانده یا متهم در جلسات رسیدگی، امکانپذیر میشود. قانونگذار برای استفاده از این حق، مهلت مشخصی تعیین کرده است؛ با این حال، گاهی افراد به دلایل خارج از اراده خود موفق به اقدام در این بازه نمیشوند. در چنین شرایطی، موضوع عذر موجه برای واخواهی خارج از مهلت اهمیت مییابد. تشخیص موجه بودن این عذر، آثار قابلتوجهی بر پذیرش یا رد واخواهی دارد؛ چه در امور مدنی و چه در امور کیفری.

در این مقاله، به بررسی دقیق مهلتهای قانونی واخواهی، مصادیق و مبانی عذر موجه، تحلیل مواد ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی و ۴۰۶ قانون آیین دادرسی کیفری، و همچنین دیدگاههای قضایی در نشستهای تخصصی میپردازیم.
واخواهی چیست و در چه مواردی مطرح میشود؟
واخواهی یکی از روشهای قانونی اعتراض به رأی دادگاه است که صرفاً در مورد احکام غیابی قابل اعمال میباشد. زمانی که یکی از طرفین دعوا (اعم از حقوقی یا کیفری) در هیچ یک از جلسات دادرسی حضور نداشته و لایحهای هم ارائه نداده باشد، دادگاه میتواند رأیی صادر کند که عنوان غیابی دارد. در این حالت، طرف غایب میتواند با تقدیم دادخواست واخواهی، از دادگاه صادرکننده حکم درخواست رسیدگی مجدد نماید.
📌 مبنای قانونی واخواهی در دعاوی مدنی
ماده ۳۰۵ قانون آیین دادرسی مدنی است که تصریح میکند:
«محکومعلیه غایب حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید. این اعتراض واخواهی نامیده میشود و در همان دادگاهی که حکم را صادر کرده، قابل رسیدگی است.»
در امور کیفری نیز ماده ۴۰۶ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲، واخواهی را بهعنوان یک راه اعتراض به احکام محکومیت غیابی در نظر گرفته است، بهشرطی که متهم یا وکیل او در دادگاه حاضر نبوده و لایحهای نیز ارسال نکرده باشند. در واقع واخواهی تضمینی برای رعایت حقوق افرادی است که بدون اطلاع یا حضور مؤثر، علیه آنان رأی صادر شده و فرصتی برای دفاع نداشتهاند.
مهلت واخواهی در امور مدنی و کیفری
مهلت قانونی برای ارائه دادخواست واخواهی، یکی از مهمترین شروط برای پذیرش آن از سوی دادگاه است. قانونگذار با تعیین زمان مشخص، تلاش کرده تا روند دادرسی نظم و انسجام داشته باشد، اما در عین حال در برخی موارد با پذیرش عذر موجه، امکان واخواهی خارج از این مهلت را نیز فراهم کرده است.
⚖️مهلت واخواهی در دعاوی حقوقی طبق ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی
بر اساس ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی، مهلت واخواهی از احکام غیابی چنین تعیین شده است:
- برای افراد مقیم ایران: ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ واقعی رأی
- برای افراد مقیم خارج از کشور: ۲ ماه از تاریخ ابلاغ واقعی
منظور از ابلاغ واقعی، اطلاع مستقیم شخص از رأی صادره است، نه صرفاً ابلاغ قانونی به اقوام یا الصاق در محل. این تفکیک اهمیت زیادی دارد؛ چرا که مبنای شروع مهلت واخواهی، ابلاغ واقعی است.
در صورتیکه فرد در این مهلت واخواهی نکند، اصل بر این است که رأی غیابی، پس از انقضای مهلتهای تجدیدنظر و فرجام، قطعی و لازمالاجرا میشود؛ مگر اینکه عذر موجه قابل قبولی ارائه گردد (که در ادامه بررسی خواهیم کرد).
📌 مهلت واخواهی از رأی غیابی در امور کیفری بر اساس ماده ۴۰۶
در پروندههای کیفری، موضوع واخواهی در ماده ۴۰۶ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ مطرح شده است. بر اساس این ماده چنانچه متهم یا وکیل او در هیچیک از جلسات رسیدگی حاضر نباشند و لایحه دفاعیهای نیز ارسال نکرده باشند، حکم صادره غیابی محسوب میشود. در این صورت، مهلت واخواهی از رأی غیابی:
- برای افراد مقیم کشور: ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ واقعی
- برای افراد مقیم خارج از کشور: ۲ ماه از تاریخ ابلاغ واقعی
نکته مهم آن است که واخواهی در امور کیفری نیز فقط در صورتی امکانپذیر است که رأی، غیابی و قابل اعتراض باشد. همچنین ابلاغ رأی باید واقعی باشد؛ در غیر این صورت، محکومعلیه میتواند پس از اطلاع واقعی از رأی، واخواهی کند.
مصادیق عذر موجه در واخواهی مدنی
در بند پایانی ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی، چهار مورد مشخص بهعنوان عذر موجه برای واخواهی خارج از مهلت تعیین شدهاند. این موارد ناظر به شرایطی هستند که شخص به دلایل قهری و غیرارادی از انجام بهموقع واخواهی بازمانده است. در این بخش، هر یک از این موارد را با جزئیات بررسی میکنیم.
📌بیماری و ناتوانی از حرکت به عنوان عذر موجه
نخستین مصداق قانونی عذر موجه برای عدم حضور در دادگاه، «مرضی که مانع از حرکت است» میباشد. منظور از این بند، هر نوع بیماری یا وضعیت جسمی یا روانیای است که مانع از حضور فیزیکی شخص یا اقدام مؤثر او در تهیه و ارسال دادخواست شود.
برای اثبات این مورد، ارائه مدارک پزشکی، گواهی بستری، یا تأیید پزشک معتمد ضروری است. دادگاهها معمولاً در بررسی این عذر، شدت بیماری و اثر آن بر قدرت تحرک یا تصمیمگیری فرد را لحاظ میکنند.
📌فوت نزدیکان؛ والدین، همسر یا اولاد
دومین مورد مصرح، فوت یکی از والدین، همسر یا فرزند واخواه است. در بسیاری از موارد، مرگ عزیزان منجر به شرایط روحی و روانی شدید و نیز درگیریهای فوری (مانند مراسم، امور حقوقی یا ارث) میشود که ممکن است شخص را از اقدامات قانونی بازدارد.
با توجه به بار عاطفی و مسئولیتهای ناشی از این وقایع، قانونگذار این وضعیت را بهعنوان عذر موجه پذیرفته است. ارائه گواهی فوت و ذکر تاریخ دقیق آن نسبت به زمان انقضای مهلت واخواهی، برای اثبات این مورد الزامی است.
📌حوادث قهریه و غیرمترقبه؛ سیل، زلزله، حریق و …
در بند سوم ماده ۳۰۶، به «حوادث قهریه» اشاره شده است. منظور از این اصطلاح، وقایعی است که:
- خارج از اراده شخص هستند،
- غیرقابل پیشبینیاند،
- و مانع از اقدام در مهلت قانونی میشوند.
نمونههایی که در قانون آمدهاند شامل سیل، زلزله، آتشسوزی است. اما دایرهی این بند محدود به همین موارد نیست. مطابق نظریات مشورتی و رویه قضایی، حوادثی مانند جنگ، شورش، بستهشدن راهها، بیماریهای همهگیر یا قطعی ارتباطات گسترده نیز ممکن است در صورت احراز شرایط، ذیل این عنوان قرار بگیرند.
📌توقیف یا حبس بودن محکومعلیه و محرومیت از اقدام قانونی
آخرین مورد صریح از عذرهای موجه، توقیف یا حبس بودن شخص است؛ بهشرط آنکه این وضعیت باعث شود که وی نتواند در مهلت مقرر دادخواست واخواهی ارائه کند.
در چنین مواردی، ارائه مدارک مرتبط با بازداشت یا حبس رسمی، و در صورت لزوم، استعلام از مراجع ذیربط مانند زندان، برای اثبات کفایت دارد. البته صرفاً زندانی بودن کافی نیست؛ بلکه باید رابطه علیت بین بازداشت و عدم امکان واخواهی در موعد برای دادگاه محرز شود.
تشریفات طرح عذر موجه در واخواهی خارج از مهلت
ادعای وجود عذر موجه برای واخواهی خارج از مهلت، صرفاً در صورتی میتواند منجر به پذیرش دادخواست شود که رعایت تشریفات قانونی آن بهدرستی انجام شده باشد. این تشریفات، هم شامل نحوه طرح ادعا، هم مدارک اثبات و هم نحوه تصمیمگیری دادگاه است.
نحوه طرح عذر موجه در دادخواست واخواهی و بار اثبات آن
قانونگذار در ماده ۳۰۶ تصریح کرده است که:
«شخص معترض باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه اعلام کند.»
این بدان معناست که ادعای عذر موجه نمیتواند بعداً و بهصورت جداگانه مطرح شود، بلکه باید همزمان با تنظیم دادخواست واخواهی و در متن آن مطرح گردد. بار اثبات نیز بر عهده خودِ واخواه است؛ یعنی باید با سند، مدرک پزشکی، گواهی فوت، نامه رسمی زندان یا گزارشهای رسمی ادعای خود را اثبات کند. دادگاه صرف ادعا را نمیپذیرد و ملاک آن، اقناع وجدانی قاضی از موجه بودن عذر است.
آثار پذیرش یا رد عذر موجه توسط دادگاه
پس از بررسی دلایل از سوی دادگاه:
-
اگر دادگاه عذر را موجه بداند:
-
قرار قبول دادخواست واخواهی صادر میکند؛
-
اجرای حکم غیابی متوقف میشود؛
-
پرونده به جریان میافتد و دادگاه مجدداً به ماهیت رسیدگی میکند.
-
-
اگر عذر موجه رد شود:
-
دادگاه قرار رد دادخواست واخواهی صادر میکند؛
-
حکم غیابی به همان حالت قطعی باقی میماند؛
-
شخص فقط در صورت قابل تجدیدنظر بودن رأی، ممکن است از آن طریق اعتراض کند.
-
ارتباط عذر موجه با تجدیدنظرخواهی طبق تبصره ۳ ماده ۳۰۶
قانونگذار در تبصره ۳ ماده ۳۰۶ یک راه جایگزین نیز پیشبینی کرده است:
«چنانچه فردی در مهلت مقرر تقاضای واخواهی نکرده باشد و عذر موجهی هم نداشته باشد، میتواند در صورتی که رأی قابل تجدیدنظر باشد، نسبت به آن درخواست تجدیدنظر نماید.»
این تبصره بسیار مهم است؛ زیرا واخواهی بدون عذر موجه رد میشود اما اگر رأی قابل تجدیدنظر باشدمیتوان از مسیر تجدیدنظرخواهی اقدام کرد. در واقع، حتی در صورت از دست رفتن فرصت واخواهی به دلیل بیمبالاتی، اگر نوع رأی اجازه دهد، راه تجدیدنظر همچنان باز است.
واخواهی خارج از مهلت در امور کیفری؛ مبانی و مستندات
در امور کیفری نیز مانند دعاوی حقوقی، واخواهی از احکام غیابی یکی از طرق قانونی اعتراض به آراء محسوب میشود. هرچند قانون آیین دادرسی کیفری در ظاهر، نسبت به پذیرش واخواهی خارج از مهلت سکوت کرده، اما رویه قضایی و وحدت ملاک مواد قانونی، امکان طرح این نوع واخواهی را در صورت وجود عذر موجه فراهم ساخته است.
⚖️عذر موجه در واخواهی جزایی خارج از مهلت و وحدت ملاک ماده ۴۳۲
طبق ماده ۴۰۶ قانون آیین دادرسی کیفری، رأی غیابی در صورتی صادر میشود که متهم یا وکیل او:
-
در هیچیک از جلسات دادگاه حاضر نباشد، و
-
لایحه دفاعیهای نیز ارائه نکرده باشد.
در چنین مواردی، اعتراض به حکم غیابی در مدت ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ واقعی قابل انجام است. برای افراد مقیم خارج از کشور، این مهلت دو ماه است.
اما چنانچه این مهلت سپری شود، در قانون بهصراحت راهی برای واخواهی خارج از مهلت پیشبینی نشده است. با این حال، حقوقدانان و دادگاهها با استناد به ماده ۴۳۲ همین قانون (در خصوص تجدیدنظر و فرجام خارج از مهلت) و نیز وحدت ملاک ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی، معتقدند که در صورت وجود عذر موجه قابل اثبات، واخواهی خارج از مهلت در امور کیفری نیز امکانپذیر است.
در نشستهای قضایی نیز به این تفسیر استناد شده و دادگاهها را مکلف به رسیدگی به ادعای عذر موجه دانستهاند. در صورت قبول این عذر، دادگاه وارد ماهیت میشود و رأی جدید صادر خواهد کرد.
📌جهات عذر موجه در امور کیفری بر اساس ماده ۱۷۸ قانون آیین دادرسی کیفری
بر خلاف آیین دادرسی مدنی، قانونگذار در آیین دادرسی کیفری لیست گستردهتری از عذرهای موجه را در ماده ۱۷۸ پیشبینی کرده است. این ماده، شامل موارد زیر میباشد:
-
عدم دریافت یا دیر دریافت احضاریه
– بهگونهای که فرصت حضور از متهم سلب شود. -
بیماری متهم یا بیماری شدید والدین، همسر یا فرزندان
– که مانع حضور در دادگاه یا اقدام قانونی شود. -
فوت بستگان نزدیک تا درجه سوم از طبقه دوم
– مانند پدربزرگ، مادربزرگ، خواهرزاده یا عمو. -
ابتلا به حوادث مهم یا قهری
– مانند اپیدمیها، سیل، زلزله، اعتصابات و موارد مشابه. -
توقیف یا حبس بودن متهم
– در صورتی که امکان ارتباط با دادگاه وجود نداشته باشد. -
سایر مواردی که عرفاً عذر موجه محسوب میشود
– به تشخیص مقام قضایی؛ این بند انعطافپذیری بیشتری برای دادگاهها فراهم میکند.
با استناد به ماده ۴۳۲ و ارجاع به ماده ۱۷۸، این جهات میتوانند مبنای قانونی واخواهی خارج از مهلت در پروندههای کیفری نیز باشند.
رویه قضایی درباره عذر موجه و واخواهی خارج از مهلت
با وجود اینکه در برخی موارد قانون نسبت به واخواهی خارج از مهلت (بهویژه در امور کیفری) تصریح ندارد، اما نشستهای قضایی، آراء دادگاهها و نظریات حقوقی جای خالی این سکوت را پر کردهاند. رویه قضایی در بسیاری از موارد با استفاده از وحدت ملاک، راه را برای طرح واخواهی خارج از مهلت هموار کرده است؛ مشروط به اینکه عذر موجه، مستند، منطقی و اثباتپذیر باشد.
تحلیل نشست قضایی «اعتراض واخواهی خارج از مهلت با اعلام عذر موجه»
نشست قضایی – استان اصفهان / شهر چادگان – تاریخ ۱۳۹۷/۰۷/۱۸
پرسش: آیا میتوان در امور کیفری از ماده ۳۰۶ ق.آ.د.م و ماده ۴۳۲ ق.آ.د.ک استفاده کرد و واخواهی خارج از مهلت را با عذر موجه پذیرفت؟
✅ نظر هیئت عالی:
دادگاه مکلف است به عذر موجه رسیدگی کند و در صورت پذیرش، باید قرار قبولی واخواهی صادر نماید.
این نظر، استناد مستقیم به وحدت ملاک ماده ۴۳۲ ق.آ.د.ک و ماده ۳۰۶ ق.آ.د.م دارد.
📌 نظر اکثریت قضات:
پذیرش عذر موجه، به خودی خود بهمعنای پذیرش درخواست واخواهی است؛ حتی بدون صدور قرار جداگانه. این برداشت نشاندهنده گرایش رویه قضایی به تسهیل در پذیرش اعتراضات مؤثر برای احقاق حقوق محکومعلیه است.
نشست قضایی «واخواهی جزایی خارج از مهلت قانونی و توقف اجرای حکم»
نشست قضایی – استان خراسان رضوی / شهر قوچان – تاریخ ۱۳۹۷/۱۰/۱۲
پرسش: اگر محکومعلیه جزایی واخواهی خارج از مهلت کند، آیا اجرای حکم باید متوقف شود تا تصمیم نهایی درباره واخواهی گرفته شود؟
⚖️ نظر هیئت عالی:
اگر رأی غیابی بهصورت ابلاغ قانونی صادر شده باشد، هرگونه اعتراض به آن (حتی خارج از مهلت) مانع از اجرای حکم است تا زمانیکه قرار رد واخواهی، قطعی شود.
🔍 نظر اکثریت:
مطابق بند «ب» ماده ۴۹۰ و تبصره ۲ ماده ۴۰۶ قانون آیین دادرسی کیفری، تا وقتی قرار رد واخواهی قطعی نشده، اجرا متوقف میشود.
❌ نظر اقلیت:
واخواهی خارج از مهلت، بدون عذر موجه، تأثیری در اجرای حکم ندارد و اصل بر قطعی و لازمالاجرا بودن رأی است. توقف اجرا، منوط به صدور قرار قبولی واخواهی است.
نمونه رأی دادگاه تجدیدنظر در پذیرش واخواهی بهعلت عدم اطلاع از مفاد رأی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان تهران – شعبه ۵۱ – دادنامه 9309970269400468
موضوع: درخواست واخواهی خارج از مهلت توسط محکومعلیه که مدعی عدم اطلاع از رأی غیابی شده بود.
📝 دادگاه بدوی:
واخواهی را رد کرد چون رأی به مادربزرگ واخواه ابلاغ شده بود و دادگاه این را اطلاع محسوب کرد.
✅ دادگاه تجدیدنظر:
قرار رد را نقض کرد زیرا:
- ابلاغها همگی قانونی بودهاند نه واقعی؛
- هیچ دلیلی بر اطلاع واقعی از مفاد رأی وجود نداشته؛
- طبق تبصره ۱ ماده ۳۰۶، چنین واخواهی قابل رسیدگی است.
این رأی نشان میدهد که عدم اطلاع واقعی از مفاد رأی غیابی میتواند بهتنهایی، مبنای پذیرش واخواهی خارج از مهلت قرار گیرد.
