مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت سهامی خاص و تعاونی

مسئولیت حقوقی مدیر عامل شرکت یکی از مهم‌ترین موضوعات حقوق تجارت است که هم برای مدیران و هم برای سهامداران و طلبکاران اهمیت ویژه‌ای دارد. بسیاری تصور می‌کنند هر بدهی شرکت مستقیماً متوجه مدیرعامل است، در حالی‌که قانون میان شخصیت حقوقی شرکت و شخص مدیرعامل تفکیک قائل شده است. از سوی دیگر، در مواردی مانند ورشکستگی ناشی از تقصیر، بدهی مالیاتی یا تخلف از مقررات قانونی، ممکن است مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت به شکل شخصی و حتی تضامنی مطرح شود.

مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت سهامی خاص و تعاونی
مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت سهامی خاص و تعاونی

آگاهی از حدود مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت سهامی خاص، شرکت تعاونی و نیز شرایط جلب مدیر عامل شرکت سهامی خاص می‌تواند از بروز خسارات مالی و کیفری سنگین جلوگیری کند. در این مقاله، مسئولیت‌های مدیرعامل در شرکت‌های سهامی را از منظر مدنی، کیفری و مالیاتی به‌صورت دقیق و کاربردی بررسی می‌کنیم.

مدیرعامل شرکت کیست و چه جایگاهی در قانون دارد؟

مدیرعامل بالاترین مقام اجرایی شرکت محسوب می‌شود که مسئول اداره امور جاری، اجرای مصوبات هیأت‌مدیره و نمایندگی شرکت در برابر اشخاص ثالث است. با این حال، اختیارات او مطلق نیست و در چارچوب قانون تجارت، اساسنامه شرکت و تصمیمات هیأت‌مدیره تعریف می‌شود. شناخت دقیق جایگاه قانونی مدیرعامل، مقدمه فهم مسئولیت حقوقی مدیر عامل شرکت است.

📌 تعریف مدیرعامل در شرکت‌های تجاری و حدود اختیارات او

بر اساس ماده ۱۲۴ لایحه اصلاحی قانون تجارت، هیأت‌مدیره یک نفر را به عنوان مدیرعامل انتخاب می‌کند و حدود اختیارات او را تعیین می‌نماید. بنابراین مدیرعامل:

  • نماینده شرکت در امور اجرایی است؛
  • قراردادها را در حدود اختیارات امضا می‌کند؛
  • مسئول اجرای مصوبات هیأت‌مدیره است؛
  • می‌تواند صاحب حق امضا باشد یا نباشد (بسته به تصمیم هیأت‌مدیره).

نکته مهم این است که مدیرعامل «صاحب کلیه اختیارات شرکت» نیست؛ بلکه برخلاف هیأت‌مدیره که اختیار عام دارد، مدیرعامل در محدوده‌ای که به او تفویض شده عمل می‌کند. اگر از این حدود تجاوز کند، ممکن است شخصاً مسئول شناخته شود.

از نظر حقوقی، رابطه مدیرعامل با شرکت رابطه‌ای دوگانه است،او هم نماینده شخص حقوقی است و هم کارمند آن محسوب می‌شود؛ یعنی هم تصمیم‌گیر اجرایی است و هم در قبال شرکت پاسخگوست.

📌 تفاوت مدیرعامل با رئیس هیأت‌مدیره

یکی از ابهامات رایج، خلط میان مدیرعامل و رئیس هیأت‌مدیره است. این دو سمت از نظر قانونی متفاوت‌اند:

  • رئیس هیأت‌مدیره مسئول اداره جلسات هیأت‌مدیره و دعوت از اعضاست.
  • مدیرعامل مسئول اداره عملی و اجرایی شرکت است.
  • رئیس هیأت‌مدیره نقش سیاست‌گذاری و نظارتی دارد، در حالی که مدیرعامل نقش اجرایی دارد.

در برخی شرکت‌ها، طبق ماده ۱۲۴ قانون تجارت، یک شخص می‌تواند با تصویب اکثریت لازم، هم‌زمان مدیرعامل و رئیس هیأت‌مدیره باشد؛ اما حتی در این حالت نیز اختیارات او تابع قانون و اساسنامه خواهد بود.

درک این تفکیک اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در بسیاری از دعاوی مربوط به مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت، مشخص کردن حدود اختیارات و نقش دقیق هر سمت، مبنای تشخیص مسئولیت قرار می‌گیرد.

مسئولیت حقوقی مدیر عامل شرکت بر اساس قانون تجارت

مسئولیت حقوقی مدیر عامل شرکت زمانی مطرح می‌شود که او در انجام وظایف خود از قانون، اساسنامه یا مصوبات مجمع عمومی تخلف کند و در نتیجه این تخلف، خسارتی به شرکت یا اشخاص ثالث وارد شود. مبنای اصلی این مسئولیت در لایحه اصلاحی قانون تجارت پیش‌بینی شده و دادگاه حدود آن را تعیین می‌کند. این مسئولیت ماهیت مدنی دارد و هدف آن جبران ضرر است، نه مجازات.

⚖️ مبنای قانونی مسئولیت حقوقی مدیرعامل در برابر شرکت و اشخاص ثالث

مهم‌ترین مستند قانونی در این زمینه، ماده ۱۴۲ لایحه اصلاحی قانون تجارت است که مقرر می‌دارد مدیران و مدیرعامل در مقابل شرکت و اشخاص ثالث نسبت به تخلف از مقررات قانونی، اساسنامه یا مصوبات مجمع عمومی، منفرداً یا مشترکاً مسئول هستند و دادگاه میزان مسئولیت هر یک را مشخص می‌کند. بر اساس این ماده:

  • مسئولیت می‌تواند انفرادی باشد؛ یعنی فقط مدیرعامل پاسخگو باشد.
  • ممکن است مشترک یا تضامنی باشد؛ یعنی در کنار سایر اعضای هیأت‌مدیره مسئول شناخته شود.
  • معیار تشخیص، «تقصیر» و «نقش در ایجاد ضرر» است.

بنابراین اگر تصمیم هیأت‌مدیره با مشارکت مدیرعامل اتخاذ شده باشد و آن تصمیم منجر به زیان شود، امکان تقسیم مسئولیت بین آنان وجود دارد.

📌 مصادیق تخلف و شکل‌گیری مسئولیت حقوقی مدیرعامل

برای اینکه مسئولیت حقوقی مدیرعامل شکل بگیرد، سه رکن باید وجود داشته باشد:

  1. تخلف از قانون، اساسنامه یا مصوبات مجمع عمومی
  2. ورود ضرر به شرکت، سهامداران یا اشخاص ثالث
  3. رابطه سببیت میان تخلف و ضرر وارد شده

از مهم‌ترین مصادیق تخلف می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • انجام معاملات خارج از حدود اختیارات تفویض‌شده
  • بی‌توجهی به مقررات مالی و قراردادی شرکت
  • انعقاد قراردادهایی که منافع شرکت را به خطر بیندازد
  • عدم نظارت بر اجرای صحیح مصوبات هیأت‌مدیره
  • اجازه انجام معاملات ممنوعه با اشخاص ذی‌نفع

همچنین مطابق ماده ۱۴۳ لایحه اصلاحی قانون تجارت، اگر شرکت ورشکسته شود یا پس از انحلال معلوم گردد دارایی شرکت برای پرداخت دیون کافی نیست و این وضعیت ناشی از تخلفات مدیرعامل باشد، دادگاه می‌تواند او را به پرداخت آن بخش از بدهی‌ها که از دارایی شرکت قابل وصول نیست، محکوم کند. این یکی از مهم‌ترین جلوه‌های مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت محسوب می‌شود.

نکته مهم این است که اساسنامه شرکت یا تصمیمات مجمع عمومی نمی‌توانند این حداقل‌های قانونی مسئولیت را کاهش دهند؛ زیرا این مقررات جنبه آمره دارند و برای حفظ حقوق سهامداران و اشخاص ثالث وضع شده‌اند.

مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت در حالت عادی

در حقوق تجارت ایران، اصل بر این است که شرکت دارای شخصیت حقوقی مستقل از مدیران و سهامداران خود است. بنابراین بدهی‌های شرکت اصولاً متوجه خود شرکت است، نه مدیرعامل. با این حال، در برخی شرایط خاص که قانون تصریح کرده یا مدیرعامل شخصاً تعهد داده باشد، امکان ایجاد مسئولیت شخصی برای او وجود دارد. شرکت پس از ثبت، شخصیتی مستقل پیدا می‌کند و دارایی آن از دارایی مدیرعامل و سهامداران جداست. به همین دلیل:

  • طلبکاران شرکت باید برای وصول مطالبات خود به اموال و حساب‌های شرکت مراجعه کنند.
  • صرف امضای قرارداد یا سند توسط مدیرعامل، او را بدهکار شخصی نمی‌کند؛ زیرا وی به نمایندگی از شرکت اقدام کرده است.
  • حتی اگر شرکت ورشکسته شود، در حالت عادی این امر به معنای مسئولیت شخصی مدیرعامل نیست.

به بیان دیگر، مدیرعامل «نماینده» شرکت است، نه ضامن ذاتی بدهی‌های آن. این قاعده در شرکت‌های سرمایه‌ای مانند سهامی خاص و عام اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا مسئولیت اشخاص در این شرکت‌ها محدود تعریف شده است.

⚖️ موارد استثنایی مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت

با وجود اصل فوق، در برخی موارد قانون‌گذار مسئولیت مدیرعامل را شخصی یا حتی تضامنی دانسته است. مهم‌ترین این موارد عبارت‌اند از:

1️⃣ ورشکستگی ناشی از تقصیر مدیرعامل

اگر ثابت شود ورشکستگی شرکت یا عدم کفایت دارایی برای پرداخت دیون، ناشی از تخلف یا سوءمدیریت مدیرعامل بوده است، دادگاه می‌تواند او را به پرداخت بدهی‌های باقی‌مانده محکوم کند. این موضوع یکی از مهم‌ترین موارد مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت محسوب می‌شود.

2️⃣ ضمانت شخصی یا تعهد مستقل

اگر مدیرعامل شخصاً ضمانت وام بانکی، تسهیلات یا تعهدات قراردادی شرکت را بر عهده بگیرد، در این صورت مسئولیت او مستقل از شرکت خواهد بود و طلبکار می‌تواند به اموال شخصی او مراجعه کند.

3️⃣ صدور اسناد تجاری

در برخی موارد مربوط اسناد تجاری مانند چک یا سفته، بسته به نحوه امضا و عنوان درج‌شده در سند، ممکن است مدیرعامل علاوه بر شرکت مسئول شناخته شود؛ به‌ویژه در اسناد تجاری که جنبه تضامنی دارند.

4️⃣ بدهی‌های مالیاتی

مطابق قانون مالیات‌های مستقیم، مدیران صاحب امضا و دارای اختیار پرداخت، در قبال مالیات‌های قطعی‌شده در دوره مدیریت خود، مسئولیت تضامنی دارند. بنابراین اداره مالیات می‌تواند علاوه بر شرکت، به مدیرعامل نیز رجوع کند.

5️⃣ تخلف از حدود اختیارات

اگر مدیرعامل خارج از حدود اختیارات خود معامله‌ای انجام دهد و شرکت آن را نپذیرد، ممکن است شخصاً مسئول جبران خسارت در برابر طرف قرارداد شود.

مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت سهامی خاص

در شرکت سهامی خاص، اصل بر استقلال شخصیت حقوقی شرکت از مدیرعامل و سهامداران است. بنابراین بدهی‌های شرکت به طور معمول از محل دارایی خود شرکت پرداخت می‌شود. با این حال، در مواردی که تخلف، تقصیر یا تعهد شخصی مدیرعامل احراز شود، امکان مسئولیت شخصی او نیز وجود دارد. در این بخش، حدود و استثنائات مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت سهامی خاص بررسی می‌شود.

📌 حدود مسئولیت مدیرعامل در برابر طلبکاران شرکت سهامی خاص

در شرکت سهامی خاص:

  • سهامداران فقط تا میزان مبلغ اسمی سهام خود مسئول‌اند.
  • مدیرعامل به عنوان نماینده شرکت، اصولاً بدهکار شخصی محسوب نمی‌شود.
  • طلبکاران برای وصول طلب باید به اموال شرکت مراجعه کنند، نه اموال شخصی مدیرعامل.

اگر شرکت بدهکار باشد ولی مدیرعامل صرفاً در حدود اختیارات قانونی و اساسنامه‌ای اقدام کرده باشد، امکان جلب یا مطالبه شخصی از او وجود ندارد. صرف ورشکستگی یا ناتوانی مالی شرکت، دلیل کافی برای مسئول شناختن مدیرعامل نیست.

نکته مهم این است که مدیرعامل حتی اگر صاحب امضای مجاز باشد، در صورت امضا «به نام شرکت» و در چارچوب اختیارات، مسئولیتی فراتر از شرکت ندارد.

⚖️ ارتباط ورشکستگی شرکت و تقصیر مدیرعامل با مسئولیت پرداخت دیون

بر اساس قوانین ورشکستگی در قانون تجارت، مهم‌ترین استثنا در شرکت سهامی خاص، زمانی مطرح می‌شود که شرکت ورشکسته شود یا پس از انحلال، دارایی شرکت برای پرداخت دیون کافی نباشد و ثابت شود این وضعیت نتیجه تخلفات یا سوءمدیریت مدیرعامل بوده است.

در این حالت، دادگاه می‌تواند مدیرعامل را منفرداً یا متضامناً به پرداخت آن بخش از بدهی که از دارایی شرکت قابل وصول نیست، محکوم کند. این مسئولیت نیازمند اثبات سه عنصر است:

  1. تخلف از قانون، اساسنامه یا مصوبات مجمع
  2. ورود ضرر یا ایجاد وضعیت ورشکستگی
  3. رابطه مستقیم بین تخلف و زیان وارد شده

بنابراین صرف بدهکار بودن شرکت سهامی خاص، موجب مسئولیت شخصی مدیرعامل نمی‌شود؛ بلکه «تقصیر اثبات‌شده» شرط اصلی مسئولیت است.

📌 نقش مدیرعامل در صدور چک و اسناد تجاری شرکت

در شرکت‌های سهامی خاص، بخش قابل توجهی از اختلافات درباره بدهی‌ها ناشی از صدور چک است. در این موارد:

  • اگر چک به نام شرکت و با درج سمت مدیرعامل صادر شود، اصل بر مسئولیت شرکت است.
  • اما در برخی موارد اجرایی یا کیفری، صادرکننده چک نیز ممکن است در معرض مسئولیت قرار گیرد؛ به‌ویژه اگر تخلف یا سوءنیت احراز شود.
  • اگر مدیرعامل خارج از حدود اختیارات یا بدون رعایت تشریفات قانونی اقدام کند، ممکن است شخصاً مسئول شناخته شود.

جلب مدیر عامل شرکت سهامی خاص در دعاوی بدهی و پرونده‌های کیفری

جلب مدیر عامل شرکت سهامی خاص یکی از پرتکرارترین پرسش‌ها در دعاوی تجاری است. بسیاری از طلبکاران پس از عدم وصول مطالبات از شرکت، تصور می‌کنند می‌توانند مدیرعامل را مستقیماً بازداشت یا جلب کنند. در حالی‌که از منظر حقوقی، جلب مدیرعامل تابع شرایط خاصی است و صرف بدهکار بودن شرکت، مجوز اقدام علیه شخص مدیرعامل محسوب نمی‌شود.

⚖️ شرایط جلب مدیر عامل شرکت سهامی خاص در دعاوی حقوقی (مطالبات مالی)

در دعاوی حقوقی، اصل بر این است که:

  • محکوم‌علیه کسی است که طرف دعوا قرار گرفته است؛
  • اگر دعوا فقط علیه شرکت اقامه شده باشد، اجرای حکم نیز علیه شرکت انجام می‌شود؛
  • عدم وجود اموال کافی در شرکت، به‌تنهایی سبب جلب مدیرعامل نمی‌شود.

بنابراین اگر طلبکار علیه شرکت سهامی خاص حکم قطعی بگیرد، اجرای حکم از طریق توقیف اموال، حساب‌ها و دارایی‌های شرکت انجام می‌شود. تنها در صورتی می‌توان مدیرعامل را در معرض مسئولیت شخصی قرار داد که:

1️⃣ مدیرعامل شخصاً در قرارداد یا سند، ضامن شده باشد.
2️⃣ در پرونده، علاوه بر شرکت، به‌عنوان خوانده مستقل محکوم شده باشد.
3️⃣ تخلف او طبق ماده ۱۴۳ قانون تجارت موجب ایجاد بدهی شده و دادگاه مسئولیت شخصی او را احراز کرده باشد.

در غیر این موارد، صدور حکم جلب برای مدیرعامل به دلیل بدهی عادی شرکت فاقد مبنای قانونی است.

📌 جلب مدیرعامل در پرونده‌های کیفری

وضعیت در دعاوی کیفری متفاوت است. اگر اتهام مستقیماً متوجه شخص مدیرعامل باشد مانند:

  • کلاهبرداری
  • خیانت در امانت
  • تقسیم سود موهوم
  • ارائه ترازنامه غیرواقعی
  • استفاده غیرمجاز از اموال شرکت

در این صورت مدیرعامل به عنوان «شخص حقیقی» تحت تعقیب قرار می‌گیرد و احضار یا جلب او تابع قواعد آیین دادرسی کیفری خواهد بود. اما اگر اتهام متوجه شرکت باشد، ابتدا به شخصیت حقوقی ابلاغ می‌شود و شرکت باید نماینده معرفی کند. تنها زمانی مدیرعامل شخصاً مسئول شناخته می‌شود که نقش مستقیم او در ارتکاب جرم احراز شود.

🔍 تفاوت جلب در بدهی مدنی و مسئولیت کیفری

بسیاری از اشتباهات عملی از خلط این دو حوزه ناشی می‌شود:

  • در بدهی‌های مدنی شرکت، اصل بر عدم جلب مدیرعامل است.
  • در جرایم مرتبط با سوءمدیریت یا تخلف، امکان تعقیب و حتی بازداشت مدیرعامل وجود دارد.
  • در بدهی‌های مالیاتی، اگر مسئولیت تضامنی اثبات شود، اداره مالیات می‌تواند اقدام اجرایی علیه مدیرعامل انجام دهد.

بنابراین برای صدور حکم جلب مدیر عامل شرکت سهامی خاص، باید یا حکم محکومیت شخصی وجود داشته باشد یا مبنای قانونی خاصی برای مسئولیت تضامنی او احراز گردد.

مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت تعاونی

شرکت تعاونی نیز مانند سایر شرکت‌های تجاری دارای شخصیت حقوقی مستقل است و دارایی آن از دارایی اعضا و مدیران جدا محسوب می‌شود. بنابراین اصل بر این است که بدهی‌های شرکت تعاونی از محل اموال خود شرکت پرداخت شود. با این حال، حدود مسئولیت مدیرعامل در تعاونی‌ها تابع قانون بخش تعاونی، اساسنامه و میزان تقصیر احتمالی اوست.

📌 تکالیف و مسئولیت مالی عضو شرکت تعاونی و ارتباط آن با بدهی شرکت

طبق قانون بخش تعاونی، مسئولیت مالی اعضا در شرکت تعاونی محدود به میزان سهم آنان است؛ مگر آن‌که در قرارداد یا اساسنامه ترتیب دیگری پیش‌بینی شده باشد. بنابراین:

  • طلبکاران ابتدا به دارایی شرکت تعاونی مراجعه می‌کنند.
  • اگر شرکت منحل شود و دارایی کافی نباشد، اعضا فقط تا میزان سهم پرداخت‌نشده خود مسئول هستند.
  • اگر عضو کلیه بهای سهم خود را پرداخت کرده باشد، اصولاً مسئولیتی نسبت به باقی‌مانده بدهی ندارد.

از آنجا که مدیرعامل در بسیاری از تعاونی‌ها از میان اعضا انتخاب می‌شود، از حیث «عضویت» مسئولیتی بیش از سایر اعضا ندارد؛ مگر آن‌که تخلفی از جانب او ثابت شود.

⚖️ مسئولیت مدیرعامل تعاونی در صورت تخلف یا سوءمدیریت

مدیرعامل شرکت تعاونی علاوه بر اینکه عضو شرکت است، سمت اجرایی و مدیریتی نیز دارد. در این مقام:

  • اگر از مقررات قانونی، اساسنامه یا مصوبات مجمع عمومی تخلف کند و موجب ورود خسارت شود، مسئول جبران آن خواهد بود.
  • در صورت اثبات سوءمدیریت یا تقصیر مؤثر در ایجاد بدهی یا ورشکستگی، امکان طرح دعوای مسئولیت مدنی علیه او وجود دارد.
  • در حوزه‌هایی مانند مالیات، بیمه یا تعهدات قانونی خاص، ممکن است مسئولیت تضامنی برای مدیران پیش‌بینی شده باشد.

بنابراین در شرکت تعاونی، اصل بر محدود بودن مسئولیت مالی اعضاست، اما مدیرعامل به دلیل نقش اجرایی خود، در صورت تخلف می‌تواند با مسئولیت شخصی مواجه شود.

🔍 تفاوت تعاونی با شرکت سهامی از منظر مسئولیت مدیرعامل

در شرکت‌های سهامی، مقررات لایحه اصلاحی قانون تجارت به‌طور صریح مسئولیت مدیرعامل را در مواردی مانند ورشکستگی ناشی از تقصیر بیان کرده است. در حالی‌که در شرکت تعاونی، مسئولیت بیشتر بر مبنای قواعد عمومی مسئولیت مدنی و قانون بخش تعاونی تحلیل می‌شود.

با این حال، در هر دو نوع شرکت، اصل بر این است که مدیرعامل صرفاً به دلیل بدهی عادی شرکت مسئول نیست؛ بلکه اثبات تخلف یا وجود تعهد شخصی شرط اصلی رجوع به اوست.

نکات عملی برای کاهش ریسک مسئولیت مدیرعامل در قبال بدهی شرکت

مدیرعامل اگرچه اصولاً مسئول بدهی عادی شرکت نیست، اما در صورت تخلف، سوءمدیریت یا تعهد شخصی ممکن است با مسئولیت مدنی، کیفری یا مالیاتی مواجه شود. رعایت برخی اصول مدیریتی و حقوقی می‌تواند ریسک مسئولیت شخصی را به شکل قابل توجهی کاهش دهد و از بروز دعاوی سنگین جلوگیری کند.

📌 پایبندی دقیق به قانون، اساسنامه و مصوبات مجمع

مهم‌ترین عامل شکل‌گیری مسئولیت حقوقی مدیر عامل شرکت، تخلف از قانون یا اساسنامه است. بنابراین مدیرعامل باید:

  • پیش از انعقاد قراردادهای مهم، حدود اختیارات خود را بررسی کند؛
  • تصمیمات مهم مالی را مستند و در چارچوب مصوبات هیأت‌مدیره انجام دهد؛
  • از ورود به معاملات دارای تعارض منافع پرهیز کند؛
  • هرگونه مجوز لازم (مانند اجازه هیأت‌مدیره در معاملات خاص) را اخذ نماید.

⚖️ تفکیک امضای نمایندگی از تعهد شخصی

در تنظیم اسناد و قراردادها باید دقت شود که:

  • امضا به صراحت «به نمایندگی از شرکت» درج شود؛
  • از ارائه ضمانت شخصی بدون بررسی حقوقی خودداری گردد؛
  • در اسناد تجاری، عنوان و سمت مدیرعامل به طور دقیق قید شود.

بسیاری از پرونده‌های جلب مدیر عامل شرکت سهامی خاص ناشی از بی‌دقتی در همین بخش است.

📝 مدیریت صحیح امور مالی و مالیاتی

برای جلوگیری از مسئولیت مالیاتی:

  • ثبت صحیح دفاتر قانونی و ارائه ترازنامه واقعی ضروری است؛
  • پرداخت به‌موقع مالیات‌های قطعی‌شده در دوره مدیریت اهمیت دارد؛
  • در صورت داشتن حق امضا، نظارت مستقیم بر پرداخت‌ها انجام شود؛
  • در صورت بروز اختلاف مالیاتی، از مشاور یا وکیل متخصص استفاده گردد.

🔍 نظارت مستمر بر بدهی‌ها و تعهدات شرکت

مدیرعامل باید:

  • جریان نقدی و بدهی‌های جاری و غیرجاری را به‌صورت منظم بررسی کند؛
  • از افزایش بدهی بدون پشتوانه جلوگیری نماید؛
  • در صورت نزدیک شدن به وضعیت ورشکستگی، اقدامات قانونی پیشگیرانه انجام دهد؛
  • از تصمیمات پرریسک بدون تحلیل مالی خودداری کند.

زیرا در صورت اثبات اینکه سوءمدیریت موجب ورشکستگی شده، امکان مسئولیت شخصی مدیرعامل وجود دارد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا