ابطال سند انتقال ملک پدر بیمار (محجور)
سلام
پدرم در سال۱۴۰۲فوت کرده وحدود۴سال در بستر بیماری و فراموشی(دیلیریوم) بود که برادرم خواهرم با سواستفاده از این موقعیت در دفترخانه دوست برادرم اقدام به گرفتن وکالت تام الختیار و زدن سند منزل تهران به نام مادرم شدن که با اعتراض بنده مواجه شدن که با راه انداختن یک دعوای سوری و شهادت دروغ مادر خواهر بزرگم در دادگاه مجبور به رضایت تو رضایت شدم.
حال بعد از گذشت ۳سال برادر و مادرم در خانه ساکن هستند و نمیگذارند بنده آنجا بروم و وقتی هم طلب خواهی ارث کردم باز هم از دادن حق بنده امتناع میکنند ومن را سر میدوانند.
قابل ذکر است برادرم دکتری حقوق داره وبا قلدری تمام کارها را دستش گرفته و بکشی نمیدهد. مدارک فراموشی بعد از عمل پدرم در بیمارستان موجود هست.
بنده باید چه اقداماتی انجام بدهم تا به حقم برسم.قابل ذکر است مادرم توکل مالی کافی و فراوانی دارد.
پاسخ حقوقی ایران لگال:
وقت بخیر؛
اگر سند خانه قبل از فوت پدرتان به نام مادرتان منتقل شده باشد، تا وقتی آن سند باطل نشود، آن ملک از نظر رسمی جزء ترکه محسوب نمیشود و مطالبه سهمالارث از همان خانه به نتیجه نمیرسد. اما اگر بتوانید ثابت کنید پدرتان در زمان دادن وکالت یا انتقال سند، به علت فراموشی، اختلال هوشیاری یا بیماری، اهلیت و قصد لازم برای معامله را نداشته، امکان ابطال وکالتنامه و سند انتقال وجود دارد که در ادامه نحوه انجام و نکات مهم را خدمتتان عرض می کنم.
نقطه اصلی پرونده شما تاریخ دقیق تنظیم وکالتنامه و تاریخ انتقال سند است. باید مدارک پزشکی پدرتان در همان بازه زمانی جمع شود؛ مخصوصاً پرونده بیمارستان، گواهی پزشک، سوابق بستری، داروها، تشخیص فراموشی یا دلیریوم، و شهادت کسانی که وضعیت ذهنی ایشان را در آن زمان دیدهاند. صرف اینکه چند سال بیمار بوده کافی نیست؛ باید ثابت شود در همان زمان امضای وکالت یا سند، قدرت تشخیص و تصمیمگیری نداشته است.
اقدام اصلی شما دادخواست حقوقی است با خواسته ابطال وکالتنامه رسمی، ابطال سند رسمی انتقال ملک، و بازگشت ملک به ترکه پدر، به علت فقدان اهلیت، فقدان قصد و سوءاستفاده از وضعیت بیماری. خواندهها باید مادرتان، برادرتان، و هر کسی که در انتقال سند نقش قراردادی داشته باشد باشند. اگر سند به نام مادر است، حتماً مادر باید طرف دعوا باشد؛ اگر برادر با وکالتنامه انتقال داده، او هم باید طرف دعوا باشد.
همزمان باید درخواست ارجاع موضوع به پزشکی قانونی بدهید تا بر اساس مدارک پزشکی، وضعیت روانی و توان تصمیمگیری پدرتان در تاریخ تنظیم وکالتنامه و سند بررسی شود. اگر پزشکی قانونی اعلام کند در آن تاریخ فاقد اهلیت یا دچار اختلال مؤثر در اراده بوده، پرونده شما بسیار قویتر میشود.
اگر انتقال سند بعد از فوت پدرتان انجام شده باشد، موضوع خیلی جدیتر است؛ چون وکالت با فوت موکل از بین میرود و انتقال بعد از فوت با وکالتنامه قبلی اصولاً قابل ابطال است و حتی میتواند جنبه کیفری هم پیدا کند. بنابراین تاریخ فوت، تاریخ وکالتنامه و تاریخ سند قطعی را دقیق بررسی کنید.
برای ارث هم اگر هنوز گواهی انحصار وراثت نگرفتهاید، بگیرید. بعد اگر ملک باطل و به ترکه برگشت، میتوانید دادخواست تقسیم ترکه یا مطالبه سهمالارث بدهید. اگر مادر و برادرتان در ملک ساکن هستند و مانع ورود شما میشوند، بعد از اثبات سهم شما، امکان مطالبه اجرتالمثل ایام تصرف نسبت به سهمالارث هم قابل بررسی است.
در مورد دعوای قبلی و رضایتی که میگویید با دعوای سوری و شهادت دروغ گرفته شده، باید متن پرونده قبلی دقیق بررسی شود. اگر آن رضایتنامه مربوط به همین ملک یا اسقاط حق ارث بوده، ممکن است طرف مقابل به آن استناد کند. اما اگر رضایت تحت فشار، بدون آگاهی یا در پروندهای غیرمرتبط بوده، میشود درباره بیاعتباری یا محدود بودن اثر آن دفاع کرد. شهادت دروغ هم اگر قابل اثبات باشد، مسیر کیفری جداگانه دارد، ولی بهتر است اول دعوای اصلی ملک را محکم کنید.
تمکن مالی مادرتان بهتنهایی باعث ابطال سند نمیشود، ولی میتواند قرینه باشد که انتقال ملک واقعاً برای نیاز مالی نبوده و احتمال صوری بودن یا سوءاستفاده از وضعیت پدرتان وجود داشته است. با این حال، بار اصلی پرونده روی اثبات بیماری و نبود اهلیت پدرتان در زمان امضاست.
پس برای جمع بندی اول مدارک پزشکی و ثبتی را بگیرید، بعد دادخواست ابطال وکالتنامه و سند رسمی انتقال ملک را مطرح کنید، و پس از بازگشت ملک به ترکه، سهمالارث و اجرتالمثل تصرف را مطالبه کنید. با توجه به رسمی بودن سند و حقوقدان بودن برادرتان، این پرونده را بدون وکیل متخصص ملکی و ارث جلو نبرید.
